ستم سنگين بر خويشتن
كافر و مشرك و فاسق و هر گنهكارى در اوج بىرحمى به خويش است، و گويا خود را دوست ندارد و نسبت به خويش از مهر و محبت خالى است، كسى كه با تيشه كفر ريشه سعادت ابدى خود را از بيخ و بن برمىكند. كسى كه با شرك همه ظاهر و باطن خود را به نجاست معنوى مىآلايد، كسى كه با فسق وجودش را از چهار چوب انسانيت خارج مىكند، كسى كه با آتش گناه فضايل و ارزشهاى خود را مىسوزاند معلوم است كه به خود مهر و محبت ندارد، و وجود خويش را نمىخواهد، زيرا به جاى جذب فضايل محكوم رذايل شده، و به جاى طلب رضايت خالقش سخط او را خواسته، و به جاى بندگى حق كه او را به وجود آورده و روزى داده و انبياء را براى هدايتش فرستاده و براى نظام دادن به حياتش كتاب نازل كرده و هشت در بهشت را به روى او باز گذاشته به بندگى شيطان اين دشمن آشكار برخاسته و محور زندگى را هواى نفس قرار داده و نهايتاً از اين راه ستم سنگينى بر خود روا داشته است!!
پرستش گوساله پس از اين كه بنىاسرائيل به نصرت و يارى خدا از شكنجههاى فرعونيان رهائى يافتند و بعد از آن كه آن همه معجزه از موسى ديدند و خلاصه در همه امور مورد محبت ويژه حضرت حق قرار گرفتند بدترين و زشتترين انحراف از ريشهدارترين و منطقىترين و مهمترين ركن ايمانى يعنى توحيد ناب و خالص است.
چه ستم سنگين و ظلم فاحشى است كه انسان با چشم باز و با ديدن آيات و بينات و معجزات و با شنيدن حقايق آن هم از كليم الله خدا را بگذارد و از پرستش او دست بردارد و متوسل به گوساله شود و پيشانى در برابر مجسمه يك حيوان به عنوان بندگى به خاك سايد.
واى از اين جهالت، آه از اين بىخردى، امان از اين آلودگى، شگفتا از اين جابهجائى كه معبود حق را رها كند و معبود باطل را به جاى او آن هم مجسمه يك گوساله را انتخاب نمايد.
آرى معبود حق يعنى وجود مقدسى كه خالق انسان او گزيننده او براى مقام خلافت اللهى است، و عطا كننده همه علم اسماء به آدم است.
معبود حق يعنى وجود مباركى كه زمين را براى زندگى موجودات زنده به ويژه انسان بسترى گسترده و آسمان را سقفى برافراشته قرار داد و از آسمان باران نازل كرد و به وسيله آن از محصولات گوناگون رزق و روزى قرار داد.
معبود حق يعنى آن ذات مقدسى كه انسان را معتدل و نيكو و آراسته و درست و در گردونه احسن تقويمى آفريد و آنچه را از اعضا و جوارح و نياز داشت به او عنايت فرمود.
معبود حق يعنى آن حقيقت ازلى و ابدى كه براى هدايت انسان به سوى يك زندگى پاك و سالم پيامبران را مبعوث به رسالت فرمود و با آنان كتاب و ميزان فرستاد تا سعادت دنيا و آخرت انسان تأمين شود و همه درهاى بهشت به روى او باز گردد.
معبود حق آن وجود مهربانى است كه از گناهان بندگاه به شرط توبه گذشت مىكند و آنان را مورد عفو و رحمت قرار مىدهد و از احسان و فضلش بر آنان مىافزايد.
معبود حق خداى بزرگى است كه انسان را در همه مواقع به ويژه در شدائد و مشكلات يارى مىدهد و از پاكيزهها و نعمتهاى حلال روزى انسان مىنمايد.
معبود حق نورى بىنهايت است كه بدون اين كه انسان داراى استحقاق باشد او را غرق نعمتهائى مىكند كه هرگز قابل شمارش نيست، و هر نعمتظاهرى و معنوى را بر او كامل مىنمايد.
معبود حق عزيز و حكيم و رؤف و رحيمى است كه به همه مؤمنان از هر روزگارى كه هستند وعده بهشت ابدى كه از زير درختانش نهرها جارى است و مساكن پاكيزه در جنات عدن و روضوان اكبر كه همه آنها فوز عظيم است داده «6» و در وعده او هيچ تخلفى نخواهد بود.
اگر كتابى به طول و عرض آفرينش با اوراقى بىنهايت بخواهد حضرتش را وصف كند قطعاً به وصف در نيابد و حقيقتش به وهم نگنجد، و فعالترين عقول به گوشهاى از معرفت ذاتش دست نيابد.
اميرالمؤمنين (ع) مىفرمايد: خداى را سپاس و ستايش كه گويندگان به عرصه ستايشش نمىرسند، و شماره گران از عهده شمردن نعمتهايش برنيايند و كوشندگان حقش را ادا نكنند، خدائى كه انديشههاى بلند او را درك ننمايند و هوشهاى ژرف به حقيقتش دست نيابند.
و نيز مىفرمايد: به نهانها آگاه است و از انديشهها با خبر است، به هر چيزى احاطه دارد. و بر هر چيزى غالب است و بر همه چيز تواناست.
و در خطبهاى ديگر مىفرمايد:
ستايش خداى را كه بدون ديده شدن شناخته شده، و جهان هستى را منهاى فكر و انديشه آفريده، خدائى كه هميشه قائم به ذات و دائم بوده و هست آنگاه كه نه آسمانى داراى برج، نه حجابهائى داراى درهاى بزرگ نه شب تاريك، نه درياى آرام، نه كوههاى داراى تنگهها، نه راه پيچيده و كج نه زمين گسترده و نه مخلوقى داراى قدرت وجود داشت، اوست به وجود آورنده مخلوقات و وارث آنان، و معبود خلق و رازق ايشان، آفتاب و ماه در مسير رضايتش در حركتاند، هر تازهاى را كهنه مىكنند و هر دورى را نزديك مىنمايند روزىهاى موجودات را تقسيم، و آثار و اعمالشان و عدد نفسهايشان را حساب نموده، و به خيانت چشمها آگاه و به آنچه را سينهها پنهان مىكند داناست و به قرارگاهشان در ارحام و گذرگاهشان در اصلاب تا به نهايت سير خود برسند بصير است
بنىاسرائيل حضرت حق را كه معبود حق است، و فطرت هر انسانى به او توجه دارد، بر اساس حسگرائى، و تقليد مذموم، و بافتههاى خيالات و اوهام در عين ديدن آن همه لطف از خدا، و مشاهده آيات و معجزات كنار نهادند و به جاى او گوساله را معبود گرفتند و به ظلمى عظيم و ستمى سنگين نسبت به خود كه در حقيقت ويران كردن خانه انسانيت، و ضربه زدن به آدميت و محروم كردن خود از سعادت دنيا و آخرت و انحراف از اصيلترين اصل ايمانى و ركن اعتقادى است تن دادند، به همين خاطر مقدمات گذشت از آنان و پذيرش توبه آن ستمگران به متناسب آن ظلم و ستم بايد فوقالعاده شديد و سنگين باشد
English