وجود انسان امانت الهى است
مطلب دوم را مختصرتر و با تكيه بر اين دو بيت شعر عرض مىكنم.
|
خاك امين و آنچه در وى كاشتى |
بىخيانت جنس آن برداشتى |
|
|
اين امانت زان عنايت يافته است |
آفتاب عدل بر او تافته است. |
|
چون زمين به حق وصل است امين است و امين اضافهكننده هم هست. براى همين، يك دانه گندم كه به او مىدهى يا يك دانه سيب زمينى يا نخود يا پرتقال كه مىكارى، بعد از مدتى به جاى آن يك دانه پرتقال در هر سال، پنجهزار پرتقال مىدهد و آن دانه گندم را هفتصد برابر مىكند. تقلب و كلاهبردارى هم در كارش نيست. امين الهى است و تو هرچه در آن بكارى بىخيانت برداشت مىكنى.
حكما و عرفا مىگويند: شايسته است كسىكه از زمين آفريده شده، مانند زمين امين باشد و بگذارد آيات قرآن را در او بكارند تا اين وجود امين آيات الهى را به شجره طيبهاى تبديل كند كه:
«أصلها ثابت و فرعها فى السّماء تؤتى أكلها كلّ حين».
ريشهاش استوار و پابرجا و شاخهاش در آسمان است و ميوهاش را به اجازه پروردگارش در هر زمانى مىدهد.
يكى از مصاديق اين معنا و ماهيان اين دريا كه ابدا به خشكى رو نكرد و زمين بسيار امينى بود كه از گنج الهى به خوبى نگهدارى كرد خديجه كبرى ، سلام اللّه عليها، بود. عظمت اين بانو را از محصولش مىتوان شناخت و فهميد كه اين ماهى در اين درياى وحدت و بحر «لا اله الا الله»، در اين درياى «لا حول و لا قوة الا باللّه» و «لا مؤثر فى الوجود الا اللّه» و «اياك نعبد و اياك نستعين» چگونه زيسته است. دانهاى كه در اين سرزمين كاشته شد، به فاطمه زهرا بدل شد و محصول آن حسن و حسين، عليهما السلام، گرديد. باغبان اين دو كشت نيز پيغمبر و على، عليهما السلام، بودند. ميوههاى بعدى اين كشت حضرت زين العابدين تا امام عصر، عليهم السلام، بود. ميوه امام زمان هم يك جزئش حوزههاى علميه شيعه از زمان مرحوم كلينى تاكنون است كه هزاران فقيه و اصولى و مفسر و عالم و مولد و نويسنده تحويل عالم داده است و اين رشد ادامه دارد تا روزى كه همين زمين پر از ميوه سالم شود.
«و لقد كتبنا فى الزّبور من بعد الذّكر أنّ الأرض يرثها عبادى الصلحون».
و همانا ما پس از تورات در زبور نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ميراث مىبرند.
همه اين بركات به حضرت خديجه باز مىگردد. او زمينى امين و پيغمبر باغبان آن بود و محصولش نيز «سيدة نساء العالمين، ام الائمة نقباء النجباء» شد. اين ماهى هرگز در خشكى پول نيفتاد، با اينكه خيلى پول در كنارش بود. در خشكى سران عرب نيفتاد و هر متكبر ثروتمندى در خانهاش را زد و حاضر شد با هر شرطى با او ازدواج كند قبول نكرد، چون مىگفت: اثر پاكى در چهره او نمىبينم. تا چهل سالگى حاضر به ازدواج نشد و قبل از پيغمبر اين زمين امين را به دست كسى نداد. اينكه گفتهاند ايشان قبل از پيغمبر دوبار شوهر كرده دروغ است. اينها را ديگران ساخته و به اين خانواده بستهاند. خديجه به چه كسى پيش از پيامبر شوهر كرد؟ به مشركان بتپرست؟ آن هم خانم عاقل فرزانه باكرامت باوقارى مثل او؟
ايشان با كسى ازدواج نكرد تا اينكه پيغمبر با كاروان تجارى او از مكه به شام رفت و با سود قابل توجهى بازگشت. آنگاه، خديجه از غلامش كه در اين سفر با پيامبر بود درباره ايشان پرسيد. گفت: خانم، هرچه ارزش در اين عالم هست در اين مرد جمع است. گفت: ازدواج كرده؟
گفت: نه. گفت: پس آن باغبانى كه بايد در سرزمين من ميوه خدا را بكارد اين است. برو پيش عمويش و بگو درست است كه من چهل سالم است، ولى از برادرزادهات سؤال كن حاضر است با من ازدواج كند؟ ابو طالب سخن خديجه را به پيامبر رساند. پيغمبر با اينكه از طريق قلبش مىدانست خداوند از ازل او را براى ساختن فاطمه به وجود آورده، عادى برخودر كرد و گفت: عمو جان، اگر ميل دارد ازدواج كند، من حاضرم.
براى اثبات بزرگى اين زن همين بس كه او 14 سال قبل از پيغمبر از دنيا رفت، ولى پيامبر تا آخر عمر مىگفتند: دنيا كجا و خديجه كجا؟ مگر ديگر كسى مثل خديجه پيدا مىشود؟
English