تا نگردى آشنا زين پرده رمزى نشنوى
آنچه تا به حال درباره وظيفه انسان در عالم آورديم مربوط به حواس ظاهرى و چشم سر او بود، درحالىكه انسان حواس باطنى و چشم قلبى هم دارد. نكته در اينجاست كه انسان بر اثر تفكر درباره خودش و هستى و همسويى با هدف خلقت حواس باطنىاش به كار مىافتد و چيزهايى مىبيند و مىشنود و مىگويد كه ديگر گوشها و چشمها و زبانها از آن عاجزند. رسول خدا مىفرمايد:
«من أخلص للّه اربعين يوما فجر اللّه ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه».
هركس چهل روز خود را براى خدا خالص كند و پاك نگهدارد چشمههاى حكمت از قلبش بر زبانش جارى مىشود.
ما هم اگر اهل فكر و همسويى با هدف خلقت باشيم و جود خود را تنها در راه خير هزينه كنيم به چنين دركها و فهمها و كراماتى مىرسيم.
اگر گوشمان همان گوشى باشد كه خدا مىخواهد چيزهاى زيادى را مىشنويم، چون پردهها براى چنين گوشى كنار رفتهاند. مطابق فرمايش قرآن، بعد از پاكى همه جانبه، گوش انسان اگر اين صداها را در بيدارى نشنود، در خواب مىشنود.البته، رسيدن به اين مقام به اين راحتىها هم نيست ولى مىشود شنيد و ديد. چون اين صداها موجود است و مطابق قانون لاوازيه [29] از محالات است كه اين صدا در هوا نابود شود.
حالا گوش جان بسپاريم و دل به امير المومنين بدهيم كه لحظهاى وجودش را در راهى غير از راه خدا خرج نكرد، بلكه صداى مباركش را از وراى اين همه سال در محراب مسجد كوفه بشنويم كه به پروردگارش عرض مىكرد: «مولاى يا مولاى، انت المولى و انا العبد و هل يرحم العبد الا المولى؟ مولاى يا مولاى، انت العزيز و انا الذليل و هل يرحم الذليل الا العزيز؟ مولاى يا مولاى، انت الحى و انا الميت و هل يرحم الميت الا الحى؟ مولاى يا مولاى، انت القوى و انا الضعيف و هل يرحم الضعيف الا القوى؟ ...»
English