كلامى درباره نماز شب
دريغم مىآيد حال كه اين حكايت را آوردم درباره نماز شب كلامى نگويم. درست است كه نماز شب مستحب است ولى كسىكه پاسى از شب گذشته از خواب دل مىكند و اين يازده ركعت را مىخواند معلوم است عاشق خداست و با او پيوند دارد. انجام واجبات مهم است و بهشت و جهنم انسان به آنها بستگى دارد، ولى به جا آوردن مستحبات اجبارى نيست. براى همين، كسىكه عمل مستحبى را انجام مىدهد يك قدم از ديگران به خدا نزديكتر است و حال بهتر و معرفت بيشترى دارد. از طرفى، نديدهام خدا در قرآن مجيد اينقدر كه به نماز شب بها داده به عمل مستحب ديگرى بها بدهد و مثلا بگويد اگر كسى هفت بار سعى و صفا و مروه مستحبى به جاى آورد خوب است، درحالىكه درباره نماز شب كه وقتش از حدود ساعت يازده و پانزده دقيقه شب شروع مىشود تا دو دقيقه مانده به اذان صبح مىگويد:
«تتجافى جنوبهم عن المضاجع يدعون ربهم خوفا و طمعا و مما رزقناهم ينفقون. فلا تعلم نفس ما أخفى لهم من قرة أعين جزاء بما كانوا يعملون».
ملازم بستر استراحت و خواب نيستند، بلكه پهلوهايشان از خوابگاههايشان دور مىشود، درحالىكه همواره پروردگارشان را به علت بيم از عذاب و اميد به رحمت و پاداش مىخوانند و از آنچه آنان را روزى دادهايم، انفاق مىكنند. پس هيچكس نمىداند چهچيزهايى كه مايه شادمانى و خوشحالى آنان است به پاداش اعمالى كه همواره انجام مىدادهاند، براى آنان پنهان داشتهاند.
يعنى پاداش اين يازده ركعت را براى هيچ ملك، جن، و انسى معلوم نكردهام و جز خودم هيچكس ميزان و كيفيت آن را نمىداند. اميدوارم همين كلام كوتاه انگيزهاى باشد براى همه ما كه خود را در زمره دوستداران نماز شب و بهجا آورندگان آن قرار دهيم.
English