نزول عذاب به سبب نافرمانى پيوسته
گاهى انسان بر اثر جهل، غفلت، غلبه هوا و هوس، فريب كارى ديگران به معصيتى مبتلا مىشود ولى پس از پايان معصيت به پشيمانى و ندامت مىنشيند و از حضرت حق عذرخواهى مىكند و به جبران گناه بر مىخيزد و خلاصه به توبه و انابه و جلب رحمت و مغفرت موفق مىگردد، چنين گناهكارى البته از دايرهى استحقاق عذاب خارج مىشود و مورد لطف و محبت حق قرار مىگيرد.
ولى گاهى انسانى يا خانوادهاى يا جامعهاى آلوده به گناه مىگردد، و در معاصى و فسق و فجور غرق مىشود و بر تداوم گناهش و مخالفت با حق اصرار مىورزد و انديشه و فكرى نسبت به عواقب خطرناك گناه نمىكند، و نيتى هم براى قرار گرفتن در فضاى توبه ندارد، و با غرور و كبر در برابر حق مىايستد و حتى انحراف فكرىاش به جائى مىرسد كه كارهاى زشت خود را خوب و پسنديده مىانگارد، چنين فردى يا خانوادهاى يا جامعهاى پس از پايان مهلت الهى كه در آن مهلت مىتوانستند در مقام توبه و انابه در آيند و به تدارك گذشته برخيزند و آينده را به صورت آيندهاى پاك و نورانى پىريزى كنند مستحق كيفر و عذاب الهى در دنيا و آخرت مىشوند.
در ميان امتهاى گذشته بسيارى از امتها فقط و فقط بخاطر تداوم دادن به گناهانشان و روىگردانى از توبه و اصلاح نفوسشان و توجه ننمودن به موعظه و پند و نصيحت دلسوزانشان همچون بنىاسرائيل زمان موسى و پس از او مستحق عذاب استيصال شدند، عذابى كه براى دفع و رفع آن چارهاى نيافتند و بناچار در گردونه عذاب افتادند عذابى كه نظم و انضباط زندگى آنان را به هم ريخت و آرامش و سكونت باطن آنان را نابود كرد و قدرت و قوتشان را بر باد داد و نگرانى و ضعف و دلهره بر آنان حاكم كرد و گاهى ساليانى طولانى در آن عذاب و به فرموده قرآن و رجزى كه از ناحيه حق به عنوان كيفر گناهان مداومشان بر آنان نازل شد دست و پا زدند، و فرياد و ناله كشيدند، ولى از آن خلاصى نيافتند و احدى را هم براى يارى خود پيدا نكردند، تا با ذلت و خوارى و ضعف و زبونى و افتضاح و رسوائى به كام مرگ در افتادند و از گلوى مرگ به معده دوزخ و عذاب ابد رهسپار شدند.
English