عذاب شديد حرمت شكنى
واى از روزى كه مهلت خدا نسبت به اهل فسق و فجور و حرمت شكنان پايان پذيرد و نوبت عذاب رسد، آن روز براى ستم پيشگان و اهل گناه روز بسيار سختى است، تمام درهاى نجات و راههاى فرار بسته مىشود و قدرت اهل گناه به صفر مىرسد، و از طرف هيچ كس يارى نمىشوند و خود هم نمىتوانند خود را يارى دهند.
امر و فرمان تكوينى خدا بر عذاب لجبازان و متكبران و حرمت شكنان فرا رسيد.
فَقُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ
فاء در قلنا كه فاء تفريع است و فرمان كُونُوا دلالت بر سرعت فوقالعاده انجام فعل و تأثير آن حرمت شكنى در ظهور اين امر و تحقيق متعلق آن است، تجاوز به حريم مقدس شعار دين آنان را زمينه داد تا به فرمان تكوينى حق به شكل بوزينگان مطرود و خوار درآمدند.
اين دگرگونى صورت انسانى به صورت حيوانى كه امرى ظاهرى بود نه باطنى چنان كه از صريح آيه شريفه استفاده مىشود، نتيجه تراكم ملكات حيوانى و استوارى آن در نفوس يهود پيمان شكن بود كه به امر تكوينى حق در ظاهر آنان نمايان شد و شكل واقعى بوزينه آن حيوان مسخره و مقلد را گرفتند.
مفسرانى كه به تاويل آيه دست انداختهاند و مىگويند باطن آنان مسخ شد، يا جمله را تعبيرى براى سرزنش و اهانت احتمال دادهاند با آيه شريفه هيچ تناسبى ندارد، علاوه بر اينكه مسخ باطن يا عنوان سرزنش اهانت مايه عبرت نمىباشد.
مايه عبرت آن واقعيتى است كه با چشم قابل مشاهده و سبب ترس انسان از افتادن در حادثه و جريانى مانند آن است.
آرى بنىاسرائيل حيلهگر و بازى كننده با قوانين الهى، و مقلدان هوا و هوس به ظاهر صورت و جسم به شكل بوزينه درآمدند و ايجاد اين دگرگونى بر قدرت بىنهايتى كه هر لحظه در عرصهگاه هستى ميلياردها دگرگونى به وجود مىآورد بسيار بسيار آسان است.
تربيتهاى مادى و غير دينى و شعائر قومى و ملى نمىتواند ملّتى را برپا دارد، اين ملّت چون شعائر و نواميس دين را رها كنند، وحدت و قدرت و معنويات خود را يكسره مىبازند و چون بوزينگان ملعبه و تقليدچى ديگران مىگردند و ديگر در سرنوشت خود تأثيرى ندارند و از صحنه زندگى رانده مىشوند» كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ.
روح البيان مىگويد: اين بلا و خسارت پاداش كسى است كه قدرشناس احسان نباشد، و آن كه احسان منعم را با كفران نعمتهايش پاسخ دهد از عرصه عزت وصال به ذلت هجران و ممنوع شدن از فيوضات منعم درآيد.
عقوبت امتهاى گذشته به عذاب خسف و مسخ بر اجسادشان بود و عقوبت و كيفر گناهان اين امت بر قلوب آنان است، و عقوبت قلوب از عقوبت نفوس سختتر و شديدتر است.
وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصارَهُمْ:
و دلها و ديدگانشان را كه وسيله فهم و بصيرت است به كيفر گناهانشان وارونه و دگرگون مىكنيم تا از اتصال به حقايق محروم شوند و از آلوده شدن به هر گناهى احساس ندامت نكنند، و به توبه و انابه باز نگردند!!
آرى كسى كه در خدمت حضرت ربّ ادب نورزد، و در اثناء سلوك قدم از جاده حق بيرون گذارد، و با قدم احترام و حرمت به بساط قرب در نيايد مستوجب حرمان از فيوضات، و جلب كنندهى خسارات، و مبتلاى به عقوبات مولا مىشود.
علامت مسخ قلب افتادن در انواع محرمات و غلطيدن در انواع معاصى، و آلوده شدن به گناهان گوناگون است.
خوك با ولع و حرص نجاسات و لاشههاى گنديده را مىخورد، صاحب قلب مسخ شده هم با حرص و ولع سراغ انواع گناهان و خوردن محرمات از قبيل رشوه و غصب و مشروبات الكلى و ... مىرود.
نشانه مسخ قلب سه چيز است: شيرينى طاعت و عبادت را در نمىيابد، از معصيت ترس و هراس ندارد، و از مرگ ديگران و حادثهها عبرت نمىگيرد.
English