پيامبر آينه خداست
سنى و شيعه روايت عجيبى از پيامبر اكرم نقل كردهاند كه خيلى عالى است. اى كاش چشم ديدن اين وجود شريف را به ما نيز مرحمت مىكردند تا مىفهميديم پيغمبر اسلام، صلى اللّه عليه و آله، چه مىفرمايند.
به راستى، اگر خود ايشان اين سخن را نمىفرمودند، چه كسى مىخواست آن را بگويد؟ گمان نبايد كرد تعريف از خود همهجا بد است. زيرا موقعيتهايى وجود دارد كه نشان دادن حقيقت واجب شرعى است. اينجا، ديگر مسأله خودنمايى و ريا و تظاهر و ... مطرح نيست.
بگذريم از اين كه در ارواح طيبه اولياى الهى چنين مسائلى راه ندارد.
دليل مساله اين است كه به شهادت كسى كه از ابتداى خلقت كينه ما را به دل گرفته (شيطان)، او قادر به وسوسه برگزيدگان خداوند نيست.
قرآن مجيد مىفرمايد: پس از آن كه شيطان از خداوند خواست تا روز قيامت زنده بماند و خداوند درخواست او را پذيرفت، او به پروردگار عالم گفت:
«قال فبعزتك لاغوينهم أجمعين. إلا عبادك منهم المخلصين».
گفت: به عزتت سوگند، همه آنان را گمراه مىكنم، مگر بندگان خالص شدهات را!
خود شيطان گواهى مىدهد كه گذرش به انسانهاى مخلص نمىافتد.
وقتى قرآن اين معنا را بيان مىكند، ديگر درباره عباد مخلص خدا هرچه بخواهيم بنويسيم و بگوييم بايد پاكى محض باشد. لذا، در كتب شيعه و سنى، هر مطلب ديگرى كه در حق انبيا و ائمه، عليهم السلام، آمده كه با اين معيار سازگار نيست صد درصد باطل است. پس، آنچه اهل سنت درباره بعضى روشها و منشهاى پيغمبر، صلى اللّه عليه و آله، نوشتهاند كاملا ضد قرآن است. آرى، اگر گذر شيطان به اين انسانها مىافتاد و او را در آنان راهى بود، مىشد اين نسبتها را به پيغمبر و ائمه طاهرين پذيرفت يا حداقل احتمال درستى آنها را داد، ولى با توجه به اين آيه قرآن پذيرش آن ممكن نيست. كسانى هم كه به اين حرفها دل دادهاند و درباره آنها مىنويسند دليل كمال بىمعرفتىشان با خودشان است.
وقتى ابليس معترف است كه گذرش در خيمه حيات مخلصين نمىافتد، چرا شما چيزهايى در كتابها يا مقالههاى خود مىنويسيد كه نشان مىدهد گذر شيطان به راحتى در خيمه حيات انبيا و ائمه مىافتاده است و با آنها هم مىتوانسته بازى كند و سرشان كلاه بگذارد؟ مشكل اين عده اين است كه دچار جهلاند و خود را ميزان تشخيص واقعيات قرار دادهاند و خيال كردهاند پيغمبر خدا هم مثل آنهاست. وقتى شيطان اعلام مىكند كه گذر من به آنها نمىافتد، ديگر درباره مقام انبيا و ائمه غير از مثبت گفتن و مثبت نوشتن راهى باقى نمىماند، زيرا همه راهها از خداوند بسته و حجت بر همه تمام شده است. اگر كسى اين مبنا را قبول نكند، نبوت و امامت از حجيت خواهد افتاد و ديگر نمىتوان به هيچ پيامبر يا امامى اعتماد كرد.
عجب بازىهاى عجيبى در دنيا وجود دارد! و شيطان چه هنرمندانه با همه اعوان و انصار داخلى و خارجى خود براى آسيب رساندن به آبروى مخلصين هجوم آورده است! البته، اينها خيال مىكنند كه با چنين سخنانى به خيمه حيات پيغمبر، صلى اللّه عليه و آله، هجوم آوردهاند و فضائل پيغمبر و ائمه را به غارت دادهاند. زيرا خداوند خود نگهدار نور خويش است. اين عده نيز گرفتار بيمارى صعبى شدهاند كه علاجش تنها و تنها قرآن است:
«و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنين و لا يزيد الظالمين إلا خسارا».
و ما از قرآن آنچه را براى مؤمنان مايه درمان و رحمت است نازل مىكنيم و ستمكاران را جز خسارت نمىافزايد.
اگر اين انسانها به واقع آدم باشند و انصاف داشته باشند، كافى است به همين آيه نگاه كنند:
«قال فبعزتك لاغوينهم أجمعين. إلا عبادك منهم المخلصين».
تا ديگر قلم انحرافى و زبان آلوده را به اين حريم نكشانند؛ زيرا كسى كه اهل قرآن است و در سخنانش انصاف را رعايت مىكند اينگونه است و خيلى صاف و شفاف سخن مىگويد. امام راحل، رحمه اللّه، بارها مىفرمودند: آنچه ما در اين مملكت و اين حكومت انجام داديم، از انقلاب و برخورد با طاغوت و كشته شدن و كشته دادن، درسى است كه از حضرت سيد الشهداء، عليه السلام، گرفتهايم. يعنى حسين انسانى است كه شيطان در حريم او راه ندارد، پس منش و روش و حركات او براى ما حجت است.
English