معناى بصيرت
بصيرتى كه در قرآن كريم مطرح است به معناى ديد صحيح و درست به تمام حقايق عالم و به معناى دريافت صحيح از پروردگار مهربان و تمام جرياناتى است كه در عالم هستى وجود دارد. به عبارت دقيقتر، به معناى ديدن حقيقت تمام واقعيات است. اين دانشى است كه ويژه انبياى خدا و ائمه طاهرين است. البته، اين دانش در هر پيغمبرى به تناسب ظرفيت وجودىاش تجلى يافته و به طور كامل و به صورت جامع تنها در وجود مبارك رسول خدا، صلى اللّه عليه و آله، جلوه داشته است. پس از ايشان، مجموعه اين دانش كامل و جامع، به اذن پروردگار، به وجود مبارك امير المومنين، عليه السلام، انتقال پيدا كرده است.
سبب اينكه خداوند مهربان عالم با صفت بصيرت از پيغمبر اكرم و امير المؤمنين، عليهما السلام، ياد مىكند اين است كه مىخواهد نسبت به اعمال پيغمبر و امير المؤمنين، اخلاق پيغمبر و امير المؤمنين، انديشه پيغمبر و امير المؤمنين، و حالات و رفتار ايشان حجت براى تمامى مردان و زنان عالم تمام باشد تا فرداى قيامت، نسبت به انحرافات فكرى و عملى و اخلاقى، درهاى عذر و بهانه به روى مردم بسته باشد. در حقيقت، پروردگار مىخواهد در قيامت به تمام مردان و زنان عالم بگويد: آراء، افكار، اعمال، اخلاق، منش، و حالات اين انسانها براساس بصيرت بوده است. يعنى دريافتها، اعمال، و اخلاقشان صحيح بوده و به همين سبب وجود آنها را براى شما دليل و راهنما و طرح كامل برپا كردن ساختمان حيات انسانى قرار دادم. براى همگان نيز در دنيا واجب بود در همه امور به ايشان اقتدا كنند؛ نه از آنها جلو بيفتند و نه از آنها پس و عقب بمانند، چون آنها كه از ايشان جلوتر حركت مىكنند افراطى هستند و انسانهايى كه عقب مىمانند تنبلهاى تفريطى هستند و پروردگار مهربان عالم بنا ندارد در دنيا و آخرت اهل افراط و تفريط را بپذيرد و قبول كند. تنها مردان و زنانى در دنيا و آخرت مقبول پروردگار هستند كه در همه امور زندگى به وجود مبارك پيامبر يا امير المؤمنين، عليهما السلام، اقتدا كنند.
بعد از ذكر اين مقدمه قرآنى، به دو روايت كه از مباحث گفتارهاى گذشته به جا مانده اشاره مىكنم هر دو روايت را با حيات و زندگى وجود مبارك امير المؤمنين، به اندازهاى كه فرصت اجازه مىدهد، معنا كنم.
English