لطفا منتظر باشید

ارزش يادگرفتن و آموختن‏

منابع مقاله:

کتاب   : تفسير حكيم جلد دو

نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان

 قرآن مجيد در سوره مباركه نحل آيه 43 و سوره مباركه انبيا آيه 7 از همه مردم دعوت ميكند براى پى بردن به حقايق، و درك معالم دين، و شناخت پيامبران و اهدافشان و به دست آوردن معرفت و عرفان به آنچه در رشد و كمالشان مؤثر است در برابر دانشمندان و عالمان زانوى ادب زده و لب به پرستش بگشايند و بيمارى جهل خود را با داروى علم آگاهان معالجه كنند، و به فضاى نورانى حقايق وارد شوند، و در جادّه بينش و بصيرت قدم بگذارند تا با سرمايه علم و معرفت كه از راه آموختن به دست آوردهاند سعادت دنيا و آخرت خود را تأمين نمايند و هماى پاداش جاودانى و خوشنودى حضرت حق را در آغوش گيرند، و از بند اسارت ننگ بار دوزخ كه ثمره تلخ نشنيدن كلام حق، و درو ماندن از عمل‏ صالح و تعقل ننمودن در همه امور است رهائى يابند و به بهشت ابدى و خانه سرمدى درآيند.

قرآن مجيد درباره فضيلت آموختن و يادگرفتن و ترغيب شديد نسبت به اين كار با ارزش ميفرمايد:

فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ ... «1»

پس چرا از هر جمعى گروهى [به سوى عالمان‏] كوچ نمى كنند تا دينشناس شوند و به فهم معالم الهى نائل گردند.

فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ: «2»*

پس اگر نمى دانيد از اهل دانش و بينش بپرسيد.

از آيه شريفه به طور قطع وجوب پرسش و سؤال براى رفع بيمارى جهل و آشنا شدن به معارف الهيه و احكام شرعيه استفاده ميشود.

همانطور كه از آيه شريفه وجوب پرسش استفاده ميشود به همين صورت از ديگر آيات وجوب ياد دادن نيز استفاده ميشود، و پنهان داشتن علم و كتمان حقايق از گناهان به حساب ميآيد.

قرآن درباره وجوب ياد دادن و آموزش علم به ديگران ميفرمايد:

وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَ لا تَكْتُمُونَهُ: «3»

و ياد كن هنگامى كه خدا از كسانى كه به آنان كتاب آسمانى داده شد پيمان گرفت كه حتماً بايد احكام و حقايق آن را براى مردم بيان كنيد و پنهانش ننمائيد.

رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم درباره ارزش ياد گرفتن و آموختن و رفت و آمد به مجالس علم و دانش در رواياتى ميفرمايد:

«من طلب علما فادركه كتب الله تعالى له كفلين من الاجر، ومن طلب علما فلم يدركه كتب الله له كفلًا من الاجر:» «4»

كسى كه خواهان دانشى باشد، پس آن را بيابد، خدا از پاداش براى او دو نصيب مينويسد و كسى كه در طلب علمى باشد و آن را نيابد خدا از پاداش يك نصيب براى او مينويسد.

«من احب ان ينظر الى عتقاءالله تعالى من النار فلينظر الى المتعلمين فوالذى نفسى بيده ما من متعلم يختلف الى باب العلم الا كتب الله تعالى له بكل قدم عبادة سنة وبنى الله بكل قدم مدينة فى الجنة و يمشى على الارض وهى تستغفر له و يمسى و يصبح مغفورا له وشهدت الملائكه انهم عتقاءالله من النار:» «5»

كسى كه دوست دارد به آزاد شده هاى خدا از آتش دوزخ نظر كند به دانشجويان و آموزندگان بنگرد، به كسى كه جانم به دست اوست، دانشجوئى در رفت و آمد به باب دانش و علم نيست مگر اين كه خداوند به هرقدمى عبادت يكسال براى او ثبت ميكند، و به هر قدمى شهرى در بهشت براى او بنا ميكند، و روى زمين راه ميرود در حالى كه زمين براى او طلب مغفرت ميكند، و آمرزيده صبح و شب مينمايد، و فرشتگان گواهى ميدهند كه اينان آزاد شده هاى خدا از آتش دوزخ اند.

«من جاؤه الموت وهو يطلب العلم ليحيى به الاسلام كان بينه وبين الانبياء درجة واحدة فى الجنة:» «6»

كسى كه مرگ به سويش آيد، در حالى كه دنبال دانش است تا به وسيله آن اسلام را زنده كند، در بهشت ميان او و پيامبران يك درجه تفاوت است.

از نظر اهل بيت پى گيرى شناخت پروردگار و شناخت وجود خويش، و شناخت تكاليف و مسئوليتها و شناخت خطرها و زيانها امورى بسيار با ارزش است.

حضرت صادق در روايتى دنبال كردن و طلب دانش و فروتنى در برابر معلم و نسبت به دانشجو را لازم و واجب ميداند:

«اطلبوا العلم وتزينوا معه بالحلم والوقار وتواضعوا لمن تعلمونه العلم وتواضعوا لمن طلبتم منه العلم ...» «7»

واجب است پى گير دانش باشيد و آن را با بردبارى و وقار زينت دهيد، و به كسى كه به او دانش ميآموزيد فروتنى نمائيد، و به كسى كه از شما درخواست علم ميكند تواضع كنيد.

اين نكته را نيز ناگفته نگذارم كه اگر انسان به ترك همه گناهان ظاهرى و باطنى و آشكار و پنهان موفق شود، و دلى پاك و قلبى سليم و روحى آراسته پيدا كند، و به نور حق منور گردد، و قدم از صراط مستقيم عقب نگذارد، و به تمام تكاليف و مسئوليت هاى شرعى و اخلاقى عمل كند خداوند برخى از حقايق و معارف را به قلب او الهام ميكند و بدون زحمت رفتن نزد معلم به او تعليم ميدهد چنان كه از رسول الهى روايت شده:

«من اخلص لله اربعين صباحاً جرت من قلبه على لسانه ينابيع الحكمة:» «8»

كسى كه چهل روز خود را براى خدا خالص و پاك نمايد، چشمههاى حكمت از قلبش بر زبانش جارى ميشود و از حضرت عيسى خطاب به حواريون نقل شده:

«لاتقولوا العلم فى السماء من يصعد ياتى به ولا فى تخوم الارض من ينزل يأتى به ولا من وراء البحرمن يعبر ياتى به بل العلم مجعول فى قلوبكم تادبوا بين يدالله بآداب الروحانيين يظهر عليكم:» «9»

نگوئيد دانش در آسمان است هركس به جانب آن بالا رود به آن ميرسد، و نه در اعماق زمين است كه هر كس به سوى آن فرود آيد به آن ميرسد، و نه در پشت درياهاست هركس به طرف آن عبور كند آن را مييابد بلكه اين مايه ملكوتى و سرمايه عرشى در قلوب شما نهاده شده، در پيشگاه خدا به آداب فرشتگان مؤدب شويد تا بر شما آشكار گردد.

 

عرضه اسماء به فرشتگان‏

پس از آن كه حضرت حق اسماء را كه در حقيقت مسميات ملكوتى و غيب آسمانها و زمين، و حقايق ثابته و جاويد يا به تعبير معارف حقه، اسماء حسنى است كه افق طلوع و مطلح الفجرش وجود ذى جود خليفة الله است به آدم آموخت به دليل ضمير «هم» در ثم عرضهم كه دلالت بر حقايق و اشباح زنده دارد و داراى وجود عينى است به فرشتگان كه خود را به مقام خلافت شايسته ميدانستند عرضه داشت و با توجه به اين كه آنان از حقايق عينى آن اسماء نا آگاه بودند از آنان خواستاى نا آگاهان به حقايق عينى و وجودى، حداقل از اسماء اين حقايق عينى مرا خبر بدهيد اگر در ادعاى خود نسبت به شايسته بودشان به مقام خلافت الهى صادق و راستگوئيد، فرشتگان كه خود را از حداقل علم تعليم داده شده به آدم خالى ديدند، و از اين كه حتى نسبت به اسماء حقايق نا آگاه بودند چه رسد به خود حقايق به عجز و ناتوانى و ظرفيت اندك خود در برابر ظرفيت و سعه وجودى آدم اعتراف نموده به پيشگاه مبارك حضرت حق به اين صورت عرضه داشتند:

قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ‏

خداوندا تو از هر نقص و عيبى منزهى ما را جز دانشى كه به ما آموختهاى دانشى نيست، بى ترديد توئى كه دانش و حكمت بى نهايت نزد توست و عليم و حكيم توئى.

فرشتگان در اين زمينه نسبت به علم اندك و ظرفيت محدود خود و اين كه از بسيارى از حقايق بى خبرند آگاه شده و در اوج تواضع و فروتنى و انكسار و خاكسارى در پيشگاه حضرت محبوب اقرار به عجز نموده و مقام خلافت را شايسته آدم دانستند.

به خواست حق در آياتى كه مسئله تواضع و فروتنى مطرح است در رابطه با اين حقيقت اخلاقى و شئون مختلفش و مصاديقش بحث مفصلى خواهد آمد.

قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ‏

خداوند فرمود: اى آدم فرشتگان را از نام هاى آنان خبرده، پس هنگامى كه نام هايشان را به فرشتگان خبر داد خداوند گفت: آيا به شما نگفتم كه من يقيناً نهان آسمانها و زمين را ميدانم و به آنچه شما آشكار ميكنيد و به آنچه همواره پنهان ميداريد آگاهم.

حكيم خبير فيلسوف كبير فيض كاشانى در توضيح مختصرش در رابطه با اين آيه ميگويد: اى آدم فرشتگان را به حقايقى كه از آن پوشيده است و معارفى كه از آنان مستور است آگاه كن تا جامعيت تو را نسبت به آنها آگاه شوند و به قدرت خدا بينا گردند كه براى او جمع كردن صفات گوناگون و مختلف و اسماء متناقض و مظاهر آنها در عين تضادى كه با هم دارند در يك مخلوق سهل و آسان است.

«ليس على الله بمستنكر ان يجمع العالم فى واحد»

بر خدا ابداً سخت نيست كه جهان را در يك فرد جمع كند «10» آرى براى حضرت حق كه قدرت و علم و حكمت و عدل بى نهايت است مشكل و سخت نيست كه در كالبدى خاكى و جسمى مادى روحى عظيم، و عقلى با گستردگى و وسعت بى نظير، و آرزوهائى بى مرز، و عواطف و احساسات در مشاعرى بى بديل، و شهوت و غضب، و كششها و جاذبه هاى متضاد، و صفاتى ملكوتى و عرشى، و آثارى حيوانى، و همه دانش اسماء را قرار دهد، و غيب آسمانها و زمين را كه ماهيتاً خارج از آسمانها و زمين است و منظور مسميات و حقايقى است كه همه هستى جلوهاى اندك از بخشى از آن است و خليفة الله مظهر تام آنهاست به آدم از طريق كشف آن حقايق بر باطنش بنماياند و وى را افق طلوع علمى و عملى آنها سازد، و به آدم فرمان دهد كه چون معلّمى جامع و كامل و استادى هم چون دريائى پر از موج دانش از بصيرت و بينائياش و علم و دانشش نسبت به اسماء بر فرشتگان بخروشد و آنان را از اسماء مسميات خبر دهد، تا به دانش جامع او و كمال وجودى اش، و مقام خلافتش كه به خاطر آن علم ويژه شايسته آن شده، و به محدوديت خويش و ناآگاهى خود و ظرفيت محدودشان و اين كه بى خبر از حقايق ميزيستند آگاه گردند و به عدم لياقتشان نسبت به مقام خلافت الهى و ناتوانى و عجزشان از كشيدن بار امانت واقف گردند، و با همه وجود مخاطب به اين خطاب شوند: كه آيا به شما نگفتم: من غيب آسمانها و زمين را كه همان حقايق بيرون از آنهاست و جنس و جزء آنها نيست ميدانم و اين كه فقط خليفة الله شايسته دريافت آن است بر من معلوم است، و آنچه را در هنگام شنيدن‏ انى جاعل فى الارض خليفه‏ آشكار كرديد، و بر آنچه همواره در باطن خود پنهان ميداشتيد كه جز ما با اين تسبيح و حمد و تقديسمان لايق اين مقام نيست و اين مقام كجا و اين موجود زمينى و عنصر مركب از تضادها واقف و عالمم.

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- توبه، آيه 122.

(2)- نحل، آيه 43؛ انبياء، آيه 7.

(3)- آل عمران، آيه 187.

(4)- محجة البيضاء، ج 1، ص 18.

(5)- محجة البيضاء، ج 1، ص 18؛ منيته المريد، 5.

(6)- محجة البيضاء، ج 1، ص 18.

(7)- شافى، ج 1، ص 79.

(8)- اصول كافى.

(9)- منازل السائرين، 5.

(10)- صافى، ج 1، ص 114.

 

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه