لطفا منتظر باشید

زكات‏

منابع مقاله:

کتاب   : تفسير حكيم جلد دو

نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان

زكات پرداخت بخشى از درآمد زراعتى، طلا و نقره و چند نوع حيوان حلال گوشت و در معناى وسيع و گسترده‏اش هزينه كردن هر نعمتى از نعمت‏هاى مادى و معنوى در راه خداست.

پرداخت زكات فريضه‏اى از فرائض حق، و عبادتى از عبادات و موجب پاداش دنيائى و آخرتى، و امتناع از آن حرام و تركش سبب نكال دنيا و آخرت و عذاب سخت قيامت و دليل بر دنيا پرستى و بخل و حرص و آز است.

پرداخت زكات نمودهنده مال، تزكيه كننده نفس از رذيلت بخل، و پاكسازى درون از گرايش اضافى به دنيا و ماديت و علت رفع گرفتارى گرفتاران و حل مشكل مستمندان، و برطرف كننده نياز نيازمندان است.

ايستادگى در برابر اين حكم واجب الهى، ايستادگى در برابر حق، و تكبر ورزى نسبت به خواسته خداست.

دارنده ثروت و كشاورز غنى، و دامدار متمكن بايد نظرى به خلقت و تحولات شگرفش بيندازد، و ببيند كه همه موجودات از آنچه دارند و توليد مى‏كنند كريمانه در اختيار همگان قرار مى‏دهند و در اين زمينه از خود بخلى نشان نمى‏دهند.

معادن زمين و كوهها سخاوتمدانه عناصر مورد نياز بخصوص طلا و نقره را بيش از حد نياز به بشر ميپردازند، حيوانات حلال گوشت ميليون‏ها سال است با زاد و ولد خود سفره زندگى را اداره مى‏كنند، و دانه‏اى نباتى و غلات به وفور خود را تسليم انسان مى‏كنند، و ديگر موجودات هم چون خورشيد و ماه، و ابر و باران و باد وجودشان را هزينه آدميان مى‏نمايند، انسان مالدار و كشاورز محصول‏دار، و دامدار غنى بايد از وضع كريمانه و كار سخاوتمندانه همه موجودات درس گرفته و او هم براى هماهنگ شدن با همه هستى، دست پرداختش را بدون گره زدن به ابرو، و مشتاقانه و عاشقانه باز كند و به هم نوعانش به فرمان خدا رسيدگى نمايد و دل دردمندشان را بى‏منت شاد كند، و از اين كه توفيق انجام اين فريضه قرآنيه و حكم الهيه را پيدا كرده است. با همه وجود شكر و سپاس به درگاه خدا آورد.

پيامبر بزرگ اسلام و امامان معصوم در زمينه زكات روايات بسيار مهمى دارند كه به بخشى از آن اشاره مى‏شود.

 

زكات در روايات‏

از رسول الهى روايت شده:

«الزكاة قنطرة الاسلام فمن اداها جاز القنطرة و من منعها احتبس دونها و هى تطفئ غضب الرب:» «1»

زكات پل اسلام است، كسى كه آن را بپردازد از پل عبور كرده، و هر كس از پرداختش خوددارى كند، خود را از عبور از آن محبوس و گرفتار نموده، زكات خشم حق را نسبت به زكات دهنده فرو مى‏نشاند.

و نيز آن حضرت فرمود:

«اذا اردت ان يثرى الله مالك فزكه:» «2»

اگر مى‏خواهى ثروتت افزون شود زكات آن را بى‏چون و چرا بپرداز.

از اميرالمؤمنين (ع) روايت شده:

«ان الله فرض على اغنيا الناس فى اموالهم قدر الذى يسع فقرائهم فان ضاع الفقير، او اجهد او عرى فبما يمنع الغنى و ان الله عزوجل محاسب الاغنيا فى‏ذلك يوم القيامة و معذبهم عذابا اليما:» «3»

بى‏ترديد خدا بر ثروتمندان جامعه در اموالشان اندازه‏اى را كه در زندگى نيازمندانشان گشايش ايجاد كند واجب نموده است، پس اگر تهيدستى تباه شود، يا به زحمت و مشقت افتد، يا برهنه بماند، بخاطر امتناع غنى از پرداخت حق آنان است، خداوند در قيامت ثروتمندان را در اين زمينه حسابرسى مى‏كند و آنان را به عذاب دردناكى عذاب خواهد كرد.

آنان كه از كاهش مال به خاطر پرداخت زكات هراس دارند به اين روايت كه از حضرت مجتبى نقل شده توجه كنند:

«ما نقصت زكاة من مال قط:» «4»

زكات هرگز از مالى نكاسته.

حضرت صادق (ع) هشدار عجيبى به ثروتمندان داده، در سخن گهربارش مى‏فرمايد:

«ما ضاع مال فى بر و لا بحر الا بتضييع الزكات، فحصنوا اموالكم بالزكاة:» «5»

هيچ ثروتى در خشكى و دريا تباه نشد مگر اين كه سببش ضايع كردن زكات بود، ثروت خود را با پرداخت زكات حفظ و حراست كنيد.

و نيز آن حضرت در رابطه با سنگينى گناه بخل ورزيدن از پرداخت زكات فرموده:

«اذا قام القائم اخذ مانع الزكاة فضرب عنقه:» «6»

هنگامى كه حضرت مهدى (ع) ظهور كند و براى گسترش دين و عدالت قيام نمايد، منع كننده زكات را مى‏گيرد و گردنش را مى‏زند.

امام ششم مى‏فرمايد:

«من منع قيراطا من الزكاة فليمت ان شاء يهوديا وان شاء نصرانياً:» «7»

كسى كه قيراطى از زكات را نپردازد، بايد بميرد اگر خواست يهودى و اگر خواست نصرانى از دنيا برود:

 

زكات معنوى‏

در اين زمينه روايات فوق‏العاده و مهمى از اميرمؤمنان (ع) در غررالحكم به مضامين زير نقل شده است: «8»

«زكاة العلم نشره:»

زكات دانش ترويج و نشر آن است.

«زكاة الجاه بذله:»

زكات بزرگى و آبرومندى هزينه كردن آن در گره‏گشائى است.

«زكاة الجمال العفاف:»

زكات زيبائى پاكدامنى و عفت است.

«زكاة القدرة الانصاف:»

زكات قدرت به عدالت و انصاف رفتار كردن است.

«زكاة الظفر الاحسان:»

زكات پيروزى نيكى بر اسير و زيردست است.

«زكاة البدن الجهاد و الصيام:»

زكات بدن نبرد در راه خدا و روزه گرفتن است.

«زكاة اليسار برّ الجيران و صلة الارحام:»

زكات توانگرى نيكى با همسايگان و صله ارحام است.

«زكات الصحة السعى فى طاعة الله:»

زكات تندرستى كوشيدن در طاعت خداست.

«زكاة الشجاعة الجهاد فى سبيل الله:»

زكات دلاورى پيكار در راه خداست.

«زكات السلطان اغاثة الملهوف:»

زكات حاكم كشور به فرياد رسيدن بيچاره است.

حضرت صادق (ع) مى‏فرمايد:

«المعروف زكاة النعم، والشفاعة زكاة الجاه، والعمل زكاة الابدان، و العفو زكاة الظفر، و ما اديت زكاته فهو مأمون السلب:» «9»

زكات نعمت‏ها كارهاى پسنديده، و زكات بزرگى و آبرومندى ميانجيگرى و شفاعت براى حل مشكل مردم، و زكات بدنها عمل بر اساس طاعت خدا، و زكات پيروزى‏ عفو و گذشت است. و آنچه كه زكاتش پراخت شود از تاراج و چپاول در امان است.

و نيز آن حضرت فرمود:

«على كل جزء من اجزائك زكاة واجبه لله عزوجل بل على كل شعرة، بل على كل لحظة، فزكاة العين النظر لعبرة و الغض عن الشهوات و ما يضاهيها، و زكاة الاذن استماع العلم و الحكمة و القرآن .....» «10»

بر هر جزئى از اجزاء وجودت در راه خدا زكاتى واجب است بلكه براى هر مويت و بلكه براى هر لحظه‏ات، زكات چشم نگاه براى عبرت گرفتن، و فروپوشى از عوامل شهوات حرام و مانند آن است، و زكات گوش شنيدن علم و حكمت و قرآن است.

 

عبادت دسته جمعى‏

از زيبائى‏هاى اسلام اين است كه داراى دو نوع عبادت است، عبادت در خلوت و عبادت در ميان مردم و با مردم.

عبادت در خلوت كه از بهترين عبادات، و داراى پاداشى عظيم و غير قابل تصور است عبادت نيمه شب و تهجد در سحر و عبادت دور از انظار مردم است، عبادتى كه جز خدا كسى آن را نمى‏بيند.

عبادت در ميان مردم و با مردم مانند نماز جماعت، نماز جمعه و مناسك حج و پيكار در راه خدا، كه آنها را هم چون عبادت‏هاى در خلوت ميتوان خالصانه انجام داد.

اجتماع مردم هر محل و منطقه‏اى در مسجد آن محل و منطقه مطلوب خدا و پيامبر و امامان است.

اين اجتماع داراى آثار و بركات فراوانى است، برادران ايمانى و مؤمنان مشفق هر صبح و ظهر و مغرب در خانه خدا به زيارت يكديگر نائل مى‏گردند و از احوال همديگر خبر مى‏شوند و درد يكديگر را به درمان ميرسانند و مشكل يكديگر را حل مى‏كنند و كاستى‏ها و نواقص محل و منطقه را برطرف مى‏نمايند و در يك صف واحد براى پيشانى سائيدن به پيشگاه حق وتواضع دسته جمعى و عبادت عاشقانه به امامت امامى عادل و باتقوا شركت مى‏كنند.

چنين جماعتى كه يار و ناصر يكديگرند و در صف واحد در عبادت و بندگى حق هستند مورد عنايت و نظر خدا، و عامل جذب رحمت حضرت ارحم الراحمين است.

روايات از طرفى به اجتماع و جمع شدن تشويق مى‏كنند، و از طرف ديگر به تشكيل جماعت براى عبادت ترغيب مى‏نمايند، به بخشى از هر دو دسته روايات براى آگاهى به ارزش اجتماع و جماعت اشاره مى‏شود:

از رسول خدا روايت شده است:

«ايها الناس عليكم بالجماعة و اياكم و الفرقة:» «11»

اى مردم شما را به اجتماع و با هم بودن سفارش مى‏كنم و از تفرقه و دور افتادن از يكديگر بر حزر مى‏دارم.

«يد الله مع الجماعة، فاذا اشتذ الشاذ منهم اختطفه الشيطان كما يختطف الذئب الشاة الشاذة من الغنم:» «12»

قدرت خدا با جماعت است، هر گاه يكى از آنان از جماعت جدا شود و تنها و فرد بماند شيطان او را مى‏ربايد، چنان كه گرگ گوسپند تنها مانده از گله را مى‏ربايد.

«الجماعة رحمة و الفرقة عذاب:» «13»

جماعت مهر و رحمت و تفرقه عذاب است.

درباره نماز جماعت و حاضر شدن در آن و امتناع از حضور در نماز جماعت رواياتى از پيامبر و اهل‏بيت نقل شده است:

پيامبر فرمود:

«من صلى الخمس فى جماعة فظنوا به خيراً:» «14»

كسى كه نماز پنج‏گانه را در جماعت بخواند به او گمان خير بريد.

حضرت صادق فرموده:

«ان اناسا كانوا على عهد رسول الله فابطئوا عن الصلاة فى المسجد فقال رسول الله ليوشك قوم يدعون للصلاة فى المسجد ان نامر بحطب فيوضع على ابوابهم فتوقد عليهم نار فتحرق عليهم بيوتهم.» «15»

گروهى از مردم در زمان رسول خدا بودند كه براى حضور در نماز جماعت در مسجد كُندى مى‏كردند، پيامبر فرمود قومى كه نماز در مسجد را ترك كرده و جماعت را واگذاشته‏اند نزديك است فرمان دهم هيزم درب خانه‏هايشان بگذارند و آتش برافروزند و خانه‏هايشان را به آتش بكشند!!

«رفع الى اميرالمؤمنين (ع) بالكوفة ان قوماً جيران المسجد لا يشهدون الصلاة جماعة فى المسجد فقال: ليحضرّن معنا صلاتنا جماعة او ليتحولن ولا يجاورونا و لا نجاورهم:»

در كوفه به اميرالمومنين گزارش رسيد كه گروهى همسايه مسجدند ولى در نماز جماعت حاضر نمى‏شوند، حضرت فرمود: بايد با ما در نماز جماعتمان حاضر شوند يا تغيير مكان دهند كه همسايه ما نباشند و ما هم همسايه آنان نباشيم.

حسنت به اتفاق ملاحت جهاد گرفت

آرى به اتفاق جهان ميتوان گرفت

پی نوشت ها:

______________________________

(1)- بحار ج 77، ص 405.

(2)- بحار ج 96، ص 23.

(3)- بحار ج 96، ص 28.

(4)- بحار ج 96، ص 23.

(5)- بحار ج 69، ص 393.

(6)- بحار ج 96، ص 21.

(7)- بحار ج 69، ص 20.

(8)- غررالحكم حرف زاء ص 424، 425.

(9)- بحار، ج 78، ص 268.

(10)- بحار ج 96، ص 7.

(11)- كنز العمال، 1031.

(12)- كنز العمال، ص 207.

(13)- كنز العمال، 20242.

(14)- وسائل، ج 5، ص 371.

(15)- تهذيب، ج 3، ص 25.

 

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه