تأثير موعظه در هدايت و بيدارى مردم
منابع مقاله:
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد سوم
نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان
امام سجاد عليه السلام در فراز «وَشَغَلَهَا بِالنُّصْحِ لِأَهْلِ دَعْوَتِكَ» به يكى از عوامل تأثير گذار در هدايت كه موضوع نصيحت و موعظه مردم است؛ اشاره مىفرمايد:
غريزه فطرى هر مسلمان خواهان نصيحت و خيرخواهى است و شالوده تكاليف عمومى بر اساس اصلاح عيوب نفسانى و روانى فرد و جامعه است. و از آن جا كه هدف خلقت بشر تكامل است بازشناسى نقايص و برطرف سازى آنها در نصيحت و ارشاد است كه به منزله حيات بخشيدن دوباره مردم است.
و اين درخواست خداوند در هدايت انسانهاست كه مىفرمايد:
ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ» «1»
[مردم را] با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن، و با آنان به نيكوترين شيوه به بحث [و مجادله] بپرداز، يقيناً پروردگارت به كسانى كه از راه او گمراه شدهاند و نيز به راه يافتگان داناتر است.
اصيلترين شيوه هدايت فكرى انسان از طريق دعوت به حكمت و موعظه نيكو و مجادله احسن است.
رسول خدا صلى الله عليه و آله با اين شيوه در دوران تشرف در مكه با تلاش بسيار، مردم را به اسلام فرا خواند و داروى شفابخش موعظه را در دلهاى آنان به كار برد.
يَا أيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُم مَوْعِظَةٌ مِن رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدىً وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ» «2»
اى مردم! يقيناً از سوى پروردگارتان براى شما پند وموعظهاى آمده، و شفاست براى آنچه [ازبيمارىهاى اعتقادى و اخلاقى] در سينههاست، و سراسر هدايت و رحمتى است براى مؤمنان.
حتى حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله در اوج جنگها و مبارزات، برنامه نصيحت و دعوت به اسلام از طريق راهنمايى به وسيله آيات قرآنى را ادامه داد، حتى در سختترين شرايط مكه و فشار قريش پيروان حقيقت جو را با آيات حق اميدوار مىساخت.
أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاتِ رَبِّي وَأَنَا لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِينٌ» «3»
پيامهاى پروردگارم را به شما مىرسانم و براى شما خيرخواهى امينم.
كلمه
«نصح»
به معناى خالص و تصفيه كردن است كه با انگيزه نصيحت و خيرخواهى و پاك كردن نيت از نادرستى است و گاهى به معناى دعوت نمودن كلامى يا عملى به امورى كه صلاح شخصى در آن باشد و او را به سوى خير و درستى هدايت كند، مىباشد.
اهل دعوت يعنى اهل توحيد يا اهل عبادت يا اهل دعا يا هر كه تبليغ احكام شرعى را بپذيرد.
مراد از نصيحت نبى صلى الله عليه و آله امورى از جمله: ارشاد به مصالح دينى و دنيايى، آموزش تكاليف به مردم و كمك به انجام آنها، امر به معروف و نهى از منكر، خوش اخلاقى و احترام به ارزشهاى مردم، دعا براى جلب خير دنيا و آخرت به خاطر رضايت خدا براى مسلمانان مىباشد.
هدايت وصولى و هدايت ايصالى
هدايت درباره هر انسانى به حسب اوست و توفيق هر كسى به اندازه ميزان هدايت يافتن اوست و به طور كلى هدايت دو گونه است:
هدايت وصولى: اين است كه راهنما از دور كسى را به هدفى راهنمايى كند.
هدايت ايصالى: اين است كه راهبر با انگيزه محبت و لطف گامبهگام شخص را به منزل مقصود برساند.
هدايت دوم كاملتر و برتر است چون اشتباه و انحراف در راه رسيدن كمتر است.
موعظه و پند از روشهاى آسان و عمومى براى رساندن انسان به هدفهاى بلند كمال است كه اگر به روش زبانى باشد جنبه راهنمايى دارد و اگر به شيوه عملى و رفتارى باشد همگام شدن با مردم است.
البته راهنما بايد راه و چاه را بشناسد تا بتواند مردم را به راه مستقيم ارشاد كند.
هدايت در روايات
يكى از ويژگىهاى برجسته پيامبران آراستگى به روش اندرزگويى و پندآموزى به امت است.
رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين باره فرمود:
الإقْتِصادُ وَحُسْنُ السَّمْتِ وَالهَدْىُ الصالِحُ جُزْءٌ مِنْ بِضعٍ وَعِشرينَ جُزءاً مِنَ النُّبُوَّهِ. «4»
ميانهروى و روش نيكو و هدايت شايسته بخشى از اجزاى بيست و چندگانه نبوت است.
اما رسالت الهى پيامبر بزرگوار اسلام، دعوت به راه توحيد با دورى از آلودگىها و اخلاق ناشايسته بود تا بتواند بر قلبها حاكم شود.
حضرت به اصحابش فرمود:
الدِّينُ النَّصيحَةُ. قُلْنا لِمَنْ؟ قَالَ: للَّهِ ولِكِتابِهِ وَلِرَسُولِهِ وَلإَئَمَّةِ المُسْلِمينَ وعامَّتِهِم. «5»
دين، نصيحت و خيرخواهى است. عرض كرديم: براى چه كسى؟ فرمود: براى خدا، براى كتاب او، براى پيامبر او، براى پيشوايان مسلمانان و براى همه مردم.
بيشتر پيام آوران الهى داراى كتاب آسمانى بودند كه محتواى آنها ارشاد پايدار و جاودانه بوده است و همگى مىفرمودند:
ما در اين راه هيچ مزدى از شما طلب نمىكنيم، تنها هدف ما هدايت و اصلاح شماست. همه انبيا و اولياى خدا خواستهشان اين بود:
«نصيحت ما را بشنويد و به خداى جهانيان ايمان آوريد كه رستگارى در گرو ايمان و عمل صالح است».
امام على عليه السلام اين مطلب را به صورت حق بيان مىفرمايد:
أيُّها النّاسُ انَّ لى عَلَيْكُمْ حَقّاً وَلَكُمْ عَلَىَّ حَقٌّ فَأَمَّا حَقُّكُمْ عَلَىَّ: فَالنَّصيحَةُ لَكُمْ وَ تَوْفيرُ فَيْئِكُمْ عَلَيْكُمْ وَ تَعْليمُكُمْ كَيْلا تَجْهَلُوا، وَ تَأْديبُكُمْ كَيْما تَعْلَمُوا. وَامّا حَقِّى عَلَيْكُمْ: فَالْوفَاءُ بِالبَيْعَةِ وَالنَّصيحَةُ فِى المَشْهَدِ والْمَغيبِ وَالْاجابَةُ حينَ أَدْعُوكُمْ وَالطّاعَةُ حِيْنَ آمُرُكُمْ. «6»
اى مردم، مرا بر شما حقّى است، و شما را بر من حقّى. اما حق شما بر من اين است كه خير خواه شما باشم، و غنيمت شما را به طور كامل به شما بپردازم، و شما را تعليم دهم تا جاهل نمانيد، و مؤدب به آداب نمايم تا بياموزيد. و اما حقى كه من بر شما دارم وفا به بيعتى است كه با من نمودهايد، و خيرخواهى نيست به من در حضور و غياب، و اجابت دعوتم به وقتى كه شما را بخوانم، و اطاعت از من چون دستورى صادر كنم.
و حضرت در فرازى ديگر اجراى اين مهم را از وظايف اصلى ائمه اطهار عليهم السلام و اولياى خدا مىداند و مىفرمايد:
انَّهُ لَيْسَ عَلَى الإمامِ الّا ما حُمِّلَ مِنْ امْرِ رَبِّهِ: الْابلاغُ فِى المَوْعِظَةِ وَالإِجْتِهادُ فِى النَّصيحَةِ وَ الْإحياءُ لِلسُّنَّةِ. «7»
امام به غير آنچه از جانب خدا مأمور است وظيفهاى ندارد، تكليف او ابلاغ كامل پند و اندرز، و جديت در خيرخواهى، و زنده كردن سنّت است.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- نحل (16): 125.
(2)- يونس (10): 57.
(3)- اعراف (7): 68.
(4)- مجموعة ورام: 1/ 167.
(5)- صحيح مسلم: 1/ 53، كتاب الأيمان؛ كنز العمال: 3/ 412، حديث 7197؛ المسند، شافعى: 233.
(6)- نهج البلاغه: خطبه 34.
(7)- نهج البلاغه: خطبه 104.
English