لطفا منتظر باشید

حرمت اشتغال به عيوب ديگران‏

منابع مقاله:

کتاب : عرفان اسلامى جلد چهارم      

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

انسان‏ها از نظر قوت و ضعف روحى و علمى و عقلى و ايمانى به دسته‏هاى مختلفى تقسيم مى‏شوند.

از مقام عصمت كه مقام با عظمت انبيا و امامان عليهم السلام و تعدادى بسيار كم از اوليا مثل قمر بنى هاشم و زينب كبرى كه بگذريم، بقيه انسان ها در معرض گناه و لغزش هستند.

گاهى علت گناه ضعف اراده و گاهى ضعف عقل و گاهى ضعف علم و گاهى ضعف ايمان است.

اگر گناه در حدى است كه خود گناهكار در ميدان جامعه براى خويش آبرو نگذاشته و خود باعث كشف سر خود شده و گناهش علنى و براى تربيت مردم موجودى مضر است، بايد با او مبارزه كرد و نحوه مبارزه با او در كتب اسلامى ما آمده است.

اگر گناهكار، انسانى است مؤمن و به خصوص آبرومند و در ميان مردم و اهل محل و اهل مسجد و اقوام داراى اعتبار است و همه او را به نيكى مى‏شناسند و به نيكى مى‏ستايند و اتفاقاً كسى از گناه پنهانى او با خبر شد و گناه او از قبيل توطئه بر عليه مسلمانان و كشور اسلامى نبود، بلكه گناهش گناه بين خود و خدا بود، پرده‏ درى نسبت به او از بزرگ ترين محرمات الهى است و اين پرده درى را قرآن مجيد شديداً نهى فرموده و به مسلمانان دستور اكيد مى‏دهد كه عيب و لغزش و گناه برادر مسلمانت را بپوشان و نسبت به او از پرده درى بپرهيز و از فاش كردن سر او و عيب او و خطاى او برحذر باش؛ قرآن و روايات ستر عيب و كتمان سر مسلمان را عبادت دانسته و هركس عيب مسلمانى را بپوشد در پيشگاه خداى بزرگ از اجر بزرگ بهره‏مند خواهد شد.

همه ما مسلمانان و مؤمنان بر اساس امر: «تخلقوا باخلاق اللّه» بايد از فاش كردن عيب پنهانى و گناه نهانى يكديگر بپرهيزيم، چنانچه خداوند عزيز و پروردگار مهربان از فاش كردن گناه ما ابا دارد و دوست دارد بنده‏اش در ميان مردم با آبرو و عزت و با اعتبار و كرامت زندگى كند.

آرى، پوشاندن گناه، اخلاق خداست كه حضرت سيدالشهدا عليه السلام در دعاى روز عرفه كه در صحراى عرفات با گريه و ناله خوانده‏اند به پيشگاه مقدس حضرت حق عرضه مى‏دارند:

وَلَوْلَا رَحْمَتُكَ لَكُنْتُ مِنَ الْهالِكِينَ، وَأَ نْتَ مُقِيلُ عَثْرَتِى، وَلَوْلا سَتْرُكَ إِيَّاىَ لَكُنْتُ مِنَ الْمَفْضُوحِينَ‏ «1» ...

اگر رحمتت نبود، از هلاك‏شدگان بودم و تو لغزش مرا ناديده گرفتى و اگر پرده پوشيت نسبت به من نبود، همانا از رسواشدگان بودم.

و در جمله‏اى ديگر عرضه مى‏دارد:

يَا مَنْ سَتَرَنِى مِنَ الْآباءِ وَالْأُمَّهاتِ أَنْ يَزْجُرُونِى، وَمِنَ الْعَشائِرِ وَالْإِخْوانِ أَنْ يُعَيِّرُونِى، وَمِنَ السَّلاطِينِ أَنْ يُعاقِبُونِى، وَلَوِ اطَّلَعُوا يَا مَوْلاىَ عَلَى‏ مَا اطَّلَعْتَ‏ عَلَيْهِ مِنِّى إِذاً مَا أَ نْظِرُونِى، وَلَرَفَضُونِى وَقَطَعُونِى‏ «2» ...

اى آن‏كه مرا با تمام عيوبم از پدران و مادران پوشاندى! از اين‏كه مرا با تندى از پيش خود برانند و از چشم خويشاوندان و برادرانم دور نگاه داشتى از اين‏كه به من عيب‏گيرى كنند و از حكومت‏ها پنهانم داشتى از اين‏كه مرا مجازات نمايند.

اى مولايم! چنانچه اينان بر آنچه تو از من مى‏دانى آگاه مى‏شدند، در اين صورت مهلتم نمى‏دادند و همانا به دورم مى‏انداختند و از من قطع رابطه مى‏كردند.

در جمله ديگر عرضه مى‏دارد:

اللَّهُمَّ يَا مَنْ مَلَكَ فَقَدَرَ، وَقَدَرَ فَقَهَرَ، وَعُصِىَ فَسَتَرَ، وَاسْتُغْفِرَ فَغَفَرَ «3» ...

اى پروردگار جهانيان! اى آن‏كه مالك شد و توانست و توانست و چيره گشت و از حضرت او نافرمانى شد، پس پرده كشيد و از او طلب آمرزش شد، پس آمرزيد.

محبوب عارفان، حضرت زين العابدين عليه السلام در مناجات سحر ماه رمضان در دعاى معروف ابوحمزه ثمالى در پيشگاه مقدس حضرت ربوبى در زمينه پرده‏پوشى حق نسبت به گناه عرضه مى‏دارد:

... وَالذَّلِيلُ الَّذِى أَعْزَزْتَهُ، وَالسَّقِيمُ الَّذِى شَفَيْتَهُ، وَالسَّائِلُ الَّذِى أَعْطَيْتَهُ، وَالْمُذْنِبُ الَّذِى سَتَرْتَهُ، وَالْخاطِئُ الَّذِى أَقَلْتَهُ‏ «4».

منم آن ذليلى كه او را عزيز كردى و آن دردمندى كه درمانش نمودى و آن سائلى‏كه عطايش كردى و آن گنهكارى كه به گناهش پرده پوشاندى و خطاكارى كه خطايش را ناديده گرفتى.

و در جمله‏اى ديگر عرضه مى‏دارد:

سَيِّدِى أَ نَا أَسْأَلُكَ مَا لَا أَسْتَحِقُّ، وَأَنْتَ أَهْلُ التَّقْوى‏ وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ فَاغْفِرْ لِى وَأَلْبِسْنِى مِنْ نَظَرِكَ ثَوْباً يُغَطِّى عَلَىَّ التَّبِعاتِ وَتَغْفِرْها لِى وَلَا أُطالَبْ بِها، إِنَّكَ ذُو مَنٍّ قَدِيمٍ، وَصَفْحٍ عَظِيمٍ، وَتَجاوُزٍ كَرِيمٍ‏ «5».

اى سرور من! از تو مى‏خواهم آنچه را مستحق آن نيستم اما تو شايسته تقوا و شايسته آمرزشى، پس بيامرز مرا و بپوشان مرا از توجهت جامه‏اى را كه بپوشاند بر من بدى ها را و بيامرزى مرا به طورى كه من به خاطر آن گناهان آمرزيده شده تعقيب نشوم؛ زيرا تو داراى منت ديرينه و چشم پوشى بس بزرگ و گذشت بى‏حد كريمانه‏اى هستى.

 

ارزش ستر عيب در روايات‏

كسى كه نسبت به برادران و خواهران مسلمان و مؤمن خود، همانند حضرت حق، پرده پوشى كند و عيوب آنان را بپوشاند، به رحمت پروردگار اتصال پيدا كرده و از عنايت و لطف او برخوردار شده است؛ در اين زمينه روايات بسيار مهمى در كتب معتبره روايى و اخلاقى نقل شده كه دانستنش بر هر مسلمانى لازم است.

قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: مَنْ سَتَرَ عَلى‏ مُسْلِمٍ سَتَرَهُ اللّهُ فِى الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ «6»؛

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه بر مسلمان پرده پوشى كند، خداوند در دنيا

و آخرت بر او پرده پوشى مى‏كند.

وَقالَ: لا يَسْتُرُ عَبْدٌ عَيْبَ عَبْدٍ إلّاسَتَرَهُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ «7»؛

و آن حضرت فرمود: عبد، پرده بر عيب عبدى نمى‏پوشد، مگر اين‏كه خداوند در قيامت به خاطر اين عملش بر او پرده پوشى كند.

وَقالَ: لا يَرَى امْرُؤٌ مِنْ أَخيهِ عَوْرَةً فَيَسْتُرُها عَلَيْهِ إلّادَخَلَ الْجَنَّةَ «8»؛

و فرمود: مرد از برادرش عيبى نمى‏بيند مگر آن را بپوشد كه به‏واسطه اين عمل داخل بهشت مى‏شود.

وَقالَ: إِنَّ مِنَ الْخِيانَةِ أَنْ تُحَدِّثَ بِسِرِّ أَخيكَ‏ «9»؛

و نيز آن حضرت فرمود: گفتگو از سرِّ برادرت از خيانت است.

قالَ رَسُولُ اللّهِ: مَنْ أَذاعَ فَاحِشَةً كانَ كَمُبْتَدِئِها وَمَنْ عَيَّرَ مُؤْمِناً بِشَىْ‏ءٍ لَمْ يَمُتْ حَتّى‏ يَرْتَكِبَهُ‏ «10»؛

پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه افشاى بدى كند مانند كننده آن است و هركس مؤمنى را به چيزى سرزنش كند، از دنيا نرود تا مرتكب آن مورد شود.

وَقالَ: كُلُّ أُمَّتى مُعافى إلّاالْمُجاهِرينَ‏ «11»؛

و نيز فرمود: همه امت من در سلامت است، مگر آنان كه عيوب پنهان مردم را آشكار مى‏كنند.

وَقالَ صلى الله عليه و آله: مَنِ اسْتَمَعَ الى حديث قَوْمٍ وَهُمْ لَهُ كَارِهُونَ يصُبُّ فى أُذُنَيْهِ الْآنُكُ يَوْمَ الْقِيامَةِ «12»؛

و نيز آن حضرت فرمود: هركس خبر قومى را بشنود، آن خبرى كه قوم از آن كراهت دارند، در قيامت در گوش او قطعه‏اى از عذاب مى‏ريزند.

آرى، نشستن در مجلسى كه مى‏خواهند عيوب پنهان گروهى را آشكار كنند، خلاف اسلام و شنيدن آن عيوب از محرمات الهى و باعث عذاب است.

قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: يا مَعْشَرَ مَنْ أَسْلَمَ بِلِسانِهِ وَلَمْ يُسْلِمْ بِقَلْبِهِ لا تَتَّبِعُوا عَثَراتِ الْمُسْلِمينَ فَإِنَّهُ مَنْ تَتَبَّعَ عَثَراتِ الْمُسْلِمينَ تَتَبَّعَ اللّهُ عَثْرَتَهُ وَمَنْ تَتَبَّعَ اللّهُ عَثْرَتَهُ يَفْضَحْهُ‏ «13»؛

پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: اى جمعيتى كه به زبان ايمان آورده و به قلب تسليم خدا نشده‏ايد! عيوب و لغزش هاى مسلمانان را دنبال نكنيد، كسى كه دنبال لغزش ها و عيوب مردم باشد، خداوند عيوب او را دنبال خواهد كرد و خدا او را رسوا خواهد نمود.

از اين روايت استفاده مى‏شود كه دنبال كننده عيوب مسلمانان، به حقيقت مسلمان نيست.

قالَ الْباقِرُ عليه السلام: مِنْ أَقْرَبِ ما يَكُونُ الْعَبْدُ إِلَى الْكُفْرِ أَنْ يُؤاخِى الرَّجُلَ عَلَى الدّينِ فَيُحْصى عَلَيْهِ زَلّاتِهِ لِيُعَيِّرَهُ بِها يَوْماً مَا «14»؛

امام باقر عليه السلام فرمود: نزديك ترين حالت عبد به كفر اين است كه با مردى برادر دينى باشد، پس لغزش هاى او را شماره كند تا روزى او را به آن‏ها سرزنش نمايد.

قالَ الصَّادِقُ عليه السلام: مَنْ أَنَّبَ مُؤْمِناً أَنَّبَهُ اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ فِى الدُّنْيا وَالآخِرَةِ «15»؛

امام صادق عليه السلام فرمود: هركس مؤمنى را توبيخ كند، خداوند او را در دنيا و آخرت توبيخ خواهد كرد.

قِيلَ لِلصَّادِقِ عليه السلام شَىْ‏ءٌ يَقُولُهُ النَّاسُ عَوْرَةُ الْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ حَرامٌ فَقَالَ لَيْسَ حَيْثُ تَذْهَبُ إِنَّما عَوْرَةُ الْمُؤْمِنِ أَنْ يَراهُ يَتَكَلَّمَ بِكَلامٍ يُعابُ عَلَيْهِ فَيَحْفَظَهُ عَلَيْهِ لِيُعَيِّرَهُ بِهِ يَوْماً إِذا غَضِبَ‏ «16»؛

به امام صادق عليه السلام گفته شد چيزى مردم مى‏گويند و آن اين‏كه عورت مؤمن بر مردم حرام است، حضرت فرمود: آن طور نيست كه فكر مى‏كنى، عورت به اين معناست كه كلامى را از مؤمنى ببيند كه به خاطر آن بر او عيب بگيرند و آن كلام را شنونده نگه دارد تا روزى كه بر مؤمن غضب كرد از او عيب جويى كند.

عن أبى جعفر عليه السلام قال: إِنَّ أَسْرَعَ الْخَيْرِ ثَواباً الْبِرُّ وَأَسْرَعُ الشَّرِّ عُقُوبَةً الْبَغْىُ وَكَفى‏ بِالْمَرْءِ عَيْباً أَنْ يُبْصِرَ مِنَ النَّاسِ مَا يَعْمى‏ عَنْهُ مِنْ نَفْسِهِ أَوْ يُعَيِّرَ النَّاسَ بِما لا يَسْتَطيعُ تَرْكَهُ أَوْ يُؤْذى جَليسَهُ بِما لا يُعْنيهِ‏ «17»؛

امام باقر عليه السلام فرمود: راستى ثواب خوش رفتارى و كار نيك زودتر از هر كار خيرى باشد و كيفر شورش و دست اندازى زودتر از هر كار بدى آيد و اين عيب براى مرد بس كه در مردم ببيند آنچه را كه درباره خودش نسبت به ديگران كور باشد و مردم را سرزنش كند به كارى كه خودش تارك آن نيست، يا هم‏نشين خود را اذيت و آزار كند بدانچه برايش سودى ندارد.

با توجه به آيات قرآن و روايات و اخبار و دعاهاى وارده از معصومين عليهم السلام، معلوم مى‏گردد كه پرده پوشى نسبت به گناهان پنهان عبد كه در بين مردم آبرودار است از اعظم واجبات و پرده درى نسبت به عباد الهى از اعظم محرمات است.

راستى حيف است كه ارزش‏هاى والاى انسانى خرج گناه شود و آدمى عمله از بين بردن آبرو و حيثيت و شخصيت ديگران گردد.

اى كاش از ارزش و قيمت و عظمت خويش آگاه مى‏شديم و قدر گوهر گرانبهاى وجود خويش را نگاه داشته و از جلال و جبروت روحى و عقلى خود نگهدارى مى‏كرديم.

شهيدى قمى در خطاب به انسان كه اشرف مخلوقات است مى‏گويد:

اى تو آيينه تجلى ذات‏

 

نسخه جامع جميع صفات‏

در نمود تو ذات مستور است‏

 

ذات مخفى صفات مذكور است‏

جز تو كس قابل امانت نيست‏

 

وين امانت به جز خلافت نيست‏

به تو از ملك ماه تا ماهى‏

 

نامزد شد خليفة اللهى‏

هرچه در آسمان گردان هست‏

 

در تو چيزى مقابل آن هست‏

خويش را گر ز خود فرو بيزى‏

 

بدو چنگال در خود آويزى‏

آن‏كه جوييش آشكار و نهفت‏

 

خويشتن را به پرده تو نهفت‏

اندرين پرده بايدش نگرى‏

 

كه خوش‏آيند نيست پرده درى‏

     

تو كه آيينه جمال ولى‏

 

به چه محروم از كمال ولى‏

     

از تو تا آن كه طالب آنى‏

 

يك دو گام است و تو نمى‏دانى‏

هم متاعى و هم خريدارى‏

 

با خودت هست طرفه بازارى‏

     

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- بحار الأنوار: 95/ 220.

(2)- بحار الأنوار: 95/ 222.

(3)- بحار الأنوار: 95/ 222.

(4)- بحار الأنوار: 95/ 87.

(5)- بحار الأنوار: 95/ 90.

(6)- جامع السعادات: 2/ 208-/ 209.

(7)- جامع السعادات: 2/ 208-/ 209.

(8)- جامع السعادات: 2/ 208-/ 209.

(9)- جامع السعادات: 2/ 208-/ 209.

(10)- جامع السعادات: 2/ 208-/ 209.

(11)- جامع السعادات: 2/ 208.

(12)- جامع السعادات: 2/ 208؛ الخصال 1/ 109، باب ثلاثة يعذبون يوم القيامة.

(13)- الكافى: 2/ 264، باب من طلب عثرات المؤمنين، حديث 4.

(14)- الكافى: 2/ 355، باب من طلب عثرات المؤمنين، حديث 6؛ جامع السعادات: 2/ 208.

(15)- الكافى: 2/ 356، باب التعيير، حديث 1؛ جامع السعادات: 2/ 208.

(16)- معانى الأخبار: 255، حديث 3؛ جامع السعادات: 2/ 208.

(17)- الكافى: 2/ 459، باب من يعيب الناس، حديث 1.

 

منبع :
نظرات کاربران (1)
محمد ( 20 مرداد 1391 )
بسیار مطلب مفید و ارزنده ای بود .سپاس
ارسال دیدگاه