لطفا منتظر باشید

صفا و شفاى دل با قرآن

 جلسه‏اى بود كه عالمى آنجا منبر مى‏رفت . من خيلى به اين عالم علاقه داشتم . آيات قرآن را تفسير مى‏كرد . وقتى به آيات عذاب خدا مى‏رسيد ، اين انسان الهى ، زاهد ، عالم ، پاك ، عابد ، مطهر ، دقيق ، اهل تهجّد ، آدمى كه عمرش بهشت ساز بود ، آيه را كه مى‏خواند ، هنوز تفسير نكرده بود ، اشك چشمش از اين محاسنش روى لباسش مى‏ريخت .

 كسى كه گريه از خوف خدا ندارد ، حتماً بايد به دلش برسد ، چون آن دل دارد از دست مى‏رود و اگر از دست برود ، هيچ چيز براى او نمى‏ماند ، چون همه چيز در همين دل خلاصه شده است .

 وقتى اميرالمؤمنين على عليه السلام در »نهج البلاغه« مى‏خواهند مجرمين را معرفى كنند ، در ارتباط با چشم ، گوش ، زبان ، دست و كار آنها هيچ حرفى نمى‏زنند ، فقط در مورد دل آنها صحبت مى‏كنند .

 ايشان مى‏فرمايد :

  » الصورة صورة انسان و القلب قلب حيوان «

  يعنى دل او از دستش رفته و ديگر آن دل ، دل آدمى نيست و هيچ ارزشى ندارد .

 مواظب باشيد كه كار دل ما به اينجا نكشد . ماه مبارك رمضان بهترين بيمارستان براى علاج قلب است . اگر كسى نزد عالم خوبى برود ، يا به مطالعه خوبى برخورد كند و يا به هر صورت ديگرى ، بايد دلش معالجه شود . دل هر كسى به يك شكل ، رنگ و راهى معالجه مى‏شود .

 يكى از كارهاى پيغمبر اسلام صلى الله عليه وآله و ائمه اطهار عليهم السلام در آن سيصد سال زمان تعليم ظاهر قرآن به مردم ، بود . دل بسته و عاشق كردن مردم به قرآن ، يعنى قرآن را به مردم نشان مى‏دادند كه چيست . قرآن جمال و كمال خدا و جلوه اللّه است . مايه خير دنيا و آخرت كه هيچ انسانى تا قيامت از اين كتاب بى‏نياز نيست .

 كار دوم پيغمبر و ائمه عليهم السلام ياد دادن مفاهيم قرآن بود.

 كار سوم آنها ، زمينه‏سازى براى عمل به قرآن .

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه