لطفا منتظر باشید

2- تذكر و بصيرت

 تذكر و بصيرت ، ايجاد راه تقواست . پس روح تقوا در انسان ، يقيناً به وجود مى‏آيد ، اما با دو مرحله :

 اول : علم به گناهان كبيره و صغيره

 دوم : وقتى گناه رخ نشان مى‏دهد ، هر چقدر كه زيبا باشد ، شخص بگويد : نمى‏خواهم . اين نمى‏خواهم اگر چند سال طول بكشد ، وجود ما محل ظهور روح تقوا مى‏شود .

 دوباره آيه را ببينيد !

  » إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَنِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ «

  اينجا صحبت از »الذين آمنوا « نيست . ايمان عام است . اگر سؤال شود كه ما چه مقدار مذهبى هستيم ؟ جواب مى‏دهيم : مؤمن هستيم .

 امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد : ايمان درجاتى دارد . ما نيز مؤمن هستيم ، هر چند ضعيف .

 ولى در اين آيه صحبت از مردم مؤمن نيست ، بلكه صحبت از مؤمنان داراى تقواست ، يعنى انسان‏هاى ويژه بين مردمِ مؤمن . مى‏توانست بگويد : »ان الذين آمنوا و اتقوا « اما نه ، اينان كلاس ايمان را طى كرده ، به جاده تقوا رسيده و جاده تقوا را نيز طى كردند . به فعل ماضى بيان مى‏كند ، يعنى راه را رفتند و روح تقوا در آنها هست .

 اينان ، هنگامى كه گروهى طواف كننده شيطانى مى‏آيند و دور اهل تقوا مى‏چرخند.

  » إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَنِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ «

  تا شياطين طواف كننده به آنها مى‏رسند - »مسّ « يعنى رسيدن - و به آنها نزديك مى‏شوند ، آنها توجه مى‏كنند و به ناگهان ، موارد هلاكت را درك مى‏كنند و با اين تذكر و بصيرت ، دشمن خلع سلاح مى‏شود .

 

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه