عهدشكنى دائم يهود
اكثر قوم يهود كه در گذشته قومى حسگرا، و پاىبند به امور مادى و حريص به دنيا و مال و منال آن، و بنده شهوات بودند. و نسل به نسل تا اين زمان اين حالات حيوانى و شيطانى را در خود حفظ كردهاند، تمايلى در وفاى به عهد و پيمان و وفادارى به ميثاق در آنان پاى نگرفته، لذا با هر كس پيمانى ببندند چه با خدا و چه با مردم، خود را به وفاى به آن ملزم نمىدانند، و هر گاه منافع مادى، يا اجتماعى، يا سياسى آنان اقتضا كند گرچه آن منافع صد در صد نامشروع باشد به شكستن پيمان و نقض عهد برمىخيزند، و تعهد خود را بىاعتبار و غير قابل اجرا اعلام مىكنند!
آنان تمام پيمانهاى خود را با خدا در زمان موسى و پس از موسى، و پيمانهاى خود را با موسى و پيامبران بعد از او، و پيمان خود را با آيات توارت كه بر نبوت پيامبر اسلام بشارت داشت و متعهد شده بودند با بعثت پيامبر مسلمان شوند، و پيمانهائى كه تا زمان حيات رسول خدا با مسلمانان بستند با كمال گستاخى و بىپروائى شكستند، و امروز هم تا جائى كه نويسندهاين تفسير در مدت عمر اجتماعىاش از رسانههاى خبرى شنيده هر پيمانى را با هر نهادى يا ملتى يا مملكتى بستند فقط بخاطر منافع نامشروعشان شكستند.
ابن جرير از ابن جريح در توضيح نَبَذَهُ فَرِيقٌ مِنْهُمْ نقل مىكند كه ابن جريح گفته: عهد و پيمانى در كره زمين نبوده كه يهود متعهد به آن شوند مگر اين كه شكستند، آنان قومى هستند كه امروز با طرف مقابل خود عهد مىبندند و فردا آن عهد را پشت سر انداخته و به نقض و شكستن آن برمىخيزند.
از جمله أَ وَ كُلَّما عاهَدُوا عَهْداً نَبَذَهُ و جمله أَكْثَرُهُمْ لا يُؤْمِنُونَ با توجه به اين كه فعل مضارع لا يُؤْمِنُونَ در آيه شريفه دلالت بر استمرار دارد استفاده مىشود كه اخلاق شيطانى پيمانشكنى اكثر يهود اخلاق دائمى است، و پيمان شكنان اين قوم بناى بازگشت از اين رذيله روانى را ندارند، و توبه از اين عمل ناروا به قلب آنان خطور نمىكند، به اين خاطر همه مسلمانان بخصوص آنان كه رو در روى صهيونيست از اين قوم قرار دارند بايد يقين صد در صد داشته باشند كه اين ملت بىشرم به هيچ عهد و پيمانى با هر كه ببندند وفادار نيستند و بلكه پيمان بستنشان با اقوام ديگر به ويژه با مسلمانان جز خدعه و فريب و مكر و حيله چيزى نيست.
English