لطفا منتظر باشید

تجزيه و تبيين كلمه معرفت

 كلمه معرفت را نيز اين گونه تجزيه و تحليل مى‏كنند ؛(98) »ميم« آن اشاره به »مقت نفس « دارد ، يعنى از نفس خود دائماً خشمگين و ناراضى باشى . ناراحت باشى كه اين ظرف كه مى‏تواند حاوى ارزش‏هاى الهى باشد ، چرا تا به حال پر نشده است ؟ عين آن را مى‏گويند دلالت بر »عرفان الله « و شناخت حق دارد . بهترين ، زيباترين ، پاك‏ترين و خوشمزه‏ترين علم ، علم بالله است كه اين علم نيز با فهم قرآن ميسر است .

 يك سوم قرآن ، به تعبيرى شناسنامه پروردگار است كه اين شناسنامه را كسى كه علاقه دارد تا به نحو تفصيلى بداند ، از اول سوره حمد ، تا آخرين سوره را بايد دقت كند و بفهمد . براى شناخت خدا در سوره حمد ، دقت در »الله ، رحمن ، رحيم و انعمت « لازم است ، در آخرين سوره نيز دقت در »ملك الناس ، اله الناس « است.

 اما يك سوم كتاب خدا ، نشان دهنده جلال و جمال حضرت حق است كه از مجموع اين آيات ، علم بالله حاصل مى‏شود . كسى بخواهد مجملاً خدا را بشناسد ، سه آيه آخر سوره حشر را دقت كند ، البته با معلم ، مفسّر و روايات اهل‏بيت عليهم السلام همراه باشد .

 اما »راء« معرفت ، »رغبة الى الله « است كه شخص هميشه نسبت به خدا راغب و سر شوق باشد . البته وقتى كسى علم به خدا پيدا كند ، رغبت به او ، ثمره اين علم است .

 كسى خدمت مرحوم آيت الله سيد مرتضى درچه‏اى يا سيد مهدى درچه‏اى كه بالاى هفتاد سال داشت ، مى‏گويد : شنيده‏ام كه براى شما گرفتارى به وجود آمده است . ايشان ناراحت مى‏شوند . مى‏گويد : آقا ! چرا ناراحت شديد ؟ مى‏فرمايد : بى‏علت مرا ناراحت كردى . بعد ايشان فرمودند :

 من از زمانى كه خودم را شناختم ، به پروردگار قسم ، گرفتاريى لمس نكردم و مى‏گويند ايشان از آنهايى بود كه نود درصد عمرش را گرفتار بود و مشكل داشت ، ولى وقتى كه شخص »علم بالله« داشته باشد و خود را در آغوش خدا و از دايره :

  » وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَىْ‏ءٍ مُّحِيطًا «

  خودش را ميهمان او بداند ، دنيا را مسافرخانه و سفره مى‏داند كه سفره‏اى در دنيا و سفره‏اى نيز در آخرت گسترده است . حال اگر او خواسته است كه در دنيا ، در جايى قرار بگيرم كه مشكلات هست ، صاحب اختيار است .

 اين مقدار رغبت كه چيزى نيست . دنيا مگر چيست ؟ مسافرخانه‏اى است(100) و همه ما نيز مسافر هستيم . صاحب مسافرخانه نيز خداست و او نسبت به مسافران حكيم ، غفور و ودود است . براى چه اسم اين‏ها را گرفتارى و مشكل بگذارم ؟

 خدا زيباترين فيلم را در اين مسافرخانه نشان مى‏دهد ؛ فيلم زندگى انبيا را كه نقش اول را نيز همان پيغمبر دارد و نقش آخر را نيز مؤمن واقعى و نقش وسط را ائمه طاهرين عليهم السلام دارند . فيلم نامه‏اش نيز قرآن و پرده‏اش عالم امكان است .

 اما »فاء« معرفت را مى‏گويند اشاره به »تفويض الامر الى الله « دارد . يعنى خدايا ! من خود را مانند مرده دست غسال ، به دست تو مى‏دهم و هيچ دست ديگرى را نمى‏شناسم . طرح زندگى مرا بده ، تدبير زندگى‏ام را تو داشته باش ، هدايت مرا به عهده بگير و روزى مرا عنايت كن :

  » قُلْ إِنَّ صَلَاتِى وَنُسُكِى وَمَحْيَاىَ وَمَمَاتِى لِلَّهِ رَبِّ الْعَلَمِينَ «

  با انديشه‏اى مثبت بگويد : چون كه تقدير چنين رفت ، چه تدبير كنم ؟ امام حسين عليه السلام در آخر دعاى عرفه مى‏فرمايد : محبوب من! همه تدبير زندگى مرا تو دست بگير كه من از تدبير كردن خود راحت شوم . گويا من وجود ندارم .

 اما »تاء« معرفت ، اين ديگر خيلى حرف است ، كوه ، نمى‏تواند تحمل كند . مى‏گويد : بعد از برداشتن آن چهار قدم ، وقتى كه به حضورش رسيدى ، بگو : از همه گذشته‏ام توبه مى‏كنم و توبه‏ام را قبول كن ؛ از مقت علم ، رغبتم و تفويضم ، چون مى‏بينم همه گذشته من در مقابل كرم تو هيچ است .

 قرآن اسم اين معرفت دوم را فرقان گذاشته است :

  » يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِن تَتَّقُواْ اللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيَِّاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ «

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه