لطفا منتظر باشید

جايگاه ادب در زندگى‏


منابع مقاله
:

کتاب   : تفسير حكيم جلد سوم

نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان

ادب زمينه ساز رشد و بستر آراسته شدن انسان به تربيت اسلامى و سبب آبرو و احترام انسان نزد خدا و ميان مردم است.

ادب به كوچك و بزرگ چه در گفتار و چه در كردار عامل جلب فيوضات الهى و سبب سعادت و خوشبختى، و ضامن خير دنيا و آخرت انسان است.

از رسول خدا و اميرمؤمنان و ديگر امامان در اين زمينه روايات بسيار مهمى رسيده كه توجه به آنها و فراگيرى آنها جداً بر هر مسلمان و بلكه هر انسانى لازم و واجب است.

رسول خدا فرمود:

«الحرمات التى تلزم كل مؤمن رعايتها و الوفاء بها: حرمة الدين، حرمة الادب، و حرمة الطعام:» «2»

حرمت‏هائى است كه رعايت و وفاى به آنها بر هر مؤمنى لازم است: احترام به دين، حرمت ادب، و حرمت غذا.

از امام موحدان اميرمؤمنان روايت شده است:

«ما هلك امرء عرف قدره:» «3»

كسى كه اندازه و قدر خود را شناخت و همه جا اين قدرشناسى را به كار گرفت هلاك و بى‏آبرو نشود.

«العلم وراثة كريمة، و الادب حلل حسان، و الفكرة مرآة صافية، والاعتذار منذر ناصح، و كفى بك او با لنفسك تركك ما كرهته لغيرك:» «4»

دانش و علم ميراثى گران، و ادب زينت و زيورى زيبا، و انديشه آئينه‏اى صاف، و پوزش پندآموزى خيرخواه، و ادب تو آنچه را كه براى خود نمى‏پسندى براى ديگران بكار نمى‏بندى تو را كافى و بس است.

«فسد حب من ليس له ادب:» «5»

حب و شرافت كسى كه فاقد ادب است تباه و ضايع است.

«لا حب ابلغ من الادب:» «6»

حب و شرافتى رساتر از ادب نيست.

«الادب خير ميراث و حسن الخلق خير قرين:» «7»

ادب بهترين ميراث و خوش خلقى بهترين همدم است.

از حضرت صادق (ع) روايت شده:

«خمس من لم تكن فيه لم يكن فيه كثير مستمتع قيل و ما هن يا بن رسول الله؟ قال: الدين، و العقل، و الحياء و حسن الخلق و حسن الادب:» «8»

پنج چيز در هر كس نباشد، در او بهره زيادى نيست: گفتند آنها چيست؟ فرمود: دين، عقل، حيا، خوش خلقى، و ادب نيكو.

على (ع) فرمود:

«لا غنى كالعقل، و لا فقر كالجهل، و لا ميراث كالادب، و لا ظهير كالمشاورة:» «9»

هيچ ثروتى چون عقل، و هيچ تهيدستى چون نادانى، و هيچ ميراى چون ادب، و هيچ پشتيبانى چون مشورت نيست.

و نيز آن حضرت فرمود:

«انكم الى الكتساب الادب احوج منكم الى اكتساب الذهب و الفضته:» «10»

به راستى شما به تحصيل ادب نيازمندتر از كسب طلا و نقره هستيد.

موسى (ع) كه منبع ادب و كرامت بود از تهمتى كه به او زدند به خداى قادر پناه برد و به آنان گفت:

أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ‏

آرى تمسخر و استهزاء جز از مردم بيادب و نادان صادر نميشود، استهزاء به غير يا استهزاء به خلقت اوست يا به كارى از كارهاى وى مسخره كردن كيفيت خلقت مردم هيچ جايگاهى در عقل و منطق ندارد، و امّا فعل غير اگر قبيح و نادرست است واجب و لازم است او را نسبت به زشتى كردارش بيدار كنند و با امر بمعروف و نهى از منكر از انحراف فعلى نجاتش دهند در هر صورت استهزاء گناه سنگينى است كه جز از مردم جاهل و نادان صادر نمى‏شود.

ذبح بقره فلسفه و هدفى بسيار عالى داشت، بنى‏اسرائيل بى‏توجه به آن هدف به موسى توهين روا داشتند، حضرت حق كه فرمان به ذبح از پيشگاه مقدسش صادر شده بود اراده داشت تا با ذبح گاو به دست بنى‏اسرائيل كه محبوب آنان و در نظرشان مقدس بود به توحيد خالص برگردند، و به عرصه توبه و انابه از آلودگى باطن درآيند، و ريشه ارادت و وابستگى به گاو به عنوان موجودى مقدس و معبود و مورد پرستش از سرزمين قلب آنان كنده شود، تا با زدوده شدن غبار شرك باطنشان آماده تجلى توحيد ناب شود، و نيز مشكل قتلى كه براى آنان پيش آمده بود برطرف گردد، ولى آنان از طرفى موسى را متهم به بازيگرى با ديگران و به مسخره گرفتن افراد نمودند و از طرف ديگر با سئوالات گوناگون درباره گاو كه چگونه باشد، چه رنگى او را پوشانده باشد، و ..... كار را بر خود سخت نمودند و خدا هم كار را بر آنان به خاطر لج‏بازى و اصرار بر پرسش‏هاى بيجا كه در حقيقت به خيال خودشان راه فرارى براى انجام نگرفتن ذبح بود سخت گرفت.

پی نوشت ها:

______________________________

(1)- محجة البيضاء ج 5 ص 236.

(2)- تحف العقول 54.

(3)- بحار ج 72 ص 66.

(4)- بحار ج 72 ص 67.

(5)- تحف العقول 91.

(6)- بحار ج 72 ص 67.

(7)- تحف العقول 91.

(8)- بحار ج 72، ص 73.

(9)- بحار ج 1، ص 95.

(10)- غرر الحكم. ج 1 ص 303.

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه