چهار طهارت براى كمال انسان
منابع مقاله:
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد سوم
نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان
عرفاى والا مقام، سالكان راه حقيقت، والهان مشتاق، دانايان عاشق، راهروان با بصيرت، براساس معارف الهيّه، راه رسيدن به مقام خلافت اللّهى را در چهار طهارت مىدانند:
1- طهارت بدن و لباس از نجاست ظاهرى. چه، اين نجاست موجب بُعد از خدا مىشود در عباداتى كه مشروط به طهارت است، و عبادت براى قرب به حق است و مقدمه آن طهارت.
2- طهارت هر يك از اعضا از معاصى. مثلًا نجاست چشم نظر بر نامحرم است، و نجاست دست آزار مردم به هر شكل و صورتى، و نجاست گوش غيبت شنيدن، و نجاست زبان دروغ و فحش و استهزا و باطل گويى و تهمت است.
3- طهارت باطن است از صفات ذميمه. چه، هر يك از صفات ناپسند كه در باطن انسان است نجاستى است كه باعث حجاب سالك است از وصول به قرب حق.
4- طهارت سِرّ است از غير حق.
قَلْبُ المُؤمِنِ حَرَمُ اللَّهِ وَحَرامٌ عَلى حَرَمِ اللَّهِ انْ يَلِجَ فيهِ غَيْرُ اللَّهِ. «1»
دل مؤمن حرم خداست، رفت و آمد غير در حرم خدا حرام است.
يا داوُدُ! بَشِّرِ المُذْنِبِينَ بِأنّى غَفُورٌ، وَأنْذِرِ الصِّدِّيقيِنَ بأنّى غَيُورٌ. «2»
اى داود! گناهكاران رابه مغفرت و آمرزش من بشارت بده، و اهل صدق و صفا را از غيرت من بترسان.
و اين همه فيض كه بر شمردهاند و مخصوص انسان است جز در سايه نبّوت انبيا و پيروى از آن مردان الهى به دست نمىآيد.
|
آدمى گنجينه سرّ حق است |
گر چه در بحر هوس مستغرق است |
|
|
گنج كونَيْن است ذات آدمى |
هست بى پايان صفات آدمى |
|
|
گر وجود خويش بشناسد تمام |
در شناسايىّ حق يابد نظام |
|
|
نفس انسانى است مرآت جمال |
روح انسانى است مرآت كمال |
|
|
گر بود مرآت صاف و پر ضيا |
عكس گيرد از جمال كبريا |
|
|
حقشناسى هست كار آدمى |
معرفت باشد شعار آدمى |
|
حيات جداى از انبيا
حيات جداى از انبيا، منبع خطرات عجيبى است. قرآن مجيد و روايات و دعاها به اين خطرات اشاره كردهاند.
ذكر تمام آن خطرات از حوصله اين رساله خارج است. براى نمونه به ترجمه متنى كه به عنوان تعقيب نماز مغرب از معصوم عليه السلام رسيده است، اشاره مىكنم:
الهى! به تو پناه مىبرم از نفسى كه قانع نشود، و شكمى كه سير نگردد، و چشمى كه سرشك نبارد، و دلى كه خشوع نيابد، و نمازى كه قبول نشود، و عملى كه سود نبخشد، و دعائى كه مستجاب نگردد. و پناه مىبرم به تو از پيشامدهاى ناگوار و رسيدن بدبختى، و سرزنش دشمنان، و بلاى طاقت فرسا، و عمل ناپسند. و پناه مىبرم به تو از فقر و كفر و نيرنگ و بى صبرى، و بد آورى و از بلائى كه صبر بر آن ندارم، و از درد بىدوا، و غلبه مردان، و خسران در قيامت، و بد آوردن در نفس و اهل و مال و دين و فرزند و هنگام روبهرو شدن با فرشته مرگ. و پناه مىبرم به حق از آدم بد و همسايه بد، و همنشين بد و وقت بد، و از شرّ هر آنچه در زمين فرو رود و از آن برآيد و هر چه از آسمان فرو ريزد و در آن بالا رود، و از شرّ پيشامدهاى ناگوار شب و روز، جز پيشامدى كه به خوبى وارد شود و از شرّ هر جنبندهاى كه پروردگارم زمامدار اوست كه پروردگارم بر راه راست است. «3»
|
آنان كه با خيال تو روزى به سر كنند |
نبود عجب كه در دل آتش گذر كنند |
|
|
كى با چنين جمال نظر با قمر كنند |
يا با چنين مقال خيال شكر كنند |
|
|
تا كوى توست بهر چه جاى ديگر شوند |
تا عشق توست بهر چه كار ديگر كنند |
|
(وصال شيرازى)
انسان درخت و شجرهاى است كه بالقوّه داراى هر نوع ثمر ظاهرى و باطنى است و تاريخ حيات ثابت كرده است كه اين شجره، منافع و ميوههايش جز در سايه تربيت انبيا و اوليا به فعليّت نمىرسد.
اين موجودى كه در قرآن مجيد از وى به عنوان احسن تقويم ياد شده اگر به دست غير انبيا بيفتد به اسفل سافلين خواهد رسيد.
نبات اين زمين با نسيم مسائل وحى و باغبانى انبيا و اوليا روئيده خواهد شد، و اصلش ثابت و فرعش آسمانها را پر خواهد كرد.
اگر خود را به دست انبيا نسپاريد، دشمنان درونى و برونى دمار از روزگار شما در آورند، و بود و نبود شما را به باد دهند، و از شما جز شرّ و پستى، رذالت و دنائت، آلودگى و معصيت چيزى نخواهند گذاشت.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- بحر المعارف: 290؛ الخصائص الفاطمية: 2/ 210، با كمى اختلاف.
(2)- بحر المعارف: 290؛ بحار الأنوار: 69/ 321، باب 117، با كمى اختلاف.
(3)- مفتاح الفلاح: 306.
English