راههاى ورودى شيطان
1- راه اقتصادى
قرآن راههاى ورودى شيطان را بيان مىكند كه چگونه انسان را به اين سه بلا دچار مىكند:
اول : راه اقتصادى است ؛ ايجاد انحراف در اقتصاد كه به بيان قرآن ، مخترعين انحراف در اقتصاد يهوديان بودند كه قرآن مجيد از آنها تعبير به شيطان مىكند؛
» وَكَذَ لِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوًّا شَيَطِينَ الْإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِى بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا «
سامرى ، فرعون ، عقبة بن ابى معيط و امثال اينها در اصطلاح قرآن ، شيطان واقعى هستند . عقبة بن ابى معيط كه با شخص ديگرى عليه پيغمبر همدست شد . در سوره فرقان به او اشاره شده است كه او و همدست او شيطان واقعى هستند .
2- راه فرهنگى
دوم: راه ديگرى كه قرآن بيان مىكند راه فرهنگى است كه آيهاش خيلى مهم است و صريح در اين مسأله است كه در طول تاريخ ، شياطينى باسواد ، با فكر ، زرنگ ، هنرمند بودند كه در برابر فرهنگ الهى ، فرهنگ ساختند .(162)
خيلىها را جذب كردند . مانند كار فرهنگى در عصر ما ، »لنين « با تلفيقى از مطالب فلاسفه آلمان ، به خصوص هگل ، توانست فرهنگ بسازد . رنگ و لعاب زيبايى به آن داد ؛ به تعبير او نجات مستضعفان و كارگران از دست حاكمان سياسى ظالم و مالكان خونخوار و نزديك يك ميليارد نفر از مردم دنيا را توانست از خدا دور كند . اين راه فرهنگى نفوذ شيطان است .
البته اين طرف به اين شكل جاده فرهنگى باز كردند ، در غرب نيز جاده مكتب كاپيتاليسم منهاى دين ، كه در طول دو قرن ، توانستند درب همه كليساها را ببندند . البته اين دين كه مورد قبول خدا نبود ، اما رنگ ضعيفى از حضرت مسيح عليه السلام داشت ، ولى كارى كردند كه خدا ، دين ، حتى كليسا نيز از زندگى مردم بيرون برود . پول به جاى خدا قرار بگيرد . البته مدت كمى علم را به جاى خدا قرار دادند ، بعد پول را . يعنى ديدند جاذبه دانش ، فراگير نيست ، اما جاذبه پول فراگير است ، لذا فرهنگ كاپيتاليسم را با روانكاوى »فرويد« اتريشى و يهودى آميختند و اين فرهنگ پول به علاوه بىبند و بارى جنسى را حاكم كردند.
هزار و پانصد سال قبل ، امام صادق عليه السلام فرمودند :
» العالم بزمانه لا تهجم عليه اللوابس «
نه »العالم بالدين و بالقرآن « اين چيز ديگرى است ، علم به دين و قرآن كه واجب عينى است و در حد وظايف و تكاليف ، علم به مسائل الهى لازم است .
» العالم بزمانه «
آگاه به زمان ، از هجوم خطرات در امان خواهد بود . به هر دو مكتب رنگ علمى زدند و اكنون در دانشگاهها به عنوان علم مطرح است . اقتصاد غرب ، يك مكتب است ، اقتصاد سوسياليستى مكتبى ديگر .
كسانى كه عالم به اوضاع زمان نيستند ، اسير دست اين گرگهاى دو طرف دنيا مىشوند . با تعابير جذاب مانند نظم نوين جهانى ، كلمات مقدس را استخدام مىكنند و مردم را فريب مىدهند .
قرآن مجيد در سوره منافقين به پيغمبر اسلام صلى الله عليه وآله مىفرمايد :
وقتى منافقين مىنشينند و شروع به سخن مىكنند ، به قدرى زيبا حرف مىزنند و كلمات خوب را استخدام مىكنند كه از آن سخنرانى شاد مىشوى و تعجب مىكنى .
»لنين« هيچ وقت نمىآيد دوزخ و قيامت را در فرهنگ خود نشان دهد . نظم نوين جهانى را لعاب شيرينتر از عسل مىزنند ، مىگويند : اين مسأله فلسفى است ، هگل ، و فرويد آن را تأييد كرده است . به قدرى هزينه كردند كه اين چهرهها را مشهور كنند و بر گرده دانشگاههاى تمام عالم سوار كنند تا همه قبول كنند .
چرا در بعضى از دانشگاهها كه از اينها حرف مىزنند ، از حضرت على بن ابى طالب عليه السلام حرف نمىزنند.
مگر حضرت در فلسفه و روش آباد كردن دنيا جاهل بوده است ؟ اين مقدار كه در دانشگاههاى دنيا حرفهاى »هگل ، و فرويد« مطرح است ، بيانات امام صادق و امام باقر عليهما السلام ، ملاصدرا و حاجى سبزوارى مطرح نيست . آنها مىدانند كه اگر فلسفه ملاصدرا را در دانشگاههاى خود راه بدهند ، فلسفه ديگران به باد فنا مىرود .
English