قالب و روح انسان در قرآن
شما مىدانيد كه قرآن مجيد ، گاهى از وجود ما تعبير به بشر كرده است و گاهى تعبير به انسان . چه فرقى بين بشر و انسان است ؟
آياتى كه كلمه بشر را دارند ، اگر دقت كنيد ، آيه شريفه جهت مادى و دنيايى انسان را مطرح مىكند ؛
» إِنِّى خَلِقُ بَشَرًا مِّن طِينٍ × فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِى فَقَعُواْ لَهُ سَجِدِينَ «
بيان گِل ، خاك و ماده است ، اما جنبه انسان بودن مربوط به نفخ روح و سميع و بصير بودن و اين سلسله واقعيات است :
» فَجَعَلْنَهُ سَمِيعَاً بَصِيرًا «
ضمير »جعلناه « به كلمه انسانى كه در آيه شريفه است برمىگردد ؛ اين انسان را سميع و بصير قرار داديم . توان شنيدن حق و پذيرفتن آن را به او داديم . توان ديدن و باور واقعيات ، كارى به گِل ندارد .
اشتباهى كه ابليس در مسأله سجده كرد ، در همين زمينه بود . او قالب را ديد ، گفت :
» خَلَقْتَنِى مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ «
ماده وجود من با ارزشتر است و ماده وجود انسان پست ، پس من به اين موجود پست سجده نمىكنم . اما اگر انسان بودن و نورانيت ما را ديده بود ، نه قالب را ، قطعاً سجده مىكرد .
كسى گفت : ابوجهل چرا به پيغمبر اسلام صلى الله عليه وآله ايمان نياورد ؟ با اين كه پنجاه و سه سال همسايه پيغمبر صلى الله عليه وآله بود و ايشان را مىديد . ابوجهل اهل مكه بود و ولادت پيغمبر صلى الله عليه وآله را كاملاً به ياد داشت . او سابقه پيغمبر اسلام صلى الله عليه وآله را مىدانست . سيزده سال ايام رسالت پيغمبر اسلام صلى الله عليه وآله را درك كرد .
گفت : چون ابوجهل پيغمبر خدا صلى الله عليه وآله خدا را نمىديد ، او يتيم عبدالله را مىديد . يتيم كه براى عرب بىارزش و پست بود ، چون يتيم در دنياى عرب ذليل و پست بود .
قرآن مجيد بيست و سه بار از يتيم اكرام معنوى كرد ؛ يعنى فرهنگ شما اشتباه و غلط است . بچهاى كه پدر يا مادرش از دنيا رفتهاند ، اين از دنيا رفتن علت خوارى ، پستى و ذلت نيست . ولى يتيم را ذليل مىدانستند .
اگر پيغمبر صلى الله عليه وآله را ديده بود ، مانند سلمان ايمان مىآورد . چون سلمان مدينه نيامد كه شخصى عرب و قريشى را ببيند ، بلكه آمد تا فرستاده خدا ببيند.
آيهاى در قرآن راجع به بتپرستان مىفرمايد :
» وَتَرَيهُمْ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ «
اينها به درب خانه مىآيند و تو را نگاه مىكنند ، اما نه اين كه به نحو عمقى نگاه كنند .
English