تقوا، مجمع خير دنيا و آخرت
تمام خير دنيا و آخرت به وسيله خدا در يك كلمه جمع شده است ؛
» جمع خير الدنيا و الآخرة فى كلمة واحدة و هى التقوى «
طبيب با تقوا وقتى بيمار را معاينه مىكند ، اگر بيمارى او را نفهميد ، مىگويد : بيمارى شما را درك نكردم . شما بايد به عالمتر و متخصصتر از من مراجعه كنيد ، پول ويزيت نمىخواهم ، چون من مريضى تو را نفهميدم ، اما بىتقوا ويزيت را مىگيرد و نسخهاى دروغين سر هم مىكند و براى او آزمايش مىنويسد و خرج بيمار را چند برابر مىكند . چه بسا مريض اين نسخه را تهيه كند و با خوردن آن دارو بيماريش چند برابر شود و يا بميرد .
يا عالم باتقوا وقتى مىآيند و مىگويند : جواب فلان مسأله چيست ؟ اگر نمىتواند جواب بدهد ، بگويد : نمىدانم ، من سى سال است كه در حوزه علميه نبودم و از كتابها دور ماندهام و تخصصى ندارم . اما اگر بىتقوا باشد ، جوابى از خودش در مىآورد كه دور او پر شود و ديگران نفهمند كه او كم سواد است . تقوا خيلى كارساز است . واقعاً خير دنيا و آخرت مردم به زلف تقوا گره خورده است .
دكترى متخصص بود خيلى مردم محل به اين دكتر ايمان داشتند ، مىگفتند : نسخهاش خوب است . بر سر نسخههايش نوشته بود : »هو الشافى « من نيستم كه مريض تو را درمان مىكنم ، درمان دست ديگرى است و ما واسطه هستيم . نسخهاش خدا را نشانش مىداد ، چون هر وقت مىخواست قلم بردارد و بنويسد ، »هو الشافى« را مىديد ؛ يعنى در محضر خدا نسخه را مىنوشت و به بيمار مىداد .
به بيمار مىگفت : من از تو خواهش مىكنم كه دواى اين نسخه را از داروخانهاى بخر كه صاحب آن رو به قبله بكند و خود داروخانه نيز رو به قبله باشد ، ثابت شده است كه رو به قبله بودن در هر حالتى ، چون مستقيم با جهت مغناطيسى زمين سر و كار دارد ، آثار مثبتى روى بدن و روى محل كار دارد .
بيمار نيز قبول مىكرد . بعد به او مىگفت : نسخهات يك تومان مىشود ، نصف آن را مىگرفت و مىگفت بقيه را به خانوادهاى مستحق بده و بگو براى مريضى شما دعا كنند كه دوا و دعا همراه شوند و مريضى شما خوب شود .
حرف اميرالمؤمنين عليه السلام اين است :
» جمع خير الدنيا و الآخرة فى كلمة واحدة و هى التقوى «
همه خيرات ، چه در دنيا و چه در آخرت در يك كلمه جمع است و آن تقواست .
English