مشاهده تقواى موجودات
بعضى مردم اين عقيده را به عالمان ربانى داشتند و درست بود . ايشان مىفرمودند : ما به آن باغ در شهريار رفتيم و زير درختان نشستيم و بالاى درخت لانه كلاغ بود . ظاهراً كلاغ تازه تخمها را نوك زده بود و جوجه كلاغها بيرون آمده بودند .
ناگهان ديديم مار قويى از تنه درخت دارد بالا مىرود . معلوم شد كه مار جاى لانه و جوجهها را بو برده و دارد به دنبال لقمه چرب و نرم مىرود . كلاغ ماده وقتى مار را ديد ، شروع به سر و صدا كرد .
قرآن مجيد مجموع موجودات جهان را با شعور مىداند :
» وَ إِن مِّن شَىْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لَكِن لَّا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ «
اين » ان « نافيه است ؛ چيزى وجود ندارد ، مگر اين كه خدا را حمد و تسبيح مىكند . حمد و تسبيح دلالت بر
شعور مىكند . شعور نداشت ، چه حمد و چه تسبيحى داشت ؟ ولى شما تسبيح موجودات را درك نمىكنيد و نمىفهميد .
از قرن هجدهم به بعد ، دانشمندان با مطالعات زيادى كه در حيوانات مختلف كردند ، به اين نتيجه رسيدند كه مجموعه حيوانات از شعور قويى برخوردار هستند . چون اگر شعور در موجودات نبود ، زندگى نيز در آنها نبود .
علاوه بر شعور ، بر آنها ثابت شد كه موجودات صدايى كه دارند ، خواستههاى خود را با صدا به طرف مقابل مىفهمانند و ثابت شد كه كلاغ سه نوع صدا دارد.
يكى صداى طبيعى ، يكى آژير خطر و ديگرى آژير سفيد است . وقتى آن صداى آژير خطر را در مىآورد ، كلاغهايى كه در اطراف هستند ، مىفهمند كه براى همنوع آنها خطر به وجود آمده ، همگى براى كمك مىآيند و اگر خطر رفع شود ، صداى آژير سفيد را درمىآورد و آنها مىفهمند كه خطر رفع شده و برمىگردند .
مار از تنه درخت بالا مىرفت . كلاغ ماده صداى آژير خطر درآورد ، ولى ديد كلاغى نيامد . معلوم شد كه در اطراف همنوعى نيست كه به كمك بيايد . سريع رفت بعد از چند دقيقه برگشت ، گُل كروى شكل و پر از تيغ كه خارخاسك مىگويند ، اين را با نوكش گذاشته بود ، پشت شاخهاى پنهان شد ، مار تا نزديك لانه آمد ، ديگر نزديك بود كه دهان خود را در لانه كند ، تا دهانش را باز كرد ، اين گل پر از تيغ را درون حلق مار انداخت و اين تيغها از همه طرف در حلق مار فرو رفت . مار به خودش پيچيد و از درخت افتاد و مرد .
اين دفع خطر ، نوعى تقواست . براى همه موجودات نيز قرار داده شده است . واقعش اين است كه در تمام عالم هستى ، موجودى خالى از تقواى به تناسب خودش ، پيدا نمىكنيم .
English