جانشين پيامبر (ص) از ديدگاه امام رضا (ع)
منابع مقاله:
کتاب : اهل بيت عليهمالسلام عرشيان فرش نشين
نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان
حضرت امام رضا عليه السلام در گفتارى پر ارزش و مقالهاى حكيمانه- كه كتابهاى بسيار مهمى چون الكافى و محجة البيضاء نقل كردهاند «1»- به جايگاه رفيع امامت و به اوصاف امام بر حق، به طور مفصل اشاره كرده است كه به بخشى از آن براى تيّمن و تبرك و شناخت شخص امام بر حق و جانشين پيامبر صلى الله عليه و آله و جايگاه و منزلت امامت اشاره مىشود.
بىترديد امامت، همان منزلت و جايگاه پيامبران و ميراث اوصيا است.
بىشك امامت، مقام خلافت اللّهى و خلافت الرسول و مقام اميرالمؤمنين و ميراث حسن و حسين صلوات اللّه عليهم است.
يقيناً امامت، مهار دين و نظام مسلمانان و صلاح دنيا و عزت و توانمندى مؤمنان است.
مسلماً امامت پايه و ريشه اسلام بلند مرتبه و تنه آن حقيقت رفيع است.
به يقين تماميّت نماز و زكات و روزه و حج و جهاد و تحصيل كامل غنيمت و صدقات و پابرجايى حدود و احكام و حفظ مرزها و جوانب كشور اسلامى فقط و فقط بستگى به وجود امام دارد.
امام، حلال خدا را حلال مىكند و حرام خدا را حرام مىنمايد و حدود خدا را برپا مىدارد و از دين خدا دفاع مىكند و با حكمت و موعظه نيكو به راه پروردگارش دعوت مىكند و مردم را به دليل و برهان رساى حق مىخواند.
امام، چون خورشيد برآمدهاى است كه به نورش جهان را روشن مىكند و اين خورشيد در افقى است كه دست عقلها و خردها و چشم بصيرتها و بينشها، او را درنمىيابند.
امام، ماه شب چهارده و چراغ نوربخش و روشنايى آشكار و ستاره هدايتگر در تاريكىهاى شديد و ظلمت ميان شهرها و بيابانها و اعماق درياهاست.
امام، آب خوشگوار بر تشنه و راهنما بر هدايت و نجات دهنده از ضلالت است.
امام، آتشى فروزان بر بلندى و گرماى كسى است كه به وسيله او گرمى بخواهد، و دستگير انسان از مهلكهها است، كسى كه از او جدا شود در هلاكت است.
امام، ابر باران زا و باران پى در پى و خورشيد نوربخش و آسمان سايهافكن و زمين گسترده و چشمه پرآب و غدير تشنه كامان و باغ و گلستان پرميوه و گل است.
امام، انيسى رفيق، پدرى مهربان، برادرى از جان بهتر و چون مادرى فوقالعاده نيكوكار نسبت به كودك و پناهگاه بندگان در حوادث بسيار مهم است.
امام، امين خدا در خلقش و حجّت حق بر بندگانش و جانشينش در كشورها و دعوت كننده به سوى خدا و دفاع كننده از حرم الهى است.
امام، از همه گناهان پاك و از همه عيبها خالى و دور و به علم و دانش مختص و به بردبارى و حلم آراسته شده و نظام دين و توانمندى و عزت مسلمانان و خشم بر منافقان و سبب هلاكت كافران است.
امام، يگانه روزگار است كه هيچ كس در مقام و مرتبه به او نمىرسد و عالمى همسنگ او نيست و نظيرى براى او پيدا نمىشود، مثل و مانندى ندارد. وجودش به همه فضل خدا اختصاص يافته، فضلى كه خود در طلبش بر نيامده بلكه از سوى خداوند بخشنده به او عنايت شده است.
چه كسى در اين جهان به شناخت همه جانبه امام مىرسد يا برايش ممكن است كه امام و امامت را براى مردم انتخاب كند؟!
بسيار دور است، بسيار دور است كه شناخت همه جانبه امام و انتخاب او براى كسى ميسّر باشد.
عقلها در اين وادى گم شدهاند، افكار به سرگردانى دچارند، مغزها به حيرت نشستهاند، ديدهها كور است، بزرگان در اين حريم بسيار كوچكاند، حكما سرگردانند، بردباران دچار كوتاهىاند، گويندگان الكناند، خردمندان نادانند، شعرا لالند، اديبان عاجزند، اهل بلاغت ناتوانند از اينكه شأنى از شأن امام يا فضيلتى از فضايل او را بيان كنند!!
همه به ناتوانى و كوتاهى هنرهايشان در بيان وصف امام و شناخت او اقرار دارند.
چگونه مىتوان همه داشتهها و فضايل و مناقب و عناصر شخصيت امام را وصف كرد؟ يا كُنه و عمق حقيقت او را باز گفت؟ يا چيزى از واقعيتش را فهميد؟ يا در همه جهان هستى كسى را يافت كه در جايگاه او قرار گيرد و قائم مقام او شود و مردم را از سرمايه معرفتى و وجودى او بىنياز نمايد؟
چگونه و از كجا؟ و حال اينكه ستاره تابانى است كه جايگاهش از دست يابندگان و وصف واصفان خارج است.
از كجا و به چه دليل به كسى انتخاب امام واگذار شده است؟ عقلها كجا و اين مقام و صاحب آن كجا! مانند چنين شخصيتى كجا يافت مىشود؟
آيا بىخبرانِ از اين حقايق و بىخردانِ كوردل و عالِم نمايان خود فروخته و تربيت شدگان مدرسه سقيفه و دست پروردگان مكتب بنى اميه، خيال مىكنند كه اين منصب و مقام و اين اوصاف و كمالات در غير اهل بيت رسول خدا صلى الله عليه و آله يافت مىشود؟
اگر چنين فكر كنند، واللّه باطنشان به آنان دروغ گفته و اباطيل و ياوهها در جانشان جا گرفته، از نردبان بسيار دشوار و سخت بالا رفتهاند كه از آن به پستترين قدمگاهها درمىافتند، با خردهاى سرگردان و ناقص و كوتاهشان به امام سازى و امام تراشى برخاستند تا از آل محمّد صلوات اللّه عليهم أجمعين دور افتادند و دچار ستمكارانى كه دنيا و آخرتشان را بر باد دادهاند، شدند.
در مسأله امام و امامت گرفتار آراى گمراه كننده گشتند و اتكا به آن آرا چيزى جز دور افتادن از حقيقت به آنان نيفزود.
خدا آنان را بكشد و به چاه هلاكت دراندازد! چگونه منحرف مىشوند؟!
مطلب دشوارى را قصد كردهاند و در اين زمينه تهمت و افترا زدند و به گمراهى دور و درازى افتادند و در سرگردانى و حيرت غرق شدند زيرا امام بر حق را كه انتخابش در انحصار خداست و داراى اوصاف ويژه است، با چشم باز از دست نهادند و شيطان، اعمالشان را در نظرشان آراست تا ارتكاب آن اعمال براى آنان آسان باشد كه در نهايت، آنان را از راه خدا باز داشت، در حالى كه ديده باز براى شناخت حق از باطل داشتند.
از انتخاب خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيتش چشم پوشيده، به انتخاب خود روى آوردند در حالى كه قرآن آنان را با صداى بلند ندا مىدهد:
«وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحانَ اللَّهِ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ» «2».
و پروردگارت آنچه را بخواهد مىآفريند و [آنچه را بخواهد] بر مىگزيند، براى آنان [در برابر اراده او در قلمرو تكوين و تشريع] اختيارى نيست؛ منزّه است خدا و برتر است از آنچه براى او شريك مىگيرند.
و خدا فرمود:
«وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ...» «3».
و هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد هنگامى كه خدا و پيامبرش كارى را حكم كنند براى آنان در كار خودشان اختيار باشد؛ و هركس خدا و پيامبرش را نافرمانى كند يقيناً به صورتى آشكار گمراه شده است...
و فرمود:
«ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ» «4».
شما را چه شده چگونه داورى مىكنيد.
حضرت امام رضا عليه السلام در اين زمينه براى اثبات حق اهل بيت عليهم السلام و مردود دانستن نظر مخالفان و آنان كه با بودن اهل بيت عليهم السلام كه منتخبان خدا براى پيشوايى و امامت امتاند ديگران را در برابر انتخاب خدا انتخاب كردند- و زمينه اختلاف و تفرقه امت را به گروههاى زيادى فراهم آوردند و عاقبت امت و ثروت مادى و معنويش را در دسترس تاراج ستمگران داخلى و خارجى قرار دادند و زمينه گسترده شدن سفره هر گناهى را فراهم آوردند- به آيات ديگرى متوسل مىشوند و راه هرگونه عذر و بهانهاى را به وسيله آيات خدا به روى مخالفان مىبندند و سپس خطاب به آنان به آيه شريفه تمسك كرده مىفرمايد:
«... ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ» «5».
... اين فضل خداست كه آن را به هركس بخواهد عطا مىكند و خدا داراى فضل بزرگ است.
بر اين اساس بايد اقرار و اعتراف كرد كه اهل بيت عليهم السلام با داشتن آن اوصاف ملكوتى كه در روايت حضرت امام رضا عليه السلام و در متن زيارت جامعه كبيره آمده، علاوه بر اينكه تا قيامت، امام و پيشواى خلقاند و همگان در هر شأنى كه باشند تا پايان دنيا مأموم آنانند و بر همه اطاعت از آنان در امر دنيا و دين و آخرت واجب است، از همه موجودات هستى چه در عالم غيب و چه در عرصه شهادت و ظاهر برتر و بالاترند و براى آنان همانند و نظيرى وجود ندارد.
امام پرهيزكاران اميرمؤمنان عليه السلام در اين زمينه مىفرمايد:
عِترَتُهُ خَيرُ العِتَرِ، وَأُسرَتُهُ خَيرُ الأُسَرِ، وَشَجَرَتُهُ خَيرُ الشَّجَرِ «6»
خاندان و عترتش بهترين خاندانها و خانوادهاش بهترين خانوادهها و تبارش بهترين تبارهاست.
پيامبر بزرگ اسلام صلى الله عليه و آله به عبدالرحمن بن عوف فرمود:
يا عَبْدَ الرَّحْمن! إنَّكُمْ أصحَابِى وَعَلىّ بن أبىِ طَالِب أخِى وَمِنّى وَأنا مِن علىٍّ فَهُوَ بَابُ عِلمى وَوَصِيّى وَهُوَ وَفاطِمَةُ وَالْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ، هُمْ خَيرُ الأرْضِ عُنْصُراً وَشَرَفاً وَكَرَماً «7»
. اى عبدالرحمن! شما اصحاب من هستيد، و على بن ابى طالب از من است و من از على، او درِ دانش و علم، جانشين و وصى من است او و فاطمه و حسن و حسين بهترين و برترين مردم در تيره و شرافت و كرامتاند.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- الكافى: 1/ 198، باب نادر جامع فى فضل الإمام، حديث 1؛ الأمالى، صدوق: 674، المجلس السابعوالتسعون، حديث 1؛ عيون أخبار الرضا: 1/ 216، باب 20، حديث 1؛ بحار الأنوار: 25/ 120، باب 4، حديث 4؛ محجة البيضاء: 4/ 174؛ كتاب أخلاق الأئمة وآداب الشيعة.
(2)- قصص (28): 68.
(3)- احزاب (33): 36.
(4)- قلم (68): 36.
(5)- حديد (57): 21.
(6)- نهج البلاغة: 209، خطبه 93؛ بحار الأنوار: 16/ 379، باب 11، حديث 91.
(7)- ينابيع المودة: 2/ 333، باب 53، حديث 973؛ مقتل الحسين، خوارزمى: 1/ 60.
English