لطفا منتظر باشید

صفات شيعه در كلام امام رضا (ع)

منابع مقاله:

کتاب  :انديشه در اسلام       نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

حضرت رضا، عليه‏السلام، درباره صفات شيعه مى‏فرمايند:

«شيعتنا الذين يقيمون الصلاه ويؤتون الزكاه ويحجون البيت الحرام و يصومون شهر رمضان ويوالون أهل البيت و يتبرئون من أعدائنا أولئك أهل الايمان و التقى ...». «1»

1. پايدارى در نماز

شيعيان ما چند برنامه در زندگى خود دارند كه تا وقت مرگ به آن ادامه مى‏دهند: اول نماز است كه آن را بر پا مى‏دارند، زيرا در قرآن آمده است كه انسان‏هاى بى‏نماز اهل جهنم هستند.

در روايتى آمده است كه پيامبر، صلى‏الله‏عليه‏وآله، با اصحاب خود از جايى مى‏گذشتند كه ناگاه سگ قوى هيكلى به شدت پارس كرد. اصحاب ترسيدند. حضرت فرمود: نترسيد، بگذاريد پارس كند.

پارس‏هاى سگ كه تمام شد، حضرت فرمود: اين سگ با من حرفى داشت، لذا همين كه چشمش به من افتاد گفت‏ «2»: يا رسول‏اللّه، خدا را شكر كه مرا سگ آفريد، ولى انسان بى‏نماز نيافريد و ما را تكليف به نماز نكرد. از اين رو، راحت هستيم كه به ما نگفته نماز بخوان تا شانه بالا بيندازيم و بگوييم نمى‏خوانيم! سگ هستيم و به نماز دعوت نشده‏ايم، ولى آنها كه به نماز دعوت شده‏اند و نماز نمى‏خوانند چه مى‏كنند؟

 

حقيقت نماز

شرط نماز طهارت و پاكى است؛ پاكى و طهارت بدن و دل و معده و شهوت و فكر، زيرا گفته‏اند:

پاك شو اول و پس ديده بر آن پاك انداز.

بعد كه وارد نماز مى‏شويم مى‏گوييم:

«الله اكبر».

يعنى محبوب من از همه موجودات شرق و غرب، از همه قدرت‏ها و قوّت‏ها، و از همه بود و نبود اين عالم بزرگ‏تر و والاتر است.

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ».

من همراه محبوبم در حركت هستم؛ من هم عاطفه و مهر دارم؛ من هم محبت و دوستى دارم؛ من هم عشق دارم؛ فرقى نمى‏كند كه طرف من چه مؤمنى است: زن و بچه خودم است يا مردم يا بچه ديگرى. من اهل نماز هستم؛ يعنى اهل رحم و محبت و مهربانى هستم.

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ».

اهل شكر هستم و هيچ نعمتى را حرام نمى‏كنم.

«الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ».

باز هم اهل رحمت و بخشش هستم.

«مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ».

خودم را در دادگاه الهى حاضر مى‏بينم.

«إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ».

منبع كمك من اوست و پيشانى من بر خاك آستان اوست.

«اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ».

راه من راه اوست.

«صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ».

راه انبيا.

«غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ».

نه يهودى‏ام و نه مسيحى‏ام، در صراط مستقيم هستم؛ نه يهودى كه اهل ربا و جاسوسى و حيله و كلك باشم و نه مسيحى كه اهل شراب و قمار و عيش و نوش باشم. من بنده خدا هستم.

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ».

باز هم در ارتباط با رحمت خداست.

«قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ* اللَّهُ الصَّمَدُ* لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ* وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ».

حرف من اين است:

امروز شاه انجمن دلبران يكى است دلبر اگر هزار، ولى دل بر آن يكى است.

«قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ».

يكتاگو، يكتانگر و يكتابين هستم. به اين اندازه عبادت قانع نيستم. ركوع مى‏كنم؛ يعنى مولاى من، پشتم براى قبول سنگين‏ترين مسئوليت‏ها آماده است.

«سبحان ربى العظيم بحمده».

باز هم قانع نيستم. با همه وجود روى خاك مى‏افتم و مى‏گويم:

«عبدك الضعيف»

مغرور و متكبر نيستم، منافق و مشرك نيستم. من در برابر تو بنده‏اى خاكى‏ام.

«سبحان ربى الأعلى وبحمده».

دو بار هم اين كار را مى‏كنم كه حسابى تواضع خود را نشان دهم. بعد، بلند مى‏شوم و مى‏گويم:

«أشهد أن لا اله الا اللَّه وحده لا شريك له»

باز هم يكتابين، يكتانگر و يكتاگو هستم و معلم من هم در اين راه فقط رسول گرامى اسلام و اهل بيت اوست.

«وأشهد أن محمداً عبده ورسوله اللهم صل على محمد وآل محمد».

و اين چنين گواهى مى‏دهم و درود مى‏فرستم:

«السلام عليك أيها النبى ورحمه الله و بركاته. السلام علينا وعلى عباد اللَّه الصالحين. السلام عليكم ورحمه الله وبركاته».

ايگروه انبياء و ملائكه، مرا بشناسيد! من هم جزو گروه پاكان و از اعضاى انجمن شما هستم. من جزو فرقه كفر و زندقه نيستم. شما مرا جزو خود بدانيد و در قيامت براى من شهادت دهيد.

2. روزه‏داران حقيقى‏

دومين صفت شيعه اهل روزه بودن آن‏هاست. يعنى زبان، شهوت، چشم و همه اعضاى ديگر او روزه‏اند. آن‏ها روزه ماه رمضان را در اول هر غروب افطار مى‏كنند و روزه حقيقت خود را روز قيامت و با ورود به بهشت افطار مى‏نمايند. «3»

 3. حج گزاران‏

نشانه سوم شيعيان اين است كه اهل حج هستند:

«يحجون البيت الحرام».

 4. اهل خمس و زكات‏

شيعيان مردم سخاوت‏مندى هستند كه از هر چه خدا به ايشان مى‏دهد انفاق مى‏كنند و اگر وجوهاتى به گردنشان باشد، مى‏پردازند و اهل خمس و زكات هستند. آن‏ها خيلى هم در اين قسمت راحتند، لذا اگر كسى در اين باره مريض است، بايد زود خودش را درمان كند. چون خمس ملك انسان نيست كه تصرف در آن جايز باشد. لذا مصرف آن حرام است.

 

شخصى كه خواست حساب سال خود را بپردازد

تاجرى نزد مرحوم كلباسى بزرگ (حدود دويست سال پيش) آمد و گفت: آقا من هر سال مى‏خواهم خمس خود را حساب كنم، ولى نمى‏شود. امسال مى‏خواهم حساب كنم. حدود ده هزار تومان مى‏شود، اما نمى‏توانم بدهم، چون ده هزار تومان پول زيادى است. من اين مبلغ را شمرده‏ام و در گاوصندوقِ خانه پنهان كرده‏ام. فردا يا پس فردا به منزل ما بياييد و دست‏هاى مرا با طناب ببنديد و اين پول را برداريد. هر چه هم من مخالفت كردم توجه نكنيد. شما پول را برداريد و ببريد، اما من خودم نمى‏توانم بدهم.

وقتى مرحوم كلباسى به در منزل او رفت، مى‏خواست ايشان را راه ندهد، اما او مرد مهمى بود و داخل شد. سپس به او گفت: آن ده هزار تومان را با دست خودت بياور و به من بده! گفت: كدام ده هزار تومان؟ ما با هم حسابى نداريم و با هم معامله‏اى نكرده‏ايم. بعد هم داد و بيدادش بلند شد كه تو چه آخوندى هستى؟ تو چه عالمى هستى؟ مرحوم كلباسى به چند نفر از اطرافيانش اشاره كرد كه او را ببندند و كليد را از جيبش در آورند و آن ده هزار تومان را بردارند.

فرداى آن روز، آن شخص آمد و گفت: خدا رحمتت كند! مرا راحت كردى. چون اگر خودم بودم نمى‏دادم!

اگر اين‏جا يك نفر مثل كلباسى پيدا شود كه از آدم آن پول را بگيرد، خوب است، چون اگر اين پول‏ها در اموال كسى بماند، در برزخ و قيامت كسى نيست كه آن را از او بگيرد.

 

برخورد مرحوم كلباسى با مرد مقدّس در حمام‏

روزى مرحوم كلباسى وارد حمام شد (حمام‏ها در آن زمان به صورت خزينه بود) و ديد مرد مقدّسى براى غسل كردن سى دفعه زير آب مى‏رود و بيرون مى‏آيد، با اين‏كه در اسلام براى غسل ارتماسى يك دفعه فرو رفتن در آب كافى است. مرحوم كلباسى او را صدا زد. شخص تا چشمش به ايشان افتاد ترسيد و گفت: بله، حضرت آيت اللَّه. گفت: مقلد چه كسى هستى؟ مرد ديد اگر بگويد مقلد حضرت عالى، ايشان مى‏گويد در رساله من چنين ننوشته و من اين طور فتوا نداده‏ام، لذا گفت: آقا، من مقلد شيطان هستم! گفت: من كه هستم، چرا از من تقليد نمى‏كنى؟ گفت: آخر من مراعات أعلميت را مى‏كنم!

در هر صورت، شيعيان اهل خمس و زكات هستند و هر چه هم خمس ناچيز باشد، باز پرداخت مى‏كنند.

 5. شيعيان شيفته اهل بيت‏اند

شيعيان ما با ما در ارتباطاند:

«ويوالون أهل البيت».

و حكومت و فرهنگ و دستورهاى ما را قبول دارند:

6. از دشمنان ما بيزارند

«ويبرؤون من أعدائنا».

آن‏ها رو در روى دشمنان ما قرار دارند.

 7. اهل تقوا و ايمان‏اند

«أولئك أهل الايمان والتقى».

شيعيان ما مؤمن هستند، خدا و قيامت را قبول دارند و اهل تقوا و ايمانند و در امانت خيانت نمى‏كنند.

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1). فضائل الأشهر الثلاثه، شيخ صدوق، ص 105؛ نيز با اختلاف در يك كلمه (كه به جاى «أعدائنا» «أعدائهم» آمده) در صفات الشيعه، شيخ صدوق، ص 4.

(2). (من مى‏توانم براى شما ثابت كنم كه انبيا زبان حيوانات را مى‏فهميدند. اصولا، پيامبر و امامى كه از كل جهان عالم‏تر نباشد، نه پيامبر است نه امام، لذا او بايد به همه عالم اشراف داشته باشد (مولف).

نمل، 16: «وورث سليمان داوود وقال يا أيها الناس علمنا منطق الطير وأوتينا من كل شى‏ء إن هذا لهو الفضل المبين»؛ نيز بصائر الدرجات، محمد بن حسن صفار، ص 362: «فضيل بن يسار عن أبى عبد الله، عليه‏السلام، قال كنت عنده إذ نظرت إلى زوج حمام عنده فهدر الذكر على الأنثى فقال لى أتدرى ما يقول قلت لا قال يقول يا سكنى وعرسى ما خلق أحب إلى منك الا أن يكون مولاى جعفر بن محمد»؛ همان، ص 363: «أبى احمد عن شعيب بن الحسن قال كنت عند أبى جعفر، عليه‏السلام، جالسا نسمع صوتا من الفاخته فقال تدرون ما تقول قال تقول فقدتكم فافقدوها قبل ان تفقدكم»؛ همين صفحه: «عن أبى حمزه قال كنت عند على بن الحسين وعصافير على الحايط قبالته يصحن فقال يا با حمزه أتدرى ما يقلن قال يتحدثن ان لهن وقت يسالن فيه قوتهن يا أبا حمزه لا تنامن قبل طلوع الشمس فانى أكرهها لك ان الله يقسم فى ذلك الوقت أرزاق العباد وعلى أيدينا يجريها»؛ همين صفحه: «أبى عبد الله، عليه‏السلام، قال: قال أمير المؤمنين، عليه‏السلام، لابن عباس ان الله علمنا منطق الطير كما علمه سليمان بن داود ومنطق كل دابه فى بر أو بحر»؛ نيز همين كتاب، ص 365: «محمد بن مسلم قال سمعت أبا جعفر، عليه‏السلام، يقول يا أيها الناس علمنا منطق الطير وأوتينا من كل شئ ان هذا لهو الفضل المبين».

(3). كافى، ج 4، ص 65؛ نيز با اختلاف كلمات در خصال، صدوق، ص 44: «للصائم فرحتان فرحه عند إفطاره وفرحه عند لقاء ربه».

 

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه