آثار ترك گناه
اگر كسى برايش گناه كبيرهاى يا شهوتى پيش بيايد به خاطر خدا زمين بگذارد و رها كند سه عنايت خدا به او خواهد كرد:
1- حرام شدن آتش جهنم
» حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ النّار «
آتش جهنم را بر او حرام مىكند. كسى اينجا عذاب جهنم را درك نمىكند.
آتش جهنم آنقدر شديد است كه اميرالمؤمنين عليه السلام در دعاى كميل مىفرمايد:
كل آسمانها و زمين تحمل كشيدن اين آتش را ندارند.
شما مىدانيد گناه يعنى چه؟ اين گناه است.
وجود مقدس حضرت زين العابدين عليه السلام اشك مىريزد: الهى! اگر عمر روزگار را به من بدهى، يعنى از اول دنيا تا آخر، آبى كه من مىخواهم بخورم با خاكستر سوخته مخلوط كنى، بگويى همين را بخور، تلخترين لقمه را براى من بگيرى، آنقدر گريه كنم كه چشمانم قطره قطره آب شود، بيرون بريزد، آنقدر ناله بزنم كه گوشم كر شود، زبانم بند بيايد، استخوانهايم پوك شود، الهى! توان جبران يك گناهى كه از من صادر شده نخواهم داشت.
نمىدانم گناه چرا اينقدر سنگين است؟ نمىدانم.
2- امان از سختىهاى بعد از مرگ
برنامه دوم از تمام سختىهاى اول مردن تا تقسيم شدن مردم به بهشت و جهنم امانش مىدهد و وعدههاى قرآن را براى تاركين گناه عمل مىكند.
يك نامه اميرالمؤمنين عليه السلام به استاندار مصر نوشتند و فرمودند:
اين نامه را براى تمام مردم بخوان. من هم به حكم اميرالمؤمنين آوردهام براى شما بخوانم.
» يا عِبادَ اللَّه «(494)
اى مردم بعد از وارد شدن به قيامت، برايتان آشكار مىشود كه سختى قيامت، با قبر و برزخ قابل مقايسه نيست. وارد قيامت كه مىشويد مىگوييد: خوش به حال آن موقع كه در قبر بودم، در برزخ بودم.
» يَوْمَ يَشِيبُ فِيهِ الصَّغِيرُ «
بچههاى كوچك از وحشت روز قيامت پير مىشوند. درجا موى بچههاى كوچك، سفيد مىشود، قيافه مىشكند و كمر خم مىشود.
پيغمبر صلى الله عليه وآله مىخواهد بگويد: تو كه گناه كبيره را مرتكب نمىشوى و دنبال شهوت حرام نمىروى، از چه چيزى مىخواهد تو را نگه دارد.
» وَ يَسْكَرُ فِيهِ الْكَبيرِ «
بزرگترها ديوانه مىشوند.
» وَ يُسْقَطُ فِيهِ الْجَنين «
تمام مادران حامله، بچه را سقط مىكنند. شيردهها بچههايشان مىافتد و نمىفهمند.
روزى است كه تُرُش است، روزى است كه شرش فراگير است. روزى است كه رنج آن روز تمام ملائكهاى كه يك گناه ندارند، به وحشت مىاندازد. جبرئيل مىلرزد، ميكائيل مىلرزد، ملك الموت مىلرزد، همه در ترس هستند.
آسمانها به لرزه مىآيند، كوهها مثل پنبه زده مىشوند، زمين تكه تكه مىشود، آسمان قطعه قطعه مىشود، تمام اين سنگها مثل روغن روى زمين راه مىافتند.
خدا مىفرمايد: شيپور قيامت را بزنيد، مىزنند. تمام موجودات زنده، صداى نالهشان در مىآيد. اين خيلى مهم است:
» فكيف من عصى بالسمع و البصر و اللسان و اليد و الرجل و الفرج و البطن «
اى مردم! كسانى كه با گوششان، با چشمشان، با زبانشان، با دستشان، با شكمشان، با شهوتشان، با پاهايشان، تا آخر عمر گناه كردند، اينها آن روز مىخواهند چكار كنند؟
» اِنْ لَمْ يَغْفِرَ اللّهُ لَهُ وَ يَرْحَمْهُ «
اگر دستشان را خدا نگيرد؛
» مِنْ ذَلِكَ الْيُومْ لِأَنَّهُ يَصيرُ إلى غِيْرِهِ «
خدا رد مىكند اينها را از خودشان، آنها را به جايى مىبرد كه؛
» إلى نارٍ قَعْرُهَا بَعيد «
تنورى است كه انتها ندارد.
» وَ حَرُّهَا الشَّديد و شَرابُها صَدِيدٌ «
و گرماى آن در عالم سابقه ندارد. آب خوردن آن چرك و خون بدن خودشان است.
» عَذابُهَا جَديد «
مرتب عذابش تازه مىشود.
» وَ مَقامِعُها حَديد «
چكشى كه بر سر مردم در جهنم مىزنند، آهن گداخته شده جهنم است.
» لا يُغَيِّرُ عَذابُها «
خدا عذابش را تغيير نمىدهد.
» وَ لا يَمُوتُ ساكِنُها «
جهنمىها نمىميرند.
» دارُ لَيْسَ فِيها رَّحْمَةٌ «
به كسى در جهنم رحم نمىكنند.
» وَ لا تُسْمَعُ لِأَهْلُها دَعْوَةٌ «
هر چه جهنمىها داد مىزنند الهى! يك چشم بر هم زدن ما را دربياور، خدا مىگويد: جوابشان را ندهيد. اينها در دنيا جواب من را ندادند.
English