خطاب تشريفى
منابع مقاله:
کتاب : تفسير حكيم جلد چهارم
نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا وَ اسْمَعُوا وَ لِلْكافِرِينَ عَذابٌ أَلِيمٌ.
اى مؤمنان (هنگام سخن گفتن پيامبر) مگوئيد راعنا [يعنى در ارائه احكام و قوانين اميال و هوسهاى ما را رعايت كن] بگوئيد انظرنا يعنى مصلحت دنيا و آخرت ما را در ارائه احكام لحاظ كن، و [فرمانهاى خدا و پيامبرش را براى بكار گرفتن] بشنويد و براى كافران [كه روىگردان از دستورات و احكام و حلال و حرام خدا هستند] عذابى دردناك است.
اين اولين آيهاى است كه با خطاب يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آراسته شده و حدود هشتاد و هفت آيه ديگر با چنين خطابى در كتاب خدا كه در حقيقت تكريم و احترام به اهل ايمان در اين امت است جلوهگرى مىكند.
امتهاى پيش از امت پيامبر تحت عنوان قوم ياد شده و يا بگفته ابن عباس در آيات تورات با خطاب يا ايها المساكين مخاطب گشتهاند. «1»
امت محمد را چون ندا داد به نداى شرف و مدحت ندا داد و گفت: اى مؤمنان، اى گرويدگان، اى باور دارندگان و اين گونه خطاب از نظر لعنت و شرع مدح و تمجيد است، و يهود را در عصر موسى خطاب به مسكنت كرده و در عهد رسول اسلام با تازيانه مسكنت ادب نمود:
وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْكَنَةُ «2»
ذلت و مسكنت، پادشاهى و مكنت
در حكايات الصالحين آمده: مردى بود بنام عيسى بن زادان، مجلس وعظ و نصيحت و موعظه و ارشاد داشت، و پيره زنى بود بنام مسكينة الطفاوّيه كه پيوسته ملازم مجلس او بود، و شركت در آن را رها نمىكرد، يك دو نوبت از حضور پيرهزن خبرى نشد، واعظ گفت: آن پيره زن كجاست؟ گفتند: بيمار است، چون از كرسى وعظ به زير آمد گفت: به عيادتش برويم، با جماعتى به عيادت او حاضر شد، چون ببالينش نشست او را در حال جان كندن ديد، به حالش گريست در حالى كه پيره زن لب مىجنبانيد و چيزى مىگفت، گوش به نزديك لبش برد، شنيد مىگويد: كار كردم عمر به سر آمد، رنج بردم به ميوه نشست، دوست جستم خبر آمد واعظ گفت پيره زن آگاه است و مىداند كه كجا مىرود آنگاه نفسى چند برآورد و جان بداد، عيسى بن زادان به كارش قيام كرد و او را دفن نمود.
چون شب درآمد و بخفت او را در عالم رؤيا ديد كه تاج كرامت بر سر نهاده و حلّههاى بهشت پوشيده تبختر كنان به او گفت: اى مسكينه اين توئى؟ گفت: آرى ولى دقت كن تا مرا از اين پس مسكينه نخوانى كه:
«ذهبت المسكنة و جاءت الممكلة:»
درويشى و مسكنت به پايان رسيد و از خيمه حياتم رخت بر بست و پادشاهى و سرافرازى آمد. «3»
ابونعيم اصفهانى از علماى اهل سنت در كتاب حلية الاولياء از ابن عباس روايت مىكند كه پيامبر خدا فرمود:
«ما انزل الله آية فيها يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا* الا و على رأسها و اميرها:» «4»
هيچ آيهاى را خدا در قرآن نازل نكرد كه در آن يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا* باشد مگر اين كه على در رأس و امير آن است.
راعنا
مفسرين و اهل لغت در رابطه با راعنا مسائلى را به اين صورت مطرح كردهاند.
2- ابن عباس مىگويد: در ابتداى ظهور اسلام هنگامى كه پيامبر بزرگوار به سخن گفتن در باب معارف وحقايق و تلاوت و بيان آيات و توضيح احكام مىپرداخت، بعضى از او درخواست مىكردند با كندى و تأنى و شمرده شمرده سخن بگويد تا بتوانند مسائل را به راحتى بفهمند، و مطالب را آنگونه كه بايد درك كنند، و زمينه طرح سئوالات و خواستههاى خود را داشته باشند، براى اين درخواست جمله راعِنا را كه در ريشه لغوى به معناى مهلت دادن است استعمال مىكردند.
ولى يهود اين كلمه را كه در عبرى سبّ و ناسزا است با دستاويز قرار دادن قول مسلمانان با پيامبر به گفتگو برمىخواستند ولى در باطنشان اين جمله را به قصد اهانت و ناسزاى به آن حضرت به كار مىگرفتند.
با نزول اين آيه شريفه مؤمنان از گفتن اين جمله كه مورد سوء استفاده يهود بود منع شدند و از آنان خواسته شد به جاى آن از انظرنا استفاده كنند.
2- راعِنا در مرحله ديگر به اين معنا است كه: اى پيامبرتو به سخنان و خواستههاى ما گوش فرا ده، تا ما هم به سخنان و خواستههاى تو گوش دهيم. در حقيقت مىخواستند برنامهها و خواستههاى خود را بر پيامبر تحميل كنند و در صورت تحقق قبول خواستههايشان از طرف پيامبر، خواستههاى او را بپذيرند، در حالى كه مسئوليت پيامبر رسانيدن پيامهاى خداى مهربان به مردم است، و مسئول پذيرش سخنان و خواستههاى مردم كه اكثر آنها ناشى از جهل و كم ظرفيتى مردم است نيست، اين مردم هستند كه صلاح دنيا و آخرتشان در اطاعت از پيامبر است، و بر آنان واجب است كه در همه امورشان به حضرت اقتدا كنند و مأموم بودن خود را در هر شرايطى نسبت به پيامبر حفظ كنند نه اين كه پيامبر از طرفى امامشان و از طرف ديگر مأمومشان باشد، و چه خواسته غير منطقى و غير معقولى است كه مردم از پيامبر بزرگ كه عقل كل و هادى سبل و اعلم از ثقلين است بخواهد كه به خواستهها و سخنانشان گردن نهد و از آنان اطاعت نمايد تا آنان هم از او اطاعت كنند و در حقيقت معاملهاى پاياپاى انجام گيرد!!
3- راعنا به اين معناست كه در ارائه احكام و مسائل و قوانين و دستورات خواستهها و اميال ما را رعايت كن نه آنچه خود صلاح مىبينى، زيرا ما نمىخواهيم در تنگناى قوانين و دستورات تو بدون اين كه خواستهها و اميال ما رعايت شود قرار بگيريم، ما دينى و آئينى مطابق و هماهنگ با اميال و شهوات خود مىخواهيم كه قبول و پذيرشش و اجرا و عملش بر ما بسيار بسيار آسان باشد، در اينجا به چنين مردمى بايد گفت چنين دينى در حقيقت دين شماست نه دين خدا كه بر اساس خير دنيا و آخرت شما نظام داده شده، بسيارى از احكام و قوانين دين خدا بر خلاف خواستهها و اميال مردم است، زيرا بسيارى از خواستهها و اميال حيوانى و شيطانى و مادى صرف است و تحققش جز زيان و خسارت براى دنيا و آخرت مردم ندارد، چنانچه دين بر اساس خواستهها و اميال مردم تنظيم شود حلالها حرام و حرامها حلال خواهد شد، و دين از اصل و بنيان در معرض خطر و نابودى قرار خواهد گرفت.
انظرنا
مفسرين و بزرگان از اهل عقل و درايت و دانش و بينش در رابطه با انظرنا چنين مىگويند:
1- با تأنى و كندى آيات را بر ما بخوان، و مسائل و احكام را براى ما بيان كن و نهايتاً به ما مهلت بده كه به درك آيات و مسائل الهى موفق شويم و نيز زمينه پرسش و بيان مطالب خود را براى يافتن حق داشته باشيم.
2- مصلحت همه امور ما و صلاح دنيا و آخرتمان را منظور نظر داشته باش كه آنچه با توجه به پيامبرى و رسالت تو براى ما مهم است تأمين خير دنيا و آخرت ما و اصلاح همه برنامههاى زندگى ما اعم از مادى و معنوى است.
راستى بر همه مؤمنان و مردان و زنان امت لازم است كه با رهبر آسمانى و معلم واقعى، و هدايتگر حقيقى خود خاتم پيامبران چنين برخورد منطقى و معقولى داشته باشند و از حضرتش جز رعايت مصلحت دنيا و آخرتشان را نخواهند، در اين صورت است كه عنوان امت بر آنان صادق، و راه نجات و سعادت در دنيا و آخرت به رويشان باز خواهد بود، و با چنين خصوصيتى مىتوانند رضايت حضرت حق را جلب، و بهشت عنبر سرشت را براى خود فراهم آورند.
لزوم شنيدن حق
قوانين و فرمانها و احكام و حلال و حرام خدا ريشه در علم و حكمت و عدالت حق دارد، و بر پايه محبت خدا به بندگانش و خير و سعادت همه جانبه آنان پايهريزى شده است، و هماهنگ با فطرت و عقل سالم و بر اساس ايجاد رشد و تكامل در انسان نظام گرفته و به صورتى است كه حجت حق را بر همه انسانها تمام كرده و راه عذر و بهانهاى براى فرار از عمل به آنها باز نگذاشته است، روى اين حساب، آيه مورد بحث به همه مردان و زنان امر واجب مىكند كه فرمانهاى خدا و پيامبرش را براى عملى كردن بشنويد و پىگيرى كنيد، و بدانيد براى انكار كنندگان حقايق و آنان كه ادب شنيدن را در برابر خدا و پيامبر رعايت نكنند عذاب درناكى است.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- الميزان ج 1، ص 370، ابوالفتوح رازى ج 1، ص 92.
(2)- بقره 61.
(3)- ابوالفتوح رازى ج 1، ص 93.
(4)- الدرالمنثور ج 1، ص 254.
English