لطفا منتظر باشید

ادامه حكايت عقبه

 عقبة بن أبى معيط به پيغمبر گفت: ناهار حاضر است، بفرماييد.

 پيغمبر گفت: من ناهار تو را نمى‏خورم، مشركى، كافرى، تو دشمن خداى منى، تو بت پرستى.

 گفت: من مگر مى‏گذارم بدون ناهار از اين جا بيرون بروى؟ بايد ناهار بخورى.

 فرمود: اگر خيلى دلت مى‏خواهد ناهارت را بخورم، با پروردگارى كه خلقت كرده آشتى كن؟

 گفت: آشتى مى‏كنم.

 فرمود: ناهارت را مى‏خورم.

 بعد از ظهر شيطان‏هاى مكه عقبه را ديدند گفتند: شنيديم رفتى به پيغمبر ايمان آوردى. گفت: بله، گفتند: اگر با او باشى ما ديگر با تو نيستيم.

 گفتند: رفتى با پيغمبر پيوند خوردى، نه با تو حرف مى‏زنيم، نه با تو معامله مى‏كنيم، نه خانه‏ات مى‏آييم، نه خانه ما بيا، بگذار در غربت و تنهايى بميرى.

 گفت: نه، اينجورى خيلى سخت است.

 گفتند: اگر بخواهى با ما باشى و در سفرها با هم باشيم، لب جوى آب و چراغ  و شمع و شاهد، برو مسلمانى‏ات را به پيغمبر پس بده.

 گفت: مى‏روم و مى‏گويم نيستم.

 گفتند: ما هم مى‏آييم در مسجد الحرام مى‏نشينيم تا ببينيم كه آب دهان به صورتش مى‏اندازى، اين دعوت شيطان است، امر شيطان است، وسوسه شيطان است، آمد و اين كار را كرد، دل رسول خدا سوخت كه چرا يك نفر از فضاى الهى دوباره به فضاى شياطين برگشت اين سه تا آيه نازل شد:

 » وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلا «

 حبيب من! اين ستمگر كه به قرآن ظلم كرد، به تو ظلم كرد، به خودش ظلم كرد، به زن و بچه‏اش ظلم كرد، يعنى دعوت شيطان را پذيرفت.

 اى كاش راهى كه پيغمبر جلويم باز كرد در همان راه مى‏رفتم، واى بر من نمى‏گويد: واى بر شيطان، واى بر من.

  » يَوَيْلَتَى لَيْتَنِى لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلاً «

 واى بر من، اى كاش آن نامرد پست خائن را به رفاقتم انتخاب نمى‏كردم. اين رفيق، من را از قرآن جدا كرد.

 » وَ كَانَ الشَّيْطَنُ لِلْإِنسَنِ خَذُولًا «

 بندگان من! شيطان فقط مى‏خواهد ذليلتان كند، بى‏آبرويتان كند، زن و بچه تان را از شما بگيرد، دينتان را لطمه بزند، آيين تان را خراب كند، رابطه‏تان را با پروردگار ببرد، اين كار شيطان است.

 موارد ديگرى در روايات و اخبار  در اين باب آمده و شنيدنى است.

 اين دعا از وجود مقدس حضرت امام زين العابدين عليه السلام است:

 » إِلَهِي أَشْكُو إِلَيْكَ عَدُوّاً يُضِلُّنِي «

 الهى به تو شكايت مى‏كنم از اين مردمى‏كه دشمن تواند و حتى دنبال من مى‏آيند كه  مرا نيز گمراه كنند.

 » وَ شَيْطَاناً يُغْوِينِي «

 الهى شيطان مى‏خواهد بين من و رحمتت جدايى بيندازد.

 » قَدْ مَلَأَ بِالْوَسْوَاسِ صَدْرِيَ «

 سينه من را دائماً مورد حمله قرار مى‏دهد.

  » وَ أَحَاطَتْ هَوَاجِسُهُ بِقَلْبِي يُعَاضِدُ لِيَ الْهَوَى «

 از خواسته‏هاى من مى‏خواهد عليه من كمك بگيرد، پول نمى‏خواهى؟ زمين نمى‏خواهى؟ شهوت نمى‏خواهى؟ خوشى و لذت نمى‏خواهى؟ از خود من عليه خود من كمك مى‏گيرد.

  » وَ يُزَيِّنُ لِي حُبَّ الدُّنْيَا وَ يَحُولُ بَيْنِي وَ بَيْنَ الطَّاعَةِ وَ الزُّلْفَى «

  مى‏خواهد من را از اطاعت تو دربياورد و مطيع خودش بكند و مى‏خواهد آخرت من را پاك نابود كند، اين كار شياطين است. عزيزانم! حواستان جمع باشد، چون در قيامت دست خودت را مى‏گزى نه دست شيطان را، در قيامت بر سر خودت مى‏زنى نه سر شيطان، من برخورد همه شيطان زده‏ها را با شيطان برايتان مى‏گويم كه قيامت بين گرفتاران شيطان و شيطان چه جلسه‏اى پيش خدا برقرار مى‏شود و چه مى‏شود؟

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه