بىتقوايى، آفت جوامع
در بين جوامع افرادى هستند كه چنان خوبىها و خوبان را مسخره مىكنند و از بدى و بدان تعريف مىكنند كه معلوم مىشود با اعتقاد اين حرفها را مىزنند . با اعتقاد مىگويند : بدى ، خوب است و خوبى و حق بد است . اين كار شيطان است ؛
»فَيُحِلُّواْ مَا حَرَّمَ اللَّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَلِهِمْ وَاللَّهُ لَا يَهْدِى الْقَوْمَ الْكَفِرِينَ «
اما اهل تقوا در مقابل شيطان و فرهنگ شيطانى چگونه هستند ؟
» إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَنِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ «
اين طواف كنندگان ، در اطراف عقل طواف مىكنند ، با شخص حرف مىزنند ، به حرفها و كارهاى خود رنگ علمى مىدهند . شيطان نيروى زن ، مرد ، ادارى ، فرهنگى ، سياسى ، به ظاهر مذهبى زيادى دارد. در همه دنيا نيز نيرو دارد . اول اينها را چهره مشهورى مىكند ، بعد مردم ساده لوح قبول مىكنند بعد به او مىگويد : اكنون زهر خود را بريز و او نيز شروع به زهر ريختن مىكند .
مىگويد : اكنون كه حرفهاى تو را به عنوان استاد ، دانشمند ، سياستمدار ، روزنامه نگار ، تحليل گر قبول دارند ، فكرها را منحرف كن !
پس دور قلب مىچرخند تا باورها را تخريب كنند . گاهى افرادى مىآيند و سؤالات عجيبى مىكنند ، معلوم است كه باور آنها را تخريب كردهاند ، سؤالات آنها نوعاً اين است كه همه واقعيات ، براى چيست؟
اما اهل تقوا چقدر باطن قوى و ديدى باز و فكرى روشن و الهى دارند كه وقتى اين شياطين دور فكر و قلب آنها مىچرخند ، نه انحراف فكرى پيدا مىكنند و نه تخريب باورها براى آنها ايجاد مىشود ، بلكه دشمن در مقابل اينها شكست مىخورد . البته خدا نيز آنها را كمك مىدهد .
جلال الدين رومى نقل مىكند :
اهل دلى در تاريكى نيمه شب ، عاشقانه با وجود مقدس حضرت حق مناجات مىكرد . بيشتر تكيهاش در مناجات ، » يا الله يا الله « بود و از اين ذكر لذت مىبرد . با محبوب ارتباط داشت و با حال خوشى » يا الله يا الله « مىگفت .
شيطان او را وسوسه كرد كه درب اين خانه هر شب مىروى ، اين همه انرژى مىگذارى ، اين همه از گلو و اشك چشم هزينه مىكنى و » يا الله يا الله « مىگويى ، پس چرا جوابت را نمىدهند ؟ چرا عمر خود را تلف مىكنى ؟ فرقى نمىكند كه اين شيطان انسى است يا جنّى . به احتمال قوى اين شيطان انسى بوده است ؛ يا همسرش بوده ، يا همسايهاى ، يا رفيق او بوده است.
English