فراغ خاطر در قرائت قرآن
منابع مقاله:
کتاب : عرفان اسلامى جلد پنجم
نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان
فائده فراغ خاطر را در وقت قرائت قرآن حضرت صادق عليه السلام چنين بيان مىفرمايند:
هرگاه دل قارى از اسباب تشويش خاطر فارغ باشد و نفس از ما سوى اللّه حالت آسودگى همراهش باشد، خاطر او با تمام وجود متوجه تلاوت و حقايق الهى گشته و از عروض آنچه مانع ادراك بركت نور قرآن و محرومى از آن است ايمن شود،
در آن حال مىداند كه چه مىخواند و چه مىگويد و با كه سخن دارد و اگر تلاوتش محض حركت زبان باشد و با ياد دنيا و شغل به دنيا قرآن خواند هر آينه از منافع تلاوت ممنوع و از ادراك نور قرآن محروم خواهد بود.
[و إذا اتخذ مجلسا خاليا و اعتزل الخلق بعد أن أتى بالخصلتين الأولتين (خضوع القلب و فراغ البدن) «1» إستأنس روحه و سره بالله عزوجل و وجد حلاوة مخاطبات الله عزوجل عباده الصالحين و علم لطفه بهم و مقام اختصاصه لهم بفنون كراماته و بدائع إشاراته]
قارى قرآن، هنگامى كه مجلس قرائت را از كششها و جاذبههاى غير و ما سوى اللّه خالى كرد و قلب و دل از خلق برداشت و خضوع قلب و فراغ بدن آورد، روح و سرش با حضرت دوست انس گرفته و شيرينى خطابات آن جناب را با عباد صالحش درك مىكند و لطف حضرتش را به آنان در مىيابد و فنون كرامتها و انحاى عزتها را كه مخصوص آنان فرموده مىيابد و با آن شرايط به اشارات بديعه و رموزات عجيبه قرآن مجيد خواهد رسيد.
آرى، روح تصفيه شده و نفس تزكيه يافته و عقل منور به نور حضرت دوست گشته و دل آغشته به تواضع و عشق، لياقت قرار گرفتن در بساط انس دارد و در آنجاست كه حقايق قرآن مجيد بر او مكشوف شده و رابطه حضرت حق را از طريق خطابات با عاشقانش درك مىكند و علت مىگردد كه قارى از عباد صالح حق گشته و تمام هستى خود را با آن جناب يك جا معامله كند و از حضرت دوست جز حضرت دوست را نخواهد.
|
هر دمم موجى زبحر لامكان آيد پديد |
هر دمم گنجى دگر از گنج جان آيد پديد |
|
|
هر زمانم ميوه ديگر به كام جان رسد |
هر دمم بوى دگر زان بوستان آيد پديد |
|
|
هر دمم صد موسى عمران و طور جلوهاى است |
گه زدل سر بر زند گاهى زجان آيد پديد |
|
[فإذا شرب كأسا من هذا المشرب حينئذ لا يختار على ذلك الحال حالا و لا على ذلك الوقت و قتا بل يؤثره على كل طاعة و عبادة لأن فيه المناجاة مع الرب بلا و اسطة]
چون قارى جامى از اين شراب روحانى چشيد و سرش از محبت الهى گرم شد، هيچ حالى را بر اين حال اختيار نخواهد كرد و بر اين كار، كارى را ترجيح نخواهد داد و وقتى جز اين وقت نخواهد گرفت، بلكه چنين برنامهاى را بر اكثر طاعات و عبادات مقدم خواهد داشت، چرا كه تلاوت كتاب، مناجات بىواسطه با حضرت اوست و انس با جنابش بدون حاجب و مانع.
|
زشراب وصل جانان سر من خمار دارد |
سر خود گرفته دل هم سر آن ديار دارد |
|
|
چه كند دگر جهان را چو رسيد جان به جانان |
چو رسيد جان به جانان به جهان چه كار دارد |
|
|
سر من ندارد اين سر غم من ندارد اين دل |
كه به اين سر و به اين دل غم كار و بار دارد |
|
|
ببر از سرم نصيحت ببر از برم گرانى |
نه سرم خرد پذيرد نه دلم قرار دارد |
|
|
سر من پر از جنون و دل من پر است از عشق |
نه سرم به حال عقل و نه دل اختيار دارد |
|
|
سر پر غرور زاهد به خيال حور خورسند |
دل بىقرار عاشق سر زلف يار دارد «2» |
|
[فانظر كيف تقرء كتاب ربك و منشور و لا يتك و كيف تجيب أوامره و نواهيه، و كيف تمتثل حدوده؟ فإنه كتاب عزيز لا يأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه تنزيل من حكيم حميد فرتله ترتيلا]
ترتيل در قرائت
اى قارى قرآن! دقت كن كه كتاب خدا و منشور ولايت آن جناب را چگونه مىخوانى؟ آيا اوامر و نواهى اين كتاب را كه به مصلحت تو وضع شده عمل مىكنى و حدود آن را رعايت مىنمايى؟
كه اين كتاب با عزت است، در آن باطلى از هيچ جهت راه ندارد، از جانب حكيم حميد براى هدايت بندگان نازل شده است.
آن را شمرده بخوان تا بتوانى آنچه لازم است از آن درك كرده و براى خويش زمينه عمل فراهم آورى.
[و قف عند وعده و وعيده و تفكر فى أمثاله و مواعظه، و احذر من اقامتك حروفه فى إضاعة حدوده]
انديشه در هنگام قرائت
به وقت قرآن چون به بشارتها و انذارهاى قرآن رسيدى بايست و خود را با آن آيات تطبيق كن و به وضع خويش آشنا شو و در امثال و مواعظ كتاب خدا انديشه كن، تا بتوانى به علاج دردهاى خويش برسى و از اينكه در حروف قرآن بمانى ولى حدود آن را ضايع گردانى سخت بپرهيز كه در حديث آمده:
چه بسا كسانى كه قرآن مىخوانند ولى قرآن مجيد آنها را لعنت مىكند «3».
بايد دانست كه تلاوت قرآن با شرايط ذكر شده، فضيلت بسيار دارد؛ در حديث قدسى آمده كه:
هر كه مشغول تلاوت قرآن شود و به خاطر اشتغال به آن نتواند دعا كند و به من عرض حاجت آورد، من بهترين مزد شاكران را به او عطا كنم و نام او را در زمره صابران و حامدان ثبت كنم و حاجت او را روا نمايم «4».
قرآن، سفره احسان خدا
عبداللّه مسعود از نبى اكرم صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه:
قرآن مجيد سفره احسان خداست كه جميع بندگان را به آن دعوت نموده، پس از خوان نعمت او بهرهمند شويد و هر چند توانيد فايده آن را فرا گيريد، چه آن ريسمانى است محكم كه هر كه دست در آن زند، هرگز از رحمت واسعه او محروم نشود و نورى است روشن كه گمراهان را به سر منزل مقصود رساند و شفايى است به غايت سودمند كه دردمندان و مستمندان جاهل از دارالشفاى معرفت آن عارف مىشوند و كانى است كه هر كس تابع آن مىشود به مرتبه ارجمند مىرسد، پس تلاوت آن نماييد تا حضرتش به هر حرفى از آن ده حسنه در ديوان حسنات شما بنويسد، نمىگويم كه «الم» ده حسنه دارد، بلكه الف را ده حسنه و لام را ده حسنه و ميم را نيز ده حسنه است «5».
آرى، اين است قرآن و اين است شرايط قرائت قرآن و اين است بزرگى و عظمت قارى قرآن!
انسان در ارتباط به قرآن داراى قلب سليم، اخلاق حسنه و عمل صالح مىشود و از خزى دنيا و عذاب آخرت رهايى مىيابد.
انسان در ارتباط به قرآن، انسانى شايسته، فردى با فضيلت، موجودى نورانى و حقيقت محض مىشود.
اكنون كه در شرح اين حديث، به عظمت قرآن و قارى آن آگاه شديد و به شرايط قرائت واقف گشتيد، لازم است بدانيد كه بايد در نماز خود به نحو واجب قسمتى از قرآن كريم را تحت عنوان حمد و سوره قرائت نماييد، بر شماست كه هنگام قرائت حمد و سوره داراى موضعى خالى از كششهاى مادى و بدنى فارغ و قلبى خاشع باشيد و ترتيل در قرائت و انديشه در آيات سوره مباركه حمد و هر سورهاى كه بعد از حمد مىخوانيد نصب العين خود قرار دهيد و لحظهاى از لحظات، غافل از واقعيتهاى قرآن در نماز نباشيد كه غافل محروم از رحمت و مطرود از درگاه است.
در اين زمينه لازم است به توضيح سوره مباركه حمد اشاره رود، تا نمازگزاران عزيز به دورنماى حقايقى از اين سوره واقف شوند و توجه داشته باشند كه در مقابل چه كسى ايستاده و براى چه ايستاده و چه مىخوانند و چه مىخواهند.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- اين قسمت در ترجمه عبدالرزاق لاهيجى نمىباشد.
(2)- فيض كاشانى.
(3)- جامع الأخبار: 48، الفصل الثالث والعشرون.
(4)- وسائل الشيعة: 6/ 192، حديث 7706، باب 11.
(5)- مستدرك الوسائل: 4/ 258، حديث 4638، باب 10.
English