عذاب و خلود در آن
لعنت خدا و فرشتگان و همه انسانها، در قيامت براى كتمان كنندگان بينات و آيات و احكام الهى كه كتمان نمودنشان گاهى سبب گمراه ماندن نسل هاست به صورت عذاب رخ خواهد نمود.
خداوند در آيه مورد بحث عذاب اين خائنان به بشريت را با سه ويژگى بيان كرده است:
خلود، بىتخفيف بودن، بدون مهلت و تأخير.
امام صادق (ع) از پدرانش از اميرمؤمنان روايت مىكند:
«جاء يهودى الى النبى وسأل عنه اشياء و كان فيما سأل ان قال: يا محمد ان كان ربك لا يظلم فكيف يخلد فىالنار ابد الآبدين من لم يعصه الا اياماً معدودة؟
قال: يخلد على نيته، فمن علم ان نيته انه لو بقى فى الدنيا الى انقضائها كان يعصى الله عزوجل خلده فى ناره على نيته و نيته فى ذلك شرٌ من عمله [و كذلك يخلد من يخلد فى الجنة بانه ينوى لو بقى فى الدنيا ايامها لا طاع الله ابدا و نيته خير من عمله] فالبالنيات يخلد اهل الجنة الجنة و اهل النار النار والله عزوجل يقول:
قل كل يعمل على شاكلته فربكم اعلم بمن هو اهدى سبيلا.»
مردى يهودى به محضر پيامبر آمد و در ميان مطالبى كه از حضرت پرسيد عرضه داشت: اگر پروردگارت ستم نمىكند پس چگونه كسى را كه جز ايام معينى و زمان محدودى معصيت نمىكند براى ابد و به صورت هميشگى در آتش قرار مىدهد؟
حضرت فرمود: خلود در آتش بر اساس نيت است، كسى كه دانسته شود نيتش اين است كه اگر در دنيا تا زمانى كه بر پاست خدا را معصيت كند و به همان گونه كه هست به زندگىاش ادامه دهد، خدا او را بر اساس نيتش در آتش دوزخ ابديت و خلود مىدهد و چنين نيتى كه ريشه تحقق اعمال است از عمل معصيت كار بدتر است، و نيز كسى كه در بهشت داراى عمر ابدى است، به اين خاطر است كه نيت داشته اگر همه روزگار را زنده بماند هر آينه خدا را اطاعت مىكند، و نيت او از عملش بهتر است. آرى بر پايه نيتهاست كه اهل بهشت در بهشت ابدى هستند، و اهل دوزخ در دوزخ هميشگى و جاويداند، خدا مىفرمايد:
بگو هر كس بر پاى كيفيت درون و خلق و خوى اكتسابىاش عمل مىكند، پروردگارتان به كسى كه راه يافتهتر مىباشد داناتر است.
قطعاً عذابى كه بر پايه نيت و سپس عمل به اهل دوزخ مىرسد، تخفيفى نخواهد داشت، زيرا عذاب ظهور همان نيت و عمل است، و همان گونه كه عاصى در دنيا نسبت به عصيانش از نظر نيت و عمل كوتاه نيامد، در آخرت هم در عذابش كوتاهى و تخفيف نخواهد بود.
در دعاى كميل اميرمؤمنان (ع) آمده:
«فكيف احتمالى لبلاء الآخرة و جليل وقوع المكاره فيها و هو بلاء تطول مدته و يدوم مقامه و لايخفف عن اهل لانه لا يكون الا عن غضبك و انتقامك و سخطك:»
چگونه تاب و طاقت تحمل سختى آخرت و ناملايمات بزرگش را در آن صحنه دارم، در حالى كه آن سختى و بلا و ناملايمات مدتش طولانى و برپا بودنش هميشگى و تخفيفى براى گرفتاران آن نيست، زيرا همه آنها از خشم و انتقام و سخط تو مايه گرفته!!
آنان در دوزخ درخواست مرگ مىكنند، ولى براى آنان مرگ وجود ندارد و براى ابد ماندنى هستند.
وَ نادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ قالَ إِنَّكُمْ ماكِثُونَ:
و فرياد برمىدارند اى مالك دوزخ بگو پروردگارت ما را نابود كند و مايه مرگ را به ما بچشاند تا از اين عذاب نجات يابيم مالك مىگويد يقيناَ شما در دوزخ ماندنى هستند.
نه اين كه به خواسته آنان توجه نمىكنند بلكه از جانب حق به آنان در برابر درخواست آزادى از دوزخ خطاب مىشود:
اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ:
اى سگان در دوزخ گم شويد و با من سخن نگوئيد و سرانجام پس از نااميدى كامل از نجاتشان با يك دنيا حسرت مىگويند:
سَواءٌ عَلَيْنا أَ جَزِعْنا أَمْ صَبَرْنا ما لَنا مِنْ مَحِيصٍ:
اكنون چه بىتابى كنيم و چه شكيبائى ورزيم براى ما يكسان است، ما را هيچ راه گريزى از عذاب نيست.
اينان در دوزخ هيچ مهلتى براى استراحت و تخفيف عذاب و تدارك گذشته و جبران آنچه از دست رفته نمىيابند، زيرا دوزخ جاى هيچ گونه مهلتى نيست، و اهلش از نظر رحمت حق براى ابد محروماند.
من با توجه به اينكه ترس و وحشت از عذاب و آتش دوزخ سراسر وجودم را گرفته چارهاى نمىبينم جز اين كه گوشهاى از آن را در اين سطور نقل كنم، باشد كه براى خوانندگان، حجاب و مانع و سدى در برابر طغيان و عصيان نفس و هواها و خواستههاى نامعقول و غير منطقى آن باشد.
English