فساد قانونى در اروپا
در انگليس ، دكترى از من سؤالى پرسيد ، گفت : رفيق من صراف است ، سؤالى كرده ، گفته : از شما اين سؤال شرعى را بپرسم و جواب را براى او ببرم . او پرسيده است : گناه خودكشى در اسلام چيست ؟ گفتم : خودكشى توبه ندارد . بعد از كشتن خود ، مستقيم به جهنم مىرود و ديگر نجات پيدا نمىكند .
گفت : امروز آن دوست صرافم به من مىگفت : ديروز دخترم با يكى از سياه پوستان آفريقايى داخل اتاق دخترم رفتند . وقتى در زدم و به دخترم گفتم : اين آقا كيست ؟ گفت : دوست من است و به تو ربطى ندارد .
گفتم : تا چه وقت مىخواهد اينجا باشد ؟ گفت : تا هر وقت بخواهم ، آمدم حرف بزنم ، گفت : اگر مزاحم ما شوى ، به پليس تلفن مىكنم ، بيايند تو را ببرند .
يعنى در اروپا قانون به نفع هر فسادگرى است . آن صراف گفته بود : من تمام آرزوهايم بر باد رفته است . فداى اسلام ، اى كاش ما دين اسلام را داشتيم و به آن عمل مىكرديم . مىخواهم خودم را بكشم و راحت شوم .
ولى مؤمن باعفت است و هيچ وقت به اين بلاها دچار نمىشود . كسى كه خود را نمىشناسد و از مايه خودشناسى بهرهاى ندارد ، خدا و معاد را نيز نمىشناسد ؛ چون خدا و معاد را از درون خود بايد ببيند . چه كسى مرا آورده و به كجا مىروم؟ جهان آخرت را اين گونه مىيابد .
English