لطفا منتظر باشید

باران و باد و ابر و آثار آن‏

بيان در اين كه باران چگونه به وجود مى‏آيد به راستى مثنوى هفتاد من كاغذ شود، شرح به وجود آمدن خورشيد و حجم آن و عناصر تشكيل دهنده‏اش، و حوزه جاذبه‏اش نسبت به زمين و فاصله متعادلش با كره خاك و مقدار حرارتى كه به سطح درياها مى‏رساند و آب را بخار كرده بالا مى‏رود، و در ميان آسمان و زمين تبديل به ابر مى‏شود و باران از آن فرو مى‏ريزد، و توضيح اين مسئله كه باران در خاك فرو مى‏رود و با فعل و انفعالات شگفت‏انگيزى روبرو مى‏گردد تا گياهى و درختى پس از زنده شدن زمين به رويد و سفره غذاى جنبندگان را آماده سازد همه و همه در علل ايجاد باران بايد مورد توجه قرار گيرد.

ريزش باران به اندازه لازم، مواد و عناصر باران، دخالت باد در به حركت آوردن ابرها، خود داستان مفصل ديگرى است كه توضيحش صفحات زيادى را لازم دارد.

داستان شگفت‏انگيز ديگر در اين زمينه مسئله جوّ است كه بالى براى سوار كردن ابرها، و حركاتش براى توليد بادها بايد مورد توجه و دقت قرار گيرد.

در كتاب زمين و سرگذشت آن مى‏گويد: پيش از وارد شدن در اصل موضوع طرز عمل زمين را در مقابل خورشيد كه اشعه خود را به طرز متفاوتى به نقاط مختلف سطح زمين مى‏تاباند ذكر مى‏كنيم.

نخستين نتيجه اين اختلاف تابش نور، ايجاد مناطقى است كه داراى آب و هواى خاص مناطق خاص مى‏باشند، در اين باره مفهوم حارّه و معتدله و قطبى را به خوبى مى‏دانيم، علاوه بر اوضاع و احوال عمومى كه به اين ترتيب برقرار مى‏شود، آشفتگى‏هائى نيز كه از نزديك به يكديگر بستگى دارند، از قبيل تغييرات درجه حرارت و باد و تشكيل بخار آب و تراكم آن در اثر جميع كيفيات و تنوع سطح زمين توليد مى‏شوند، از اين لحاظ بايد وضع بحرى و برى بودن و به خصوص عوارض سطح زمين را مؤثر بدانيم.

اوضاع و احوال طبيعى و حركات جو باعث مى‏شود كه جريان پيچيده و درهم و رژيم‏هاى خاصى در آن برقرار شود.

در نتيجه بادهاى مختلف كم و بيش منظم و اغتشاشاتى، كه در جهات خاصى جا به جا مى‏شوند توليد شده و از طرف ديگر بخارات آب كم و بيش و زيادى كه در جو يافت مى‏شود متراكم گشته، توليد ابرهاى بدون ريزش يا با ريزش «برف يا باران» مى‏كند، طرز توزيع و مقدار اين ريزش به هيچ وجه تابع تصادف و احتمال نمى‏باشد «بلكه معلول اراده حكيمانه و قدرت عالمانه و رحمت و لطف حضرت حق است.»

در اين مورد به علت نقش مهمى كه عنصر مايع، دارا مى‏باشد توضيح بيشترى لازم است.

سه علت اصلى موجب تراكم بخار آب جو مى‏شود و نتيجه اين سه علت عبارت‏اند از: بارانهاى سيل‏آسا، بارانهاى جغرافيائى يا ارتفاعى و بارانهاى طوفانى.

بارانهاى سيل‏آسا نتيجه حركاتى صعودى مى‏باشند كه جرم‏هاى هواى گرم شده و مرطوب را به طرف نواحى مرتفعى كه در آنها درجه حرارت كمترى حكم فرماست مى‏كشانند علاوه بر اين انبساطى كه در اثر تقليل فشار جو حاصل مى‏شود سرماى محسوسى نيز ايجاد مى‏كند، اين دو علت است كه موجب تراكم بخار آب مى‏شود، به اين طريق است كه بارانهاى روزانه و فراوان نواحى استوائى و نيز بارانهاى روزهاى خيلى گرم تابستان توليد مى‏شوند.

بارانهاى ارتفاعى به طورى كه نامشان نشان مى‏دهد بارانهائى هستند كه در اثر عوارض زمين حاصل مى‏شوند، هرگاه جرمهاى هواى مرطوبى كه به وسيله بادها جا به جا مى‏شوند به قسمت‏هاى مرتفع زمين برخورد كنند، براى عبور از آنها رو به بالا مى‏روند، اين صعود به همان عللى كه در فوق براى سرد شدن ذكر شد، باعث تراكم مى‏شود، حالت بارانى يا برفى كه در اين شرايط برقرار مى‏شود به اندازه‏اى واضح و مشخص است كه ترسيم يك نقشه عمومى از وضع نسبى ريزش باران يا برفى محسوس، تصويرى از يك نقشه جغرافيائى، كه در آن پستى و بلندى زمين نمايش داده شده است مى‏باشد.

بارانهاى طوفانى همراه بورانها و طوفانهايى هستند كه دنبال نقصان فشارهاى جوى مى‏باشد، اين نقصان فشار موجد حركاتى است كه مخلوط شدن جرم‏هاى هوا را تسهيل مى‏كند: حركات صعودى مانند حالت قبل در مركز اين اغتشاشات جوى، تراكم بخار آب را توليد مى‏كند، اين نوع بارانها تقريباً در مسير خلاءهاى‏ فراوان مى‏باشند، و به همين دليل است كه در بعضى نواحى بيش از نواحى ديگر ديده مى‏شوند. در هر صورت نزول باران و سيراب شدن زمين و زنده شدنش پس از مرگش و پديد آمدن گياهان و نباتات گوناگون، و آماده شدن سفره رزق و روزى براى موجودات زنده به ويژه انسان از نشانه‏هاى رحمت عام و فيض كامل و حكمت بالغه حق است.

تأثير حرارت خورشيد به روى آب اقيانوس‏ها و برخاستن بخار، و تشكيل ابر از آن بخار در جو زمين و وزيدن بادها براى به اين سو و آن سو بردن ابرها و آثار ريزش باران كه قابل محاسبه و شمارش نيست همه و همه نشانه‏هاى قدرت و ربوبيت و حكمت و وحدانيت او براى خرمندان و انديشه كنندگان در حقايق عالم هستى است: لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ.

اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ فَتُثِيرُ سَحاباً فَيَبْسُطُهُ فِي السَّماءِ كَيْفَ يَشاءُ وَ يَجْعَلُهُ كِسَفاً فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ:

خداوند است كه بادها را مى‏فرستد، پس ابرها را در فضا برمى‏انگيزد، و در آسمان هر گونه كه بخواهد بسط مى‏دهد و آن را پراكنده مى‏سازد، پس مى‏بينى كه از لابلاى آن باران بيرون مى‏آيد.

چون باران از ابر فرو ريزد، زمين دگرگون مى‏شود و از بى‏حركتى درمى‏آيد، و به جنب و جوش مى‏افتد، و فزونى و روئيدن مى‏گيرد و انواع نباتات از آن سر مى‏زند.

قرآن مجيد در اين زمينه مى‏فرمايد:

وَ تَرَى الْأَرْضَ هامِدَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ:

و زمين را بى‏حركت مى‏بينى چون بر آن باران نازل كنيم به جنب و جوش و افزون شدن مى‏افتد، و از هر نوع گياه خوش و خرم مى‏روياند.

همه آنچه كه در صفحات گذشته درباره آسمان و زمين و شب و روز و كشتى و باران و باد و ابر خوانديد فعل و صنعت و تجلى اراده يك حقيقت و يك ذات واحد بى‏شريك و بدون كفو و تنهاى از مثل و مانند يعنى الله است كه جز او معبودى وجود ندارد، و رحمن و رحيم است:

وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ:

آرى همه مخلوقات، و همه موجودات آفريده خداوند يكتا و رحمن و رحيم‏اند، و كدام ظلم بالاتر و بدتر از اين كه براى حضرت او شريك قرار دهند، و از آن شريك حل مشكلات بخواهند، و او را عبادت كنند، و زندگى خود را با پرستش آن آلوده نمايند؟!

واحد يعنى متفرد به ذات، ذاتى كه جزء براى او نيست و از تركيب پاك است، در الوهيت و استحقاق عبادت فرد است، شريكى براى او تصور ندارد، وحدت در صفات و افعال دارد، از جميع جهات واحد است و مثل و مانندى براى او نيست، لغت واحد در آيه شريفه و ديگر آيات انواع شرك را از حضرتش نفى مى‏كند، و دل خردمند را به نور توحيد روشن مى‏كند.

اين فقير در اين زمينه وارد مباحث پيچيده فلسفى و عرفانى نمى‏شوم، زيرا با آيات روشن قرآن، و حقايقى كه در آيات بيان شده، و آسان بودن مطالعه در موجوداتى كه در دسترس‏اند، نيازى به بيان مسائل پيچيده نيست، چون جهان و همه موجوداتش مانند آئينه‏اى است كه جمال ازل و ابد در آن پيداست و چشم دل به وضوح و به صورت آشكار او را مى‏بيند.

اميرمؤمنان كه عارف به حقايق هستى، و ذات موجودات و جايگاه آنان در عرصه آفرينش است مى‏فرمايد:

«فظهرت البدايع التى احدثتها آثار صنعته و اعلام حكمته، فصار كل ما خلق حجة له و دليلا عليه و ان كان خلقا صامتا فحجته بالتدبير ناطقه و دلالته على المبدع قائمة»

در آنچه آفريده آثار صنعت و نشانه‏هاى حكمت او پديدار است، نهايتاً هر يك از پديده‏ها جهت و برهانى بر وجود اوست، گرچه برخى از مخلوقات به ظاهر ساكت‏اند، ولى بر تدبير خداوندى گويايند و نشانه‏هاى بر قدرت و حكمت اويند.

گيتى و خوبان آن در نظر آئينه‏اى است‏

ديده نديد اندر آن جز رخ زيباى دوست‏

 

 

 

منبع :
برچسب ها :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه