ارزش و اهميت ازدواج از نظر روايات
عَنِ النَّبِىِّ (صلى الله عليه وآله وسلم) قالَ: يُفْتَحُ أَبْوابُ السَّماءِ فى أَرْبَعَهِ مَواضِعَ: عِنْدَ نُزُولِ الْمَطَرِ وَعِنْدَ نَظَرِ الْوَلَدِ فى وَجْهِ الْوالِدِ وَعِنْدَ فَتْحِ بابِ الْكَعْبَهِ وَعِنْدَ النِّكاحِ
از پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) است كه فرمود: در چهار موقع عنايت و رحمت حق متوجه انسان مىشود:
به وقت باريدن باران، به هنگام نظر كردن فرزند به صورت پدر، از باب مهر و محبت، در آن زمان كه در خانه كعبه باز مىشود، و آن وقت كه عقد و پيمان ازدواج بسته شده، و دو نفر با يكديگر جهت زندگى جديد، وارد عرصه نكاح مىشوند.
قالَ النَّبِىُّ (صلى الله عليه وآله وسلم): تَزَوَّجُوا وَ زَوِّجُوا الْايِّمَ فَمِنْ حَظِّ امْرِء مُسْلِم إِنْفاقُ قيمَهِ أَيِّمِهِ وَ ما مِنْ شَىْء أَحَبَّ إِلَى اللّهِ مِنْ بَيْت يُعْمَرُ فِى الْاسلامِ بِالنِّكاحِ.
رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: ازدواج كنيد، و پسران و دختران مجرّد را همسر دهيد، نشانه نيكبختى مسلمان اين است كه مخارج شوهر كردن زنى را به عهده بگيرد. چيزى نزد حضرت حق محبوبتر از خانهاى كه در اسلام به سبب نكاح آباد شود نيست.
قالَ النَّبِىُّ (صلى الله عليه وآله وسلم): زَوِّجُوا أَياماكُمْ فَإِنَّ اللّهَ يُحْسِنُ لَهُمْ فى أَخْلاقِهِمْ وَ يُوسِعُ لَهُمْ فى أَرْزاقِهِمْ وَ يَزيدُهُمْ فى مُرُوّاتِهِمْ.
نبى اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: مردان مجرد و عزب خود را زن دهيد، تا حضرت حق اخلاقشان را نيكو، و روزيشان را فراخ و گشاده، و جوانمرديشان رازياد كند.
قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلى الله عليه وآله وسلم): النِّكاحُ سُنَّتى فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتى فَلَيسَ مِنّى.
رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: ازدواج روش من است، هر كس از راه و روش من روى بگرداند از من نيست.
قالَ النَّبِىُّ (صلى الله عليه وآله وسلم): مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أَحْرَزَ نِصْفَ دينِهِ، فَلْيَتَّقِ اللّهَ فِى النِّصْفِ الْباقى.
رسول حق (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: هر كس ازدواج كند، نيمى از دينش را بازيافته نسبت به نيم ديگر تقواى الهى را رعايت كند.
عَنْ أبىعَبْدِاللّهِ (عليه السلام) قالَ: جاءَ رَجُلٌ إِلى أَبى فَقالَ لَهُ: هَلْ لَكَ مِنْ زَوْجَه قالَ: لا فَقالَ أَبى: ما أُحِبَّ أَنَّ لِىَ الدُّنْيا وَ ما فيها وَ أَنّى بِتُّ لَيْلَهً وَلَيْسَتْ لِىَ زَوْجَهٌ.
حضرت صادق (عليه السلام) مىفرمايد: مردى نزد پدرم حضرت باقر آمد، فرمود همسر دارى؟ عرضه داشت ندارم، پدرم به او گفت دوست ندارم دنيا و آنچه در آن است از من باشد و يك شب را بدون همسر به سر برم، آنگاه پدرم گفتارش را ادامه داد و فرمود:
الرَّكْعَتانِ يُصَلّيهِما رَجُلٌ مُتَزَوِّجٌ أَفْضَلُ مِنْ رَجُل أَعْزْبَ يَقُومُ لَيْلَهُ وَ يَصُومُ نَهارَهُ.
دو ركعت نمازى كه مرد همسردار مىخواند، بهتر است از قيام شب مرد عزب به عبادت و روزه گرفتنش در روز!!
آنگاه پدرم هفت دينار به آن مرد داد و فرمود با اين پول وسائل ازدواجت را فراهم كن، كه رسول حق (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:
إِتَّخِذُوا الْاهْلَ فَإِنَّهُ أرْزَقُ لَكُمْ.
همسر انتخاب كنيد كه باعث وسعت رزق است.
قالَ رَسُولُ اللِّهِ (صلى الله عليه وآله وسلم): يامَعْشَرَ الشَّبابِ مَنِ اسْتَطاعَ مِنْكُمُ الْباهَ فَلْيَتَزَوَّجْ فَإِنَّهُ أَغَضُّ لِلْبَصَرِ وَ أَحْصَنُ لِلْفَرْجِ.
رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: جوانها هر كدام از شما را قدرت است ازدواج كند، تا ديدگانتان كمتر زنان را دنبال كند، و دامنتان پاك بماند.
وَقالَ (صلى الله عليه وآله وسلم) ما مِنْ بِناء فِى الْاسْلامِ أَحَبِّ إِلى اللِّهِ مِنَ التَزْويجِ.
و آن حضرت فرمود: هيچ بنائى در اسلام نزد خداوند محبوبتر از ازدواج نيست.
وَ قالَ (صلى الله عليه وآله وسلم) مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أُعْطِىَ نِصفَ السَّعادَهِ.
و نيز رسول خدا فرمود: هر كس ازدواج كند نيمى از سعادت را به دست آورده.
قالَ النِّبِىُ (صلى الله عليه وآله وسلم): ما مِنْ شابٍّ تَزَوَّجَ فى حَداثَهِ سِنِّهِ إِلّا عَجَّ الشَّيْطانُ يا وَيْلَهُ يا وَيْلَهُ عَصَمَ مِنّى ثُلُثَىْ دينِهِ فَلْيَتَّقِ اللّهَ الْعَبْدُ فِى الثُّلُثِ الْباقى.
رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: هر كس كه در اوائل جوانى ازدواج كند، شيطان فرياد زند: فرياد از او، فرياد از او، دو سوّم دينش را از دستبرد من نگاه داشت، پس بايد عبد خدا در نگهدارى يك سوم ديگرش، جانب تقوا را رعايت كند.
راستى در ازدواج چه ارزشهاى والائى قرار دارد و چه منافع بزرگى نصيب مرد و زن مىنمايد و اسلام براى ازدواج چه عظمت و اهميتى قائل شده.!!
اى كاش خانوادهها راه را براى تسهيل اين امر مهم الهى و انسانى باز مىكردند و دست از سختگيرى و زمينهسازى براى تحقق شرايط طاقتفرسا برمىداشتند و در حّد شئون خود به انجام اين مراسم اقدام مىكردند و در اين مسئله طريق قناعت به آنچه كه حاضر بود و از دست مىآمد مىپيمودند، تا دختران و
پسران به اميال طبيعى خود برسند، و آرزوهايشان برآورده شود، و غرائز و شهوات آنان كه نعمتهاى حق است تبديل به كفران نعمت نگردد، و دامن پاك آنان به گناه و معصيت آلوده نشود.
حبس ماندن آمال و آرزوها، انحراف در غرائز و شهوات، گستردهشدن فساد و آلودگى، چشم چرانى و هوس گناه، خودارضائى و زنا، تجاوز به ناموس غير، سستى در تحصيل و تنبلى در عبادت، ظهور بيماريهاى عصبى و روانى، و بلاهاى ديگر ريشه در كجا دارد؟
در درجه اوّل سئوالات بالا را بايد از پدران و مادران سختگير، و اسيران در چنگال رسوم و عادات غلط، و گرفتاران چشم همچشمى، و در درجه بعد از خود پسران و دختران، آن پسران و دخترانى كه از عرصهگاه تقوا دورند، و در مرحله سوّم بايد از آنانى كه قدرت فراهم آوردن بساط ازدواج را براى جوانان دارند، ولى از انفاق مال در راه خدا بخل ميورزند پاسخ خواست، كه هر پاسخ منطقى و عقلى و قابل قبول در اين دنيا دارند، حتماً همان پاسخ را در دادگاه عدل الهى در روز قيامت، خواهند داشت.!!
English