تسليم
منابع مقاله:
کتاب : تفسير حكيم جلد ششم
نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان
از حقايقى كه قرآن مجيد و آثار پر ارزش اهل بيت همه اهل ايمان بلكه همه مردان و زنان را به آن دعوت كرده اند، حالت بسيار پر ارزش تسليم در برابر حق و شئون حق و خواستههاى حق است، و اين حالت جز با معرفت به حق و شناخت شيطان يعنى موجود شريرى كه جز گمراهى انسان را نميخواهد به دست نميآيد، و تحقق و ماندگارى آن در وجود آدمى چنان كه از آيه مورد بحث استفاده ميشود در گرو اجتناب از شيطان و پيروى نكردن از فرهنگ او، و پاسخ ندادن به دعوت آن موجود ضالّ و مضل است.
تسليم در برابر حق ثمره عقل و بيدارى فطرت، و ميوه جهانبينى صحيح انسان و خلاصه آگاهى و معرفت اوست.
طاغوت يعنى همان شيطان و خنّاس و ستم كارى است كه براى رسيدن به خواستههاى نامشروعش، انسان را با فتنه گرى و وسوسه و وعدههاى دروغ و خيالى به استخدام و به بندگى خود در ميآورد، و به وسيله اين استخدام و بندگى بر قدرتش و استحكام حكومتش، و پياده شدن خواستههاى پليدش ميافزايد، و فساد و فسق و فجور را در همه امور زندگى انسان ميگستراند، و بناى سعادت دنيا و آخرت را تخريب، و زمينه دچار شدن مطيعانش را به خزى دنيا و عذاب آخرت فراهم مينمايد.
يقيناً براى آزاد زيستن از طاغوت و فرهنگش، و براى گرفتار نشدن در بند اسارت اين ديو چند سر، هيچ راهى جز تسليم بودن در برابر حق و خواستههاى منطقى و حكيمانهاش نيست.
از طريق اين حالت ملكوتى، و مايه عرشى و سرمايه آخرتى، به آسانى ميتوان هشت در بهشت را به روى خود باز، و هفت در جهنم را براى ابد به روى خود بست.
اهل دل و سالكان راه حقيقت ميگويند: چرا نيابد در برابر منبع عدل و علم و حكمت و نور و رحمت و لطف و رحمانيت و كرامت يعنى پروردگارى كه انسان را به وجود آورده و از او نگهدارى و نگهبانى ميكند، و همه وسايل رشد مادى و معنوى را براى وى فراهم ميآورد و جز خير او را در همه امور نميخواهد، و بهشت عنبر سرشت را در برابر خوبيهاى او قرار داده تسليم شد؟
مگر نه اين است كه اين تسليم بودن سبب آزادى از هر شر و طاغوتى، و مايه سالم زيستن، و طريق به دست آوردن سعادت دنيا و آخرت، و عامل رعايت حقوق هر جاندارى در زندگى، و راه درست مصرف كردن نعمتهاى الهيه است.
انبياء و امامان كه از نظر عقل و انديشه و تفكر صحيح در جريانات هستى، و در مقام درك حقايق، و يافتن واقعيات، و در آگاهى و بينش فوق همه موجودات عالم هستند همه و همه با تمام وجود و با معرفت كامل و با همت و عشق تسليم حق بودند و چشم به هم زدنى حتى در برابر تلخترين حوادثى كه به آنان هجوم داشت، از اين روحيه با ارزش و حالتى كه براى دنيا و آخرتشان بهترين و برترين فايده را داشت دست برنداشتند، و آنچه از ارزشها و فضائل و كرامات و خير دنيا و آخرت به دست آوردند از بركت تسليم بود.
خداوند اين بزرگواران را الگو و سرمشق همه انسانها در مسئله تسليم قرار داده، و در اين زمينه عذر كسى را در قيامت در برابر انحرافاتش نميپذيرند.
درباره ابراهيم ميفرمايد:
إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ. «1»
ياد كن هنگامى كه پروردگارش از او خواست با همه وجود تسليم شود، در كمال اخلاص و به صورت جدّى اعلام كرد تسليم پروردگار جهانيان شدم
و از پيامبر عظيم الشأن اسلام نقل ميكند:
وَ أُمِرْنا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمِينَ: «2»
و ما مأموريم كه در همه شئون زندگى تسليم پروردگار جهانيان باشيم.
انسان هنگامى كه خود را به خدا واگذاشت، و چون مرده در دست غسّال تسليم خدا شد، از وحى و معرفت، و حلال و حرام و آثار نبوت انبياء و امامت امامان بهره مند ميشود و مؤدب به آداب الهى ميگردد، و كليدى براى باز كردن در فيوضات ربانيه به روى خود ميشود، و هماى خوشبختى و سلامت و عافيت و صلح و صفا را در آغوش ميگيرد، و همين علم و معرفت و ادب است كه او را به قله كمال ميرساند و رضاى دوست از افق وجودش طلوع ميكند.
امام موحدان، پيشواى مؤمنان روح عقل و ايمان، درياى معرفت و ادب حضرت على بن ابى طالب (ع) در زمينه علم و ادب به اهل ايمان اينگونه سفارش ميفرمايد:
«يا مؤمن ان هذا العلم والادب ثمن نفسك فاجتهد فى تعلّمهما فما يزيد من علمك و ادبك يزيد فى ثمنك و قدرك فان بالعلم تهتدى الى ربك و بالادب تُحسن خدمة ربك و بادب الخدمة يستوجب العبد ولايته و قربه فاقبل النصيحة كى تنجو من العذاب:» «3»
اى مؤمن معرفت دينى و آگاهى به حقايق و هم چنين ادب ارزش و بهاى توست، بنابراين در به دست آوردن هر دو بكوش، به هر اندازه معرفت و ادب تو زيادتر شود ارزش و والائيت بيشتر ميگردد، به سبب علم به پروردگارت راهنمائى ميشوى، و با ادب بهتر ميتوانى در خدمت و عبادت حق قرار گيرى، عبد با مايه ادب خدمت ميتواند ولايت و قرب مولا را به دست آورد، پس خيرخواهى و نصيحت را بپذير تا از عذاب الهى رهايى يابى.
بدون ترديد حقيقت يقين و روح ايمان تسليم همه جانبه نسبت به خدا و همه فرامين او و از اركان و پايههاى تسليم اجتناب و دورى از شيطان و هر طاغوتى است، كه دشمن آشكار انسان هستند.
تسليم بودن همه آحاد و افراد جامعه مايه وحدت و اتحاد آنان و پيروى از فرهنگ شيطان و هر طاغوتى سبب تفرقه و اختلاف، و ضعف و زبونى ملّت، و زمينه تسلّط بيگانگان و زورگويان به همه امور جامعه است.
آنچه در طول چهل سال در بيابان تيه بر سر بنى اسرائيل آمد از يك انحراف از راه حق آمد، و آنچه بر اصحاب سبت از تغيير وجود انسانى آنان به بوزينه رسيد از يك حيلت به وجود آمد، آنچه از رجم و لعنت و مذمت و ملامت ابليس ديد از يك لجاجت ديد، آنچه بلعم باعورا به ارزش سگى سقوط داد از ميل به هواى نفس بود، اگر اينان و امثالشان تسليم حق بودند، اين همه بلا و عذاب نميديدند، در پى تسليم باش كه سلامت در تسليم است، و راه تسليم بيهراس و بيم است، هر كه راه تسليم گرفت از خود برست و به مولا پيوست، دينى را كه جبرئيل به پيامبر نازل كرد و حضرت مصطفى آن را ابلاغ نمود، و معجزه جاويدى چون قرآن بقاى آن را ضمانت فرمود، و هر كه بهشت يافت به آن يافت و هر كه از عذاب دنيا و آخرت رست به آن رست تسليم است، آن كار و حالى كه الله به آن راضى و عبد به آن پيروز و گيتى بدان روشن تسليم است. «4»
بسيار واجب است كه اين نكته را تدكر دهم كه اهل ايمان علاوه بر حضرت حق بايد به حريم نبوت و آثار آن و حريم ولايت و فرهنگ آن تسليم باشند، چون بخش عمدهاى از خواستههاى حق از مأذنه نبوت و گلدسته امامت به مردم اعلام شده و به اين خاطر است كه قرآن مجيد ميفرمايد:
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ:
سرپرست و ولى شما فقط خدا و رسول او و مؤمنانى [چون على بن ابى طالب و يازده امام از نسل او] كه همواره نماز را بر پا ميدارند و در حال ركوع به تهيدستان زكات ميدهند.
معارف الهيه و روايات معتبره تسليم بودن به خدا و پيامبر و امامان را همان دين واقعى ميدانند، و حذف هر يك را عين كفر و بيدينى ميشمارند.
پيامبر و امامان معصوم به عنوان مفسران و معلمان قرآن و اهل ذكر معرفى شده اند، بر اهل ايمان است كه براى فهم حقايق و لطائف و اشارات قرآن به آن بزرگواران مراجعه كنند، زيرا بدون آنان از فهم آيات مشكله و درك آيات متشابه محروم خواهند بود، و آن چنان كه بايد به اسلام حقيقى نخواهند رسيد.
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً: «5»
اى مؤمنان به پيامبر صلوات و درود فرستيد و به او و به آنچه شما را فرمان ميدهد و از آنچه شما را نهى ميكند و بر حذر ميدارد آنچنان كه شايسته است تسليم شويد.
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ: «6»
از هل ذكر بپرسيد اگر [حقايق و معارف الهيه را] نميدانيد
ذكر به دليل آياتى چون:
يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ «7»
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ «8»
وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ «9»
إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَ .... «10»
قرآن مجيد است و اهل آن كسانى هستند كه قرآن در خانه آنان نازل شده است و آنان جز اهل بيت و امامان معصوم نيستند، امامانى كه وارث علوم پيامبرند، و به دليل روايات بسيار معتبر شيعه و اهل سنت جانشينان برحق پيامبر اند.
تفسير على بن ابراهيم در توضيح ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً ميگويد: منظور قرار گرفتن در فضاى ولايت اميرمؤمنان و تسليم بودن به آن حضرت است. «11»
امالى شيخ طوسى كه از مهمترين كتاب حديث است ميگويد: آيه راهنمائى ميكند كه تسليم ولايت اميرمؤمنان باشيد ولاتتبعوا خطوات الشيطان يعنى از غير او پيروى ننمائيد. «21»
در تفسير عياشى آمده:
«عن ابى بصير قال: سمعت اباعبدالله يقول: يا ايها الذين آمنوا ادخلوا فى السلم كافة ولاتتبعوا خطوات الشيطان قال: اتدرى ماالسلم؟ قال: قلت انت اعلم قال: ولاية على والائمة الاوصياء من بعده قال: و خطوات الشيطان والله ولاية فلان و فلان ...» «31»
ابوبصير ميگويد از حضرت صادق وقتى آيه شريفه را تلاوت كرد شنيدم فرمود: ميدانى سلم چيست؟ گفتم: شما آگاهتر هستيد فرمود: تسليم به ولايت على و امامان كه جانشينان بعد از او هستند ميباشد و خطوات شيطان ولايت آنانى است كه على (ع) را از حق شرعى و قانونى و از خلافت پس از پيامبر منع كردند و اكثر امت را تا قيامت به انحراف كشيدند!
ابوبكر كلبى از حضرت باقر (ع) روايت ميكند كه آن حضرت فرمود: «ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ» ولايت ما امامان معصوم است.
البته به اين معنا توجه داريد كه اين روايات يكى از سه مصداق آيه را بيان ميكند: از مصاديق آيه خداوند بزرگ و ديگر مصداقش پيامبر است كه دخول در
ولايت حق و ولايت پيامبر به طور صريح در قرآن بيان شده و دخول در ولايت امامان معصوم در آيه فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ* و در اين روايات مستند و استوار بيان گشته.
بنابراين كسى كه تسليم به خدا و فرامين او و تسليم به پيامبر و آثار نبوت او، و تسليم به امامان معصوم و فرهنگ آنان است مسلمان واقعى و سالك راه حق و كاسب سعادت دنيا و آخرت است.
خداوند مهربان پيامبر را به رسالت و نبوت انتخاب كرد و قرآن را بر قلب مباركش نازل فرمود و او را مأمور ابلاغ دين و تزكيه نفوس و تربيت مردم نمود و از همه خواست به طور شايسته تسليم او باشند، آن حضرت به فرمان حق براى بقاى اسلام امت را به قرآن و اهل بيت را به عنوان دو وزنه گرانبها براى تداوم هدايت سفارش اكيد كرد و تسليم بودن امت را نسبت به آن دو به عنوان خواسته اساسى خود اعلام داشت، روى گرداندن از روش پيامبر و خواستههاى به حق او و كنار گذاشتن عترتش جز پراكندگى در امت و پديد آمدن انواع مكتبهاى انحرافى و گرفتار شدن مسلمانان به انواع بلاها محصولى نداشت.
اگر فرد فرد امت از زمان رحلت پيامبر تا امروز تسليم خدا و پيامبر و امامان بودند قطعاً وحدت همه جانبه و اتحادى بينظير به وجود ميآمد و امروز اثرى از مكاتب مادى و انحرافى وجود نداشت و جهان سرمايهاى جز علم و ادب و امنيت و كرامت و خوشبختى و سعادت لمس نميكرد.
آنان كه در برابر ديگران و به ويژه در برابر پيروان اهل بيت اصرار ميورزند كه ما سنت گرا هستيم، و مسلمان واقعى جز ما نيست، و ميگويند همه بايد زير چتر فرهنگ ما قرار گيرند و به عبارت ديگر سنّى مسلك شوند تا روى سعادت و خوشبختى ببنند، از آنان ميپرسم مگر رشتهاى از سنت پيامبر سفارش اكيد به پيروى از اهل بيت نيست، مگر بنا به روايات كتابهاى خودتان پيامبر در طول بيست و سه سال به اين معنا كه على پس از من خليفه و جانشين و قاضى دِين من است وصيت نفرمود، مگر بر اساس روايات نقل شده در كتابهاى شما به ويژه كتاب ينابيع المودّه رسول خدا به نام امامان پس از خودش كه دوازده نفرند تصريح ننمود و بارها نگفت امامان از قريش و دوازده نفرند اوّل آنان على و آخرينشان هم نام من است، كه خداوند بنابر مصالحى كه ميداند او را از نظرها پنهان ميكند و اگر يك روز بيشتر از عمر جهان باقى نباشد او را از پرده غيبت بيرون آورده و روى زمين را پس از غرق شدن در جور و ظلم پر از عدل و داد خواهد كرد.
بر اين حساب آيا ما شيعيان و پيروان اهل بيت كه به سفارش شديد پيامبر به اهل بيت اقتدا كرده و دين واقعى حق را از آنان گرفته ايم، و سنت پيامبر و مفاهيم قرآن را از آنان دريافت كرده ايم تابع حقيقى سنت آن حضرت هستيم يا شما كه اهل بيت را از بدنه اسلام حذف كرده و در فقه و امور زندگى تابع كسانى هستيد كه چندى در چند مدرسه به شاگردى نشسته و ادعاى دين فهمى واقعى و اعلميت نداشته اند؟!
روايت مهمى در متابعت از سنت در كتابهاى خود نقل كرده ايد كه آن را براى اتمام حجت بر شما كه سنت را قطعه قطعه كرده و به مواردى كه به نفع خود ميدانيد عمل ميكنيد البته بخش اعظمى از سنتى كه در اختيار شماست، پايه گذارش بنى اميه و بنى عباس بوده و اكنون در همه شئون زندگى شما دخالت دارد و دينى جز دين محمّد براى شما ساخته است!! و شما تحقيق نكرده فكر ميكنيد سنت ساخته و پخته دشمنان دين و ستم گران بر امت سنت پيامبر است، در حالى كه پيامبر از اين سنت ساختگى بيزار است.
«قال النبى من احب سنتى فقد احبنى ومن احبنى فهو معى فى الجنة من تمسك بسنتى عند فساد امتى فله اجر مأة شهيد، من تمسك بسنتى عند اختلاف امتى كالقابض على الجمر من رغب عن سنتى صرفت الملائكه وجهه عن حوضى من رغب عن سنتى فليس منى من خالف سنتى فقد كفر، يجيئون قوم يميتون السنة و يدغلون فى الدين فعلى اولئك لعنة الله و العنة اللاعنين من الملائكه والناس اجمعين:» «14»
پيامبر فرمود: كسى كه سنت مرا دوست داشته باشد مرا دوست داشته، و هركس مرا دوست بدارد با من در بهشت است.
هر كس در همه امور زندگياش زمان فساد امت به سنت من چنگ زند اجر صد شهيد براى اوست.
چنگ زننده به سنت من به هنگام اختلاف و پراكندگى امتم مانند كسى است كه آتش برافروخته را بر گرفته.
كسى كه از سنت من روى گردان شود، فرشتگان روى او را از حوض من در قيامت بر ميگردانند.
كسى كه از سنت من روى بگرداند از من نيست، كسى كه با سنت من به مخالفت برخيزد كافر شده، قومى خواهند آمد كه سنت مرا نابود ميكنند و به خيانت وارد دين ميشوند بر اينان لعنت لعنت كنندگان از فرشتگان و همه انسانها باد.
من به غير شيعه ميگويم با توجه به اين كه يكى از سنن و فرامين پيامبر سفارش به متابعت از اهل بيت بوده، و اعلام نموده تمسك به قرآن و اهل بيت براى ابد در گمراهى را به روى شما ميبندد خدا را ميان خود و ما قاضى و حاكم و شاهد قرار دهيد كه آيا ما به همه سنت پيامبر عمل كرده ايم يا شما، ما به هنگان فساد امت و غرق بودن دولتها و پارهاى از ملتهاى اسلام در انواع مفاسد سياسى و اقتصادى و اخلاقى به سنت عمل كرده ايم يا شما ما پس از مرگ پيامبر و پيش آمدن آن اختلاف عظيم ميان مهاجر و انصار و قريش با متابعت از اهل بيت به سنت عمل كرده ايم يا شما، ما از سنت روى گردانده ايم يا شما كه اهل بيت را حذف نموده ايد و به ويژه در مكه و مدينه و ديگر شهرها در عبادات و حج و ساير امورتان به يك مسئله فقهى و اخلاقى از اهل بيت عمل نميكنيد، مگر نه اين است كه بزرگان از علماى شما و صاحبان چهار مذهب على (ع) و حضرت باقر و حضرت صادق را اعلم امت ميدانند و ميگويند افقه از جعفر بن محمد نديده ايم، ما كه به فرمان پيامبر در دينمان به اعلم و افقه مراجعه كرده ايم خلاف سنت عمل ميكنيم و شما كه به عالم و فقيه آنهم عالم و فقيه فقه سقيفه و بنى اميه و بنى عباس عمل ميكنيد به سنت پيامبر عمل نموده ايد؟!!
خداوند به شما انصاف عنايت كند تا در قضاوت به حق قضاوت كنيد و پيروان اهل بيت را كه در صراط مستقيم حقاند و متمسك به قرآن و اهل بيت هستند و هرگز روى گمراهى را به فرموده پيامبر نخواهند ديد مورد ملامت و شمات قرار نداده و از همه بدتر فرقهاى ساختگى نخوانيد، شما اگر يك بار با ديده انصاف يازده جلد كتاب با عظمت الغدير را بخوانيد به تهمتها و افتراءها و دروغ زنيها و دشمنيها خاتمه داده سنّى واقعى يعنى شيعه خواهيد شد.
آرى ما پيرو وجود مقدس اميرمؤمنان و يازده امام معصوم از نسل او هستيم و اين پيروى و متابعت را به فرمان واجب الاطاعة پيامبر انجام ميدهيم، پيامبر آنان را كه از دانش سرشار و ايمان بينظير و زهد و عبادت و كرامت و اصالت برخوردار بودند به اشاره غيبى جانشين خود قرار داد تا پس از مرگش دين و مفاهيم قرآن را از تحريف و انحراف حفظ كنند، آنان ضامن سلامت دين حق، و ضامن بقاى آن تا روز قيامت هستند.
به نظر برادران غير شيعه مهمترين جرم ما و سنگينترين گناه ما پيروى از على و اولاد او و متابعت از اهل بيت در مفاهيم قرآن و فقه و اخلاق است.
وَ ما نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ: «15»
و زبان به عيب جوئى و انكار نگشودند مگر پس از آن كه خدا و پيامبرش آنان را از فضل و احسان خود توانگر ساختند.
جرم شيعه نزد ديگران همين است و بس كه از جانب حق و رسول ولايت اهل بيت اين سرمايه بينظير به آنان عنايت شده، و به خاطر اين توانگرى و دارا بودن اين سرمايه عظيم است كه از طرف اهل سنت بخصوص وهابيت عيب جوئى و شماتت و افتراء و تهمت قرار دارند.
وَ هُمْ عَلى ما يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ.
وَ ما نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ. «16»
آنچه از آسيب و رنج درباره اهل ايمان انجام ميدهند با كمال بيانصافى تماشاگر و ناظرند و از مؤمنان چيزى را منفور و ناپسند نميدارند مگر ايمانشان را به خداى تواناى شكستناپذير.
شيعه حقايق ايمان و يقين و حسنات اخلاقى و عمل صالح را از اهل بيت گرفته و اهل بيت مستقيماً از پيامبر و پيامبر از خدا و همين است جرم و گناه ما در دادگاه وهابيت و گروه كثيرى از كسانى كه خود را سنى ميدانند!!
قرآن كريم در سوره مباركه صافات ميفرمايد:
وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ: «17»
آنان را بازداشت كنيد كه داراى مسئوليت بس سنگين هستند، و بايد از مسئله مهم و امر بزرگى از آنان سئوال شود.
ابن حجرعسقلانى كه از علماى بزرگ اهل سنت است در كتاب الصواعق المرحقه درباره چهارمين آيه از آيات نازل شده در شأن اهل بيت نقل ميكند: كه ديلمى از ابى سعيد از رسول خدا روايت كرده كه آن حضرت فرمود: مراد ازاين آيه اين است، هنگامى كه هنگامه كبرى و روز رستاخيز بپا ميشود مردم را از صحراى محشر عبور ميدهند منادى ندا ميكند مردم را متوقف كنيد كه از اينان درباره ولايت على (ع) پرسيده شود.
در كتاب جمع التفاسير و صحاح سته روايت شده كه آيه إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ «18» در شأن والاى اميرمؤمنان نازل شده، زمانى كه انگشتر خود را در نماز به مسكين صدقه داد.
اما آيه تطهير كه ميفرمايد:
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً «19»
و آيه قربى كه ميفرمايد:
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى «20»
اين هر دو آيه در شأن اميرمؤمنان و اولاد پاك او كافى است كه ما را از اين كه احاديث نبوى و كلمات بزرگان را در مقام على و امامان از نسلش را ذكر كرده و موشكافى كنيم بينياز كند.
قرآن مجيد در سوره مباركه فاطر ميفرمايد:
ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا: «21»
سپس كتاب را به عنوان ارث به كسانى داديم كه آنان را از ميان بندگان خود برگزيده بوديم كه نخبه همه بندگان محسوب ميشوند و گل سرسبد اجتماعات بشرى هستند.
فضل بن روزبهان كه از دانشمندان اهل سنت است ميگويد: على از جمله ورثه كتاب است، بخاطر اين كه على آگاه به حقايق قرآن است، و اين معنا دلالت ميكند بر فراوانى علم و دانش و فطانت و فراست على در شناخت قرآن، و تا كسى لياقت كارى را نداشته باشد آن كار را به او واگذار نميكنند، على (ع) حافظ و نگهبان كاخ رفيع ايمان و پاسدار حريم قرآن و آگاه به همه حقايق قرآن است.
قرآن كريم در سوره رعد ميفرمايد:
إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ: «22»
جز اين نيست كه تو اى پيامبر هشدار دهندهاى و راهنماى هر قومى هستى.
رسول خدا ميفرمايد: آرى من هشداردهنده مردم نسبت به عذاب الهى هستم و على در مسئله با من شريك است، سپس روى مبارك به على (ع) نمود و فرمود: يا على به وسيله تو شايستگان هدايت هدايت ميشوند.
اين حديث را سيوطى عالم بزرگ اهل سنت در الدرالمنثور و صاحب كتاب كنزالعمال كه او نيز از بزرگان اهل سنت است در جلد ششم صفحه 167 نقل نموده است.
من با كمال احترام به همه فرقههاى اهل سنت ميگويم: شيعه براساس روايات مهمى كه شما در ذيل بيش از سيصد آيه در شأن على (ع) و اهل بيت پيامبر و امامان از نسل على نقل كرده ايد، پيروى از اهل بيت را واجب و متابعت از ديگران را ابداً ضرورى نميداند، زيرا عقل هر انساى حكم ميكند با بودن اعلم پيروى از غير او و به خصوص جاهل امرى ناپسند، و خود را به چاه انداختن است!
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- بقره، 131.
(2)- انعام، 71.
(3)- روضة الواعظين، ص 11.
(4)- كشف الاسرار، ج 1، ص 562 با اندكى تغيير در عبارت.
(5)- احزاب 56.
(6)- نحل 43.
(7)- حجر 6.
(8)- حجر 9.
(9)- نحل 44.
(10)- يس 11.
(11)- تفسير على بن ابراهيم ص.
(21)- امالى شيخ طوسى ص.
(13)- نورالثقلين، ج 1، ص 171.
(14)- كشف الاسرار، ج 1، ص 562.
(15)- توبه 74.
(16)- بروج 7- 8.
(17)- صافات 24.
(18)- مائده آيه 5.
(19)- احزاب 33.
(20)- شورى 22.
(21)- فاطر 32.
(22)- رعد 8.
English