مقام زن در منطق وحى
آئين پاك حق
دين مقدس اسلام با اديان و مكتبها در تمام زمينهها فرقهاى اصولى و بنيادى دارد.
تشيع كه اسلام تفسير شده اهل بيت پيامبر، و جانشينان بر حق رسول اكرم، و بيان شده امامان معصوم است در نگرش و ديد خود نسبت به توحيد، قيامت، ملائكه، نبوت، امامت، قرآن، فرد، خانواده، جامعه، امور مادى، امور معنوى، مسائل اخلاقى و عملى، زن، مرد، اولاد، كسب و كار، تربيت، سياست، حكومت، و ... با تمام مدرسهها و فرهنگها و آئينهاى موجود فرق دارد.
اسلام در اين ناحيه آنچه را مىگويد عين حقيقت، و ميزان و مطابق مصاديق واقعى در دنياى ظاهر و باطن، و خلاصه برابر با واقعيات و حقايقى است كه در علم حق و در بستر جهان هستى است.
بيان مفسران حقيقت در آئين اسلام محصول دانش پاك و بينش خدائى آنان، و برگرفته از عمق آيات قرآن مجيد است.
شروع مسائل اين دين از قرآن مجيد، و ابتداى قرآن كريم با وصف رحمانيت و رحيميت و ربوبيت وجود مقدس حق است، و تفسير اين حقايق شروعش از قلب الهى و ملكوتى رسول اسلام و تداومش با بيانات امامان معصوم از على بى ابيطالب تا امام دوازدهم است.
رحمان از اسماء مختص حضرت حق، و در غير خداوند بكار نمىرود، اما رحيم وصفى است كه بر غير حق هم اطلاق مىگردد.
هر دو صفت ريشهاش رحمت، و ترجمهاش نسبت به وجود مبارك حق بخشنده و بخشايشگر است.
گروهى از توضيح دهندگان آيات قرآن گفتهاند: رحمن اشاره به رحمت عام حق نسبت به تمام بندگان از خوب و بد است، و رحيم اشاره به رحمت خاص حق كه مخصوص بندگان صالح و مطيع است.
جلوه وصف رحمانيت در دنيا، و تجلى وصف رحيميت در آخرت است.
اما در خود قرآن مجيد در رابطه با اين تفاوت چيزى ديده نمىشود، در قرآن كريم آمده:
ورحمتى وسعت كل شيى.
و رحمت من همه چيز را فرا گرفته.
تجلّى اين صفت در آفرينش موجودات، و روزى آنان، و نجاتشان از حوادث قابل ملاحظه است.
استغاثه به درگاه او با كمكگيرى از اين دو وصف، موجب حالتى عرفانى، روحيهاى خاص، و نشاطى مخصوص است، كه عكسالعمل آن توجه و عنايت حق به عبد است.
در آثار اسلامى آمده كه حضرت حق فرمود: حيا مىكنم بندهام مرا به رحمانيت و رحيميت بخواند، و من خواسته او را اجابت نكنم.
خلقت خلق و روزى ايشان جلوه رحمانيت، و هدايت و توفيقشان، ثمره رحيميت است.
در قرآن مجيد خود را به نحو ديگر به رحمت ستوده: خيرالراحمين، ارحمالراحمين، ذوالرحمه.
براى نزديك كردن حقيقت به ذهن، رسول خدا اين واقعيت را بدين صورت در خور فهم مردم بيان كرده، ورنه عدد و درجه را در آنجا راه نيست.
خداوند را صد رحمت است، كه از آن يكى را در هفت آسمان و زمين پخش كرد، به آن يك درجه بر تمام خلق آنچه مناسب آنان است مىبخشايد، و خلق هم بامايه گرفتن از آن بر يكديگر مهر ورزيده ترحم مىآورند. و نود و نه درجه آن را نزد خود نگاه داشته، تا روز قيامت بپا شود، آن يك درجه پخش شده در دنيا را به نود و نه درجه بيفزايد و بر مؤمنان و مطيعان پخش نمايد!!
ربّ به معناى مالك است كه مالكيت او بر تمام موحودات هستى و همه عالمين حقيقى و قابل سلب نيست، مالكى كه تدبير و رشد و پرورش موجودات به دست قدرت اوست.
چون پيوند مالكيت و تدبير او با تمام ذرّات هستى حقيقى و ابدى و دائمى و ذاتى است، معنا ندارد كه انسان در برابر ربوبيت او ربّى انتخاب كند، و مالكى اتخاذ نمايد، و تدبيرى و مدبّرى و قانونى جز قانون او قبول كند.
تجلّى توحيد واقعى در تمام شئون حيات و زندگى به اين است كه انسان با تمام وجودش در سايه مالكيت و تدبير او باقى بماند، و هر مالك و مدعى مالكيت، و هر فرهنگ و مدرسهاى كه به ستم و بر ضد حق مىخواهد، تدبير حيات آدمى را به دست بگيرد نفى كند، و كلمه طيبه «لا اله الا الله» در تمام زواياى حيات معنائى غير از اين ندارد.
آرى تمام نياز ظاهر و باطن آدمى را رحمت حق، و نور ربوبيت او برطرف مىكند، و سعادت دنيا و آخرت آدمى را لطف و عنايت و رأفت و مرحمت، و تدبير او تضمين مىنمايد.
English