وجوب پرداخت مِهر و صداق
پس از گفتگوى صادقانه بين دو خانواده، يا عروس و داماد، بنا بر اصول شرعيه در مسئله صداق در حدّى كه افراط و تفريط در كار نباشد توافق نمايند.
البته به هر مقدار كه در مهر و صداق آسانگيرى شود، و اندازه آن را در حد اعتدال قرار دهند بيشتر موجب خوشنودى حق است.
اولياى اسلام براى اينكه زمينه ازدواج دختران و پسران بهتر و راحتتر فراهم شود، سفارش اكيد نمودهاند كه در مسئله مهر و صداق سختگيرى نشود.
خانوادهها تصور نكنند مهر سنگين باعث استحكام زندگى و تداوم آئين نكاح است، چه بسا دخترانى كه با مهر سنگين به خانه پدر برگشتند و به خاك ذلت نشستند، و آرامش روحى خود را از دست دادند.
در اين امور به رحمت و لطف و عنايت حضرت حق تكيه كنيد، و از آنچه باعث دردسر و تحقير و توهين در آينده براى يكى از دو طرف است بپرهيزيد.
چون در مسئله مهر توافق حاصل شد، و به رضايت طرفين اصلى يعنى عروس و داماد اندازه آن معين گشت، به محض اجراى صيغه عقد نصف آن دين واجب بر عهده شوهر، و نصف ديگر پس از عروسى و زناشوئى و همخوابگى بر عهده مرد به عنوان دين شرعى مستقر مىگردد، چنانچه همان وقت عقد پرداخت شود، ذمه شوهر آزاد، و زن به حق شرعى و قانونى خود رسيده.
جوانان به اين معنى توجه داشته باشند، كه مهر و صداق پرداختش بر عهده آنان لازم، و امساك از رساندنش به صاحب حق حرام و گناه بزرگ است.
وجوب اداى مهر حقيقتى است كه در قرآن مجيد در سوره مباركه بقره آيات 237 236 و 241 و در سوره نساء آيه 4 و سوره قصص آيات 27 و 28 و سوره احزاب آيه 49 به آن تصريح شده، و كسى را نمىرسد كه در اين زمينه و در زمينههاى ديگر كمترين ستمى به زن روا دارد.
رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:
مَنْ ظَلَمَ امْرَأَهً مَهْرَها فَهُوَ عِنْدَاللّهِ زان يَقُولُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ يَوْمَ الْقِيامَهِ: عَبْدى زَوَّجْتُكَ أَمَتى عَلى عَهْدى فَلَمْ تُوفِ بِعَهْدى وَظَلَمْتَ أَمَتى فَيُؤْخَذُ مِنْ
حَسَناتِهِ فَيُدْفَعُ الَيْها بِقَدْرِ حَقِّها، فَإِذا لَمْتَبْقَ لَهُ حَسَنَهٌ أُمِرَ بِهِ الَى النّار بِنَكْثِهِ لِلْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُولًا.
كسى كه مهر زن را ظالمانه نپردازد، نزد خداوند زناكار محسوب مىشود، روز قيامت حضرت حق به او خطاب مىكند، بنده من كنيزم را بر اساس پيمانى كه با تو بستم «عقد و ازدواج» به تو تزويج نمودم،
به پيمان من وفا نكردى، و بر او ستم روا داشتى، سپس به اندازه حق زن از حسنات مرد برداشته در پرونده همسرش مىگذارند، و چون حسنهاى به اندازه پركردن حق زن نماند، به گناه پيمانشكنى به آتشش مىبرند، عهد و پيمان مسئوليت دارد.
امام صادق (عليه السلام) مىفرمايد:
السُّراقُ ثَلاثَهٌ:
مانِعُ الزَّكاهِ، وَ مُسْتَحِلُّ مُهُورِ النِّساءِ، وَ كَذلكَ مَنِ اسْتَدانَ وَلَمْيَنْوِ قَضاءَهُ.
دزدان سه طايفهاند:
آنان كه از پرداخت زكات بخل ميورزند، كسانى كه خوردن و به غارت بردن مهر زن را حلال مىدانند، و مردمى كه قرض مىگيرند و خيال اداى آن را ندارند.
حضرت رضا (عليه السلام) از پدران بزرگوارش از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت مىكند:
إِنَّ اللّهَ تَعالى غافِرُ كُلِّ ذَنْب إِلّا مَنْ جَحَدَ مَهْراً أَوِاغْتَصَبَ أَجيراً أَجْرَهُ
أَوْ باعَ رَجُلًا حُرّاً.
خداوند متعال آمرزنده هر گناهى است مگر گناه انكار مهر زن، يا غصب دستمزد اجير، يا فروش انسان آزاد.
حضرت صادق (عليه السلام) فرمود:
أَقْذَرُ الذُّنُوبِ ثَلاثَهٌ: قَتْلُ الْبَهيمَهِ وَحَبْسُ مَهْرِ الْمَرْأَهِ، وَمَنْعُ الْاجيرِ أَجْرَهُ.
پليدترين گناه قتل نفس، خوددارى از پرداخت مهر، و نپرداختن اجرت مزدور است.
از جانب اولياء اسلام به زنان باكرامت توصيه شده، اگر زمينه مناسبى در برنامه بخشيدن مهر به شوهر ببينند، از اين مرحله عالى اخلاقى كه نشان جود و كرم و سخاوت و بزرگوارى است چشمپوشى نكنند.
در روايت بسيار مهمى از رسول خدا آمده:
ما مِنْ امْرَأَه تَصَدَّقَتْ عَلى زَوْجِها بِمِهْرِها قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِها إِلّا كَتَبَ اللّهُ لَها بِكُلِّ دينار عِتْقَ رَقَبَه قيلَ يا رَسُولَ اللّهِ فَكَيْفَ الْهِبَهُ بَعْدَ الدُّخُولِ؟ قالَ: إِنَّما ذلِكَ مِنَ الْمَوَدَّهِ وَالْالْفَهِ.
زنى كه در زمان عقد، قبل از آنكه حق همبسترى و زناشوئى انجام بگيرد، مهرش را به شوهر ببخشد، به هر دينارى ثواب يك بنده آزاد كردن در نامه عملش ثبت مىشود، گفته شد يا رسول اللّه اگر بعد از انجام عروسى اين بخشش انجام بگيرد چگونه است، فرمود هبه مهر پس از عروسى نتيجه محبت و انس است.
***
English