لطفا منتظر باشید

چهره‏هاى بافضيلت‏

مردان مؤمن و زنان مؤمنه را ويژگيها و خصوصياتى است كه آثار عملى آن خصوصيات، در زندگى آنان جلوه مى‏كند، و باعث شيرينى‏ زندگى، و لذت بردن از حيات، و موجب پيدا شدن نسلى پاك و علت آبادى آخرت آنان است.

والمؤمنون والمؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر ويقيمون الصّلوه ويؤتون الزّكوه ويطيعون الله و رسوله اولئك سيرحمهم الله انّ الله عزيز حكيم.

مردان و زنان باايمان دوستدار يكديگرند، امر به معروف مى‏كنند، و از كار زشت باز مى‏دارند، اقامه نماز مى‏نمايند، و زكات پرداخت مى‏كنند و حكم خدا و رسول را اطاعت مى‏كنند، اينان را خداوند مشمول رحمت خود نمايد، همانا خداوند عزيز و حكيم است.

من فكر مى‏كنم از مجموعه آيات قرآن در رابطه با اهل ايمان، همين يك آيه براى شناخت باطن و ظاهر آنان كافى است.

چنين مردان و زنانى وقتى با يكديگر زندگى مشترك تشكيل دهند، زندگى آنان مجوعه‏اى از نور، صفا، پاكى، خير و بركت، صدق و راستى خواهد بود، مرد در اين زندگى مرد ايده‏آل و زن در اين زندگى زن ايده‏آل، و حيات آنان حيات طيبه، و دنيا و آخرتشان آباد است.

مرحوم مجلسى مى‏فرمايد: بودند مردانى كه وقتى براى كسب و كار مى‏خواستند از منزل خارج شوند، زن و بچه آنان مى‏گفتند:

ايّاكَ وَكَسْبَ الْحَرامِ.

از اينكه وارد كسب حرام شويد، بپرهيزيد، پوشاك و خوراك و نفقه ما را بهانه قرار ندهيد، تا مجوّزى براى تحصيل حرام شود.

فَانّا نَصْبِرُ عَلَى الْجُوعِ وَالضُّرِّ ولانَصْبِرُ عَلَى النّارِ.

ما بر گرسنگى و سختى طاقت مى‏آوريم، ولى بر عذاب قيامت صبر و طاقت نداريم.

راستى چه فضيلتى از اين بالاتر، صبر و استقامت بر مشكلات و سختى‏ها، به قيمت حفظ خود از عذاب روز قيامت!

من خودم بزرگوارانى را ديده بودم، كه با لحن نرم، و كلامى ليّن هر چند وقت يك بار، زن و فرزند خود را از درخواست‏هاى بيش از طاقت اقتصادى خود منع مى‏كردند، و به آنان وعده مى‏دادند در زمان گشايش كار، به خواسته‏هاى آنان پاسخ دهند، و زن و فرزند آنان هم تسليم شده، و از آزار روحى مرد و در فشار گذاردن او خوددارى مى‏كردند، بر اين اساس يك زندگى آرام، الهى، نورانى و باصفا را مى‏گذراندند.

خديجه كبرى زنى بود، كه در ايام سختى و شدت با همسر باكرامتش ساخت، و با رنج و غصه او شريك بود، و آنچنان با حضرت زندگى كرد، كه پيامبر پس از مرگ او هر وقت از او ياد مى‏كرد برايش طلب رحمت مى‏نمود و اشك از ديده مى‏ريخت.

او در ابتداى ازدواج با رسول حق، تمام ثروت كلان و كم‏نظير آن روز خود را نثار قدم پيامبر كرد، و آن حضرت به تدريج آن ثروت را در راه‏

حل مشكلات نيازمندان و حركت آئين حق خرج نمود، چيزى از آن اموال باقى نماند، خديجه در اواخر عمر همراه همسرش در خانه‏اى محقّر، كم‏اثاث، و در عين سختى و شدت زندگى كرد، تنها حرفى كه به شوهر باكرامتش در آن روزگار سخت زد، در لحظات پايان عمر بود، و آن اين بود كه با اشك ديده از حضرت پرسيد: آيا خداوند از من راضى است؟ امين وحى نازل شد، عرضه داشت اى رسول اسلام خداوند فرمود سلام مرا به خديجه برسان و رضايت من را از او اعلام كن، خديجه فوق‏العاده خوشحال شد و به پيامبر عرضه داشت: الآن زندگى و مرگ براى من بسيار شيرين است.

وقتى فاطمه زهرا كه در آن وقت بيش از چهار سال نداشت، جاى خالى مادر را در خانه ديد، از پدر مهربان پرسيد: مادرم كجاست؟ رسول حق پاسخ داد با ملكوتيان همراه و همنشين است!

آرى زن مؤمنه كه آثار ايمانش در اعمال و اخلاقش آشكار است، موجودى ملكوتى و عرشى، و منبع رضايت و خوشنودى حق، و چشمه فضائل و كمالات است.

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه