پايان زندگى
جادّه پرجوش و خروش زندگى، معركه حيات، عرصهگاه حركت و فعاليت و آمال و آرزو و پايانش مرگ، و انتقال انسان به جهان باعظمت آخرت، براى روبرو شدن با محصولات زندگى و ثمره عقايد و اعمال و اخلاق است.
قرآن مجيد از مرد و زن مىخواهد، تا زندهاند به عاقبت و آخر كار و دنياى آخرت بينديشند، و توجه كنند براى آن ناحيه چه زاد و توشهاى فراهم كردهاند؟
ولْتنظُر نفسٌ ماقدَّمت لغد.
و بايد هر انسانى توجه دقيق كند كه براى فردايش چه فرستاده؟
پيش از پايان زندگى مسئلهاى كه بسيار بسيار مهم است، انتخاب وصيت شرعى جهت ثلث مال كه از رحمت و لطف او متعلق به خود انسان بعد از مرگ است، و بر وصىّ مؤمن و زرنگ و كارى است، كه ثلث را از مال جدا كند و به مصرفى كه در وصيتنامه قيد شده برساند.
وصيت برنامهاى است كه تمام انبياء و اولياء و ائمه به آن توجه داشتند، و احدى از آنان نبود كه بدون وصيت از دنيا برود.
وصيت دستور كتاب خدا در آيه 180 سوره مباركه بقره، و فرمان رسول حق به امت و امر امامان معصوم به شيعيان است.
كتب عليكم اذا حضر احدكم الموت ان ترك خيراً الوصيَّه.
رسول حق (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:
الْوَصِيَّهِ حَقٌّ عَلى كُلِّ مُسْلِم.
وصيت براى بعد از مرگ سزاوار هر مسلمانى است.
و نيز فرمود:
مايَنْبَغى لِامْرِىء مُسْلِم انْ يَبيتَ لَيْلَهً الّا وَوَصِيَّتُهُ تَحْتَ رَأْسِهِ.
براى مسلمان سزاوار نيست يك شب بخوابد مگر اينكه وصيتش زير سرش باشد.
و فرمود:
مَنْ ماتَ عَلى وَصِيَّه ماتَ عَلى سَبيل وَسُنَّه وَماتَ عَلى تُقًى وَشَهادَه، وَماتَ مَغْفُوراً لَهُ.
هركس با به جا گذاشتن وصيت بميرد، بر طريق حق و سنت رسول از دنيا رفته، و مرگش بر تقوا و شهادت و مغفرت حق است.
چه بهتر كه در اين زمان عجيب و غريب، كه كمتر به وصيت عمل مىشود، و قوانين دستوپاگير وصى را خسته مىكند، و ورثه را از پاى درمىآورد، خود انسان وصىّ خودش باشد، و به آنچه كه مىخواهد بعد از مرگش عمل شود خود عمل كند.
هماكنون كه زنده است اگر داراى مال و ثروت است، در راه خير، امثال تهيه زمينه ازدواج براى پسران و دختران، پرداخت مخارج ايتام، ساختن مدرسه، مسجد، راه، ساختمان براى مردم مستضعف اقدام نمايد و پس از مرگ بهرهاش را دريافت كند.
حضرت على (عليه السلام) اين معنا را به انسان سفارش فرموده:
يَابْنَ آدَمَ كُنْ وَصِىَّ نَفْسِكَ فى مالِكَ وَاعْمَلْ فيهِ ما تُؤْثِرُ انْ يُعْمَلَ فيهِ مِنْ بَعْدِكَ.
فرزند آدم خود وصى خود در مال و ثروتت باش، و آنچنانكه براى بعد از مردنت جهت اموالت برنامه انتخاب مىكنى، امروز آن را انجام بده.
برگ عيشى به گور خويش فرست*** كس نيارد زپس تو پيش فرست
در هر صورت مالى كه براى بعد از خود مىگذاريد سعى كنيد حلال باشد، چون حرام به ارث نمىرسد، و بيش از ثلث آن را براى مخارج بعد از مرگ خود وصيت نكنيد چون نافذ نيست، و وصيت خود را در تقسيم دو ثلث ديگر برابر آيات قرآن مجيد قرار دهيد كه ظلمى به ورثه صورت نگيرد.
بر وصى و ورثه واجب است بر اساس وصيتنامهاى كه طبق قرآن مجيد تنظيم شده عمل كنند، كه اجراى آن عبادت و داراى ثواب عظيم براى ميت و براى اجراكنندگان است.
بر ورثه واجب است قبل از تقسيم ارث حساب بدهىهاى كسبى، و خمسى، و نيز مهر و صداق زن، وطلب اشخاص، يا اگر حج بر ذمه ميت بوده پول حج را بپردازند، كه ثروتى كه در آن حقوق خدا و مردم وجود دارد بهرهگيرى ورثه از آن حرام و موجب عقاب حق است.
در تقسيم ارث، سهم زن ميتو پدر و مادر و دختر و پسر، برابر كتاب خدا رعايت شود، كه اگر جز اين عمل شود، تعدّى از حدود خدا و موجب عذاب و عقاب است.
در برنامه تقسيم ارث به رسالههاى عمليه، يا به عالمى متخصص در فقه مراجعه كنيد تا مسئله برابر قانون حق انجام گيرد، و روح ميت از عمل شما شاد شود.
باقيماندگان به اين معنا توجه كنند كه ميت در زمان حياتش با جان و دل، و شب و روز براى اداره امور شما زحمت كشيد، و هر مشقت و رنجى را تحمل كرد، و چه بسا در اين مسير به برخى از گناهان مالى دچار شد، او را فراموش نكنيد، براى او نماز بخوانيد، روزه بگيريد، صدقه بدهيد، ردّ مظالم بپردازيد، كار خير انجام دهيد، خلاصه به هر شكل ممكن براى آمرزش و شادى روح او بخصوص در شبهاى جمعه و ماه رمضان و رجب و شعبان از او ياد كنيد، تا پس از مرگ شما فرزندانتان از شما ياد كنند، و گاهگاهى كنار قبر آنان برويد كه حضرت حق به روح آنان اجازه انس با شما را مىدهد، و سبب مىشود كه آنان در عالم برزخ به شما دعا كنند.
يكى از دوستانم مىگفت دوستى دارم كه به وقت برخورد با مشكل، بدون فاصله از تهران به قم مىرود، و ساعتى كنار قبر پدر و مادرش مىنشيند، براى آنان فاتحه مىخواند، دعا مىكند، صدقه مىپردازد، و از آنان درخواست مىنمايد، برايش دعا كنند و سپس به تهران برمىگردد، در حالى كه تجربه كرده دعاى پدر و مادر به دنبال اوست و تا غروب آفتاب گره از كارش گشوده مىشود.
اين صحيح نيست، كه پدرى يا مادرى از شيره جان خود جهت زندگى فرزندان و خوشبختى آنان مايه بگذارند، و پس از مرگ از آنان يادى نشود و براى آمرزش آنان كارى صورت نگيرد.
English