هدايت در زنبور
ولى زمين نمىتواند از آغوش هدايت پروردگار خارج شود، هيچ موجودى از موجودات عالم كه در سيطره هدايت اجبارى و تكوينى پروردگار عالم قرار دارند نمىتوانند اين حسابهاى دقيق را به هم بريزند، در حيوانات هم همين طور است.
مثلاً خداوند متعال در سوره مباركه نحل در رابطه اتصال هدايت به زنبور عسل نكات با ارزشى را بيان مىكند.
اين حيوان بسيار كوچك و كم حجم و كم وزن كه بهترين ماده غذايى عالم را توليد مىكند و هنوز كارخانهاى در عالم، دقيقتر از كارخانه زنبور به وجود نيامده است كه چنين مادهاى را توليد كند؛ مادهاى كه اگر مستقيم عناصر و تركيباتش از
گلها گرفته شود، مادهاى است كه هيچ ميكربى در آن نمىتواند اثر بگذارد، مادهاى است كه اگر چند هزار سال در هواى آزاد قرار بگيرد، فاسد نمىشود.
اين زنبور براى توليد عسل، براى توليد نان، براى رفت و آمد باغها و مسيرها و كوهها، براى ساختن لانه در كندو نزديك به چهار صد و شصت رشته علم را به كار مىگيرد و اين مغز به اين كوچكى چطور اين چهار صد و شصت رشته علم را گرفته؛ جز هدايت خداوند مشكل را حل نمىكند.
« وَ أَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ »
صاحب اختيار تو و مدبر تو به زنبور وحى كرده يعنى هدايت خودش را اتصال به زنبور داده است و به او در اين افق عالى و نورانى هدايت اين دستورها را داده:
أَنِ اتَّخِذِى مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ
يا بلند شو برو در كوهها براى خود خانه و لانه انتخاب كن، يا برو روى درختان بلند براى خود لانه بساز، يا از پايهها و سايبانهاى درون باغها كه محكم است، آنجا لانه بساز، وقتى كه لانه آماده شد و محل امنى براى خود ساختى، بلند شو و برو سراغ گلها و شكوفهها:
« ثُمَّ كُلِى مِن كُلِّ الثَّمَرَ تِ »
اجازه دارى از هر ميوه و گلى كه در اين عالم قرار دادهام، بخورى، فقط زبده همه عناصر توليد كننده را بخور، بهترين غذا را در اين عالم استفاده كن، مواظب باش اگر انحراف پيدا كنى و كجروى كنى، من در كندو و در دل كوه روى درخت و روى اين سايبانها مأمور ويژه قرار دادم كه تو را راه ندهند؛ مأمور ويژه، زنبورى است با شامه بسيار قوى كه كنار لانه دائما مواظب رفت و آمد زنبورهاست، اگر زنبورى بر خلاف هدايت پروردگار برود و چيزهاى آلوده را بخورد، در هنگام ورود به لانه مورد بازرسى قرار مىگيرد. مأمور سلامت كندو، با شامه قوى خود او را بو مىكند و مىفهمد كه غير از آنچه كه دستور داده شده خورده است، او را از كمر نصف كرده روبروى كندو مىاندازد كه عبرت ديگران باشد.
« ثُمَّ كُلِى مِن كُلِّ الثَّمَرَ تِ فَاسْلُكِى سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً »
زنبور! فقط در جاده پروردگار حركت كن، چون اگر به انحراف كشيده شوى فاسد مىشوى، آشغال خور مىشوى، تباه مىشوى، نابود مىشوى، محكوم مىشوى و از ديد آفرينش مىافتى. به سمت جادههايى كه در مقابل ديد و حافظهات هست حركت كن، همراه با تواضع و فروتنى:
« يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ »
بعد از اتصال به وحى، من از شكم او يك آشاميدنى بيرون مىآورم كه در اين آشاميدنى براى تمام مردم عالم دارو قرار دادهام:
« مُّخْتَلِفٌ أَلْوَ نُهُ فِيهِ شِفَآءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَأَيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
اين ماده طبيعى و اصيل الهى، براى همه مردم عالم درمان است.
در زندگى زنبور نشانهاى از ربوبيت و توحيد، قدرت، حكمت، بصيرت،
بينايى و دانش و عدالت پروردگار عزيز عالم هست.
English