لطفا منتظر باشید

هدايت تكوينى و تشريعى - جلسه چهارم (1) – (متن کامل + عناوین)

واقعيت‏هاى هستى

ارزشمندترين واقعيت هستى

اراك، مسجد الزهراء محرم 1376

الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين و صلّ على محمد و آله الطاهرين.

با ارزش‏ترين واقعيت در عالم، تجلى هدايت الهى است. پروردگارى كه جامع همه صفات كمال است، و صفات كمال او هم محدود نيست، علم بى‏نهايت، عدل بى‏نهايت، محبت بى‏نهايت، كرم بى‏نهايت؛ لطف بى‏نهايت، او در هدايت كردن موجودات، سودى را براى خودش منظور نكرده است، چرا كه كمال بى‏نهايت، خلل‏ناپذير است. كمبود و نقصى ندارد كه بخواهد، با هدايت موجودات، نقصى را در خودش جبران كند.

او كه در همه اسما و صفات، بى نهايت است، قصدش از هدايت اين بوده كه موجودات از بركت هدايت دچار خسارت نشوند؛ علاوه بر آن اين موجودات فقير، از يك ثروت سنگين معنوى و منافع ملكوتى و الهى بهره‏مند شوند، چون ما موجود بى‏نياز و غنى در اين عالم نداريم.

بنابراين ما انسان‏ها از زمانى كه نطفه‏اى در رحم بوديم، نيازمند رشد بوديم، تا صورت، شكل، اسكلت بدنى، چشم، گوش، زبان، دست، پا و شكم پيدا كنيم و خداوند كريمانه اين نيازها و فقر ما را جواب داد و تأمين كرد.

وقتى كه به دنيا آمديم اولين نياز ما هوا بود و شير مادر، قبل از به دنيا آمدن ما هوا را تأمين كرده بود، چند روز قبل از به دنيا آمدن ما هم كه شير را در سينه مادر تأمين كرده بود، در هدايت دينى، هدايت عقلى، هدايت روحى و هدايت تشريعى هم همين واقعيت جلوه دارد، مردم و موجودات گداى هدايت هستند، پروردگار عالم عطا كننده به هر گدايى است و مى‏خواهد اين گدا دستش در دنيا پر، غنى و نهايتا هم اسم و هم صفت او بشود.

چهار هدايت برگرفته شده از قرآن

بنابراين بايد گفت: هدايت و راهنمايى با ارزشترين حقيقتى است كه در همه عالم هستى جلوه دارد؛ در زمينه هدايت دينى، تربيتى، تزكيه‏اى و هدايت اخلاقى، از آيات قرآن كريم استفاده كرده‏اند كه چهار برنامه مطرح است، در كنار هدايت دينى و هدايت تشريعى. اين چهار برنامه خيلى راحت از آيات قرآن كريم استفاده مى‏شود، كه اين چهار حقيقت، زيباترين اتمام حجت پروردگار بر همه مردان و زنان است كه خودش در قرآن مجيد مى‏گويد:

« حَتَّى إِذَا جَآءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ »[1]

مبادا فرداى قيامت يك مردى يا يك زنى بگويد: اگر مرا راهنمايى كرده بودى، شايد قبول مى‏كردم، چون در همين حرف را هم بسته است.

1ـ اطاعت همراه با استطاعت

اولين مطلبى كه در كنار هدايت دينى مطرح است بحث استطاعت مى‏باشد كه در قرآن به تعبيرات گوناگون آمده است، تمكن، طاقت، نعمت‏هاى متصل و نعمت‏هاى منفصل. يك نفر را كه مى‏خواهد هدايت كند (يعنى او را در جاده قرار بدهد،) تمكن، استطاعت، طاقت به او مى‏دهد، البته در هدايت او به سلسله واقعياتى كه حكيمانه منظور كرده است، هميشه طاقت و تمكن را لحاظ مى‏كند.

پس اول قدرت بر عبادت و خدمت به خلق را عطا مى‏كند، بعد دعوت به هدايت مى‏كند، اما جايى كه بنده او امكان و قدرت ندارد، وجود مقدسش چيزى از او نمى‏خواهد.

راه گشايى براى انجام كفاره

در روايتى معتبر آمده است: مردى با اضطراب و نگرانى وارد مسجد شد، كنار پيغمبر عظيم الشأن اسلام  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نشست، گفت: دارم سكته مى‏كنم، دارم مى‏ميرم. فرمودند: مشكلت چيست، گفت: وسط روز ماه رمضان يك ساعت برايم استراحت پيدا شد، رفتم منزل كنار عيالم، روزه‏ام را باطل كردم و الآن پشيمانم. پيغمبر اكرم  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمودند: جريمه آن را بده! فرمودند: سى و يك روز روزه پشت سر هم، سى روز هم روزه جداى از هم، شصت و يك روز روزه بگير، جريمه اين روزه و اين حكم خدا و اين عبادتى كه شكستى، گفت: يا رسول الله! من يك روز هم نمى‏توانم روزه بگيرم، فرمودند: اگر اطمينان دارى كه نمى‏توانى، خدا اين شصت و يك روز روزه را نمى‏خواهد. جريمه دوم، شصت گرسنه را سير كن، گفت: يا رسول الله! با من شوخى مى‏كنيد، فرمود: نه اين حكم پروردگار در قرآن است، عرض كرد: يارسول الله! من تمكن مالى مناسبى ندارم، من يك مهمان هم نمى‏توانم به خانه ببرم، رسول خدا فرمود: يقين دارى كه نمى‏توانى.

در همين هنگام يكى از باغ داران مدينه، يك سبد رطب تازه آورد جلوى پيامبر  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله گذاشت و عرض كرد: اين را من به عشق شما چيده‏ام، ببريد منزل ميل بفرماييد، صاحب خرما رفت، پيغمبر  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به كسى كه روزه‏اش را شكسته بود،فرمود: اين سبد را شما به خانه ببر و با زن و بچه آن را بخوريد به نيت كفاره روزه.[2]

انجام تكاليف بر اساس توان

نمازى كه به ما واجب شده هماهنگ با طاقت بدن است. بيست و چهار ساعت بر ما مى‏گذرد، پروردگار مى‏گويد: دو ركعت نماز صبح بخوان، هشت ركعت نماز ظهر و عصر، هفت ركعت هم مغرب و عشاء، آيا اگر مى‏فرمود: شبانه روز سيصد ركعت نماز به شما واجب است، ما مى‏توانستيم بخوانيم؟ اما با اين همه امكان و نيرويى كه به بدن ما داده و اين همه نعمتى كه كنار ما چيده است، هوا را استفاده كن، از گوشت حيوانات حلال گوشت بخور، برو كاسبى كن، در اين مجموعه امكانات وسيع مى‏گويد: دو ركعت نماز بخوان؛ در سال يك ماه رمضان روزه بگير، اگر بتوانى، اگر رفتى دكتر و چشمت را معاينه كرد و گفت: اگر روزه بگيرى، يك سال به چشمت لطمه مى‏خورد، نگير. در تمام مدت عمر يك بار مكه برو. اگر نتوانستى ايستاده نماز بخوانى، بنشين، نشسته نشد، بخواب، خوابيده نشد، هر طورى كه امكان دارد بخوان، اگر زبانت هم سنگين شده كلمات نماز را نگو، به ذهنت بگذران.

2ـ امكانات براى هدايت

يك مسأله‏اى كه در زمينه هدايت مطرح است امكانات مى‏باشد، برادران و خواهران! براى اجراى واجباتى كه ما را راهنمايى كرده‏اند از مجموعه امكاناتى كه به ما داده‏اند، چقدر بايد خرج اجراى واجبات كنيم؟ اگر مى‏گويد: خمس بدهيد، اول پول مى‏دهد، اگر مى‏گويد: زكات بده، اول گوسفند، گندم و طلا و نقره را مى‏دهد، اگر مى‏گويد: مشكل بندگان من را حل كن، اول زبان را مى‏دهد، آبرو مى‏دهد، پايش را مى‏دهد كه بروى.

كل امكانات را به كار نمى‏گيرى، لازم هم نيست كه كل آن را به كار بگيرى، از صددرصد امكاناتى كه به ما داده است ده درصد خرج كل عبادات مى‏شود، بقيه امكانات خرج مسائل مادى مى‏شود، در امور اخلاقى هم خيلى به ما امكان داده است، مى‏توانم متواضع باشم، مهربان باشم، تكيه گاه بينوايان باشم، با زبانم خير
بگويم؟ امور منفى، آن هم همان طور است، امكان دارد كه حسود نباشم، متكبر نباشم، بخيل نباشم، شهوت‏ران حرام نباشم؟ بله.

پی نوشت ها:

-----------

[1] ـ مؤمنون 23 : 99؛ «[ دشمنان حق از دشمنى خود باز نمى‏ايستند ] تا زمانى كه يكى از
آنان را مرگ در رسد ، مى‏گويد : پروردگارا ! مرا [ براى جبران گناهان و تقصيرهايى كه از من سر زده به دنيا ] بازگردان.»

[2] ـ من لايحضره الفقيه: 2/115، باب ما يجب على من أفطر، حديث 1885؛ «عَنْ أَبِي
جَعْفَرٍ  عليه‏السلام أَنَّ رَجُلاً أَتَى النَّبِيَّ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فَقَالَ هَلَكْتُ وَ أَهْلَكْتُ فَقَالَ وَ مَا أَهْلَكَكَ قَالَ أَتَيْتُ امْرَأَتِي فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ أَنَا صَائِمٌ فَقَالَ النَّبِيُّ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله أَعْتِقْ رَقَبَةً قَالَ لاَ أَجِدُ قَالَ فَصُمْ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ قَالَ لاَ أُطِيقُ قَالَ تَصَدَّقْ عَلَى سِتِّينَ مِسْكِيناً قَالَ لاَ أَجِدُ فَأُتِيَ النَّبِيُّ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بِعِذْقٍ فِي مِكْتَلٍ فِيهِ خَمْسَةَ عَشَرَ صَاعاً مِنْ تَمْرٍ فَقَالَ النَّبِيُّ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله خُذْهَا فَتَصَدَّقْ بِهَا فَقَالَ وَ الَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ نَبِيّاً مَا بَيْنَ لاَبَتَيْهَا أَهْلُ بَيْتٍ أَحْوَجَ إِلَيْهِ مِنَّا فَقَالَ خُذْهُ فَكُلْهُ أَنْتَ وَ أَهْلُكَ فَإِنَّهُ كَفَّارَةٌ لَكَ.»

ادامه دارد . . .

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه