اختيار در انتخاب هدايت و ضلالت
از اينجا به بعد در اختيار شماست كه اين چراغهاى اخلاقى و عملى خودروى نفس را روشن كنى، يا دنبال اين چراغها نروى و در تاريكى بمانى تا زندگى تو تمام شود، ولى من تو را در روشنايىها و تاريكىها عملاً قرار نمىدهم. اجراى برنامه به عهده من نيست، فقط راهنمايى به عهده من است.
البته اگر بخواهم همه را در اين دنيا سالم قرار بدهم، مىتوانم. اما اگر كسى به دست من صد در صد هم غرق در نور بشود، آن نور ارزشى ندارد، چون او كاسب آن نور نبوده است، من انجام دادهام. و من اين كار را انجام نمىدهم؛ بلكه من راهنمايى مىكنم.
ارزش اينجا است كه بشر به اختيار خودش راهنمايى من را قبول كند. همه انبيا را من راهنمايى كردهام، اما نماز ابراهيم عليهالسلام را من نخواندهام، اخلاق ابراهيم عليهالسلام، منش او را كه من ندادم، كه بگوييد: چرا ابراهيم را ابراهيم قرار دادى؟ و چنين لطفى به من نكردى. من ابراهيم را با عبادت هدايت كردم، عالى عبادت كرد، ولى عبادت نمودن ابراهيم، كار من نبوده است، به اختيار خودش عبادت كرده است. من نيامدم ابراهيم را به اجبار در چارچوب روشنايىهاى عملى و اخلاقى قرار بدهم. محال است من دست كسى را بگيرم و در چارچوب خوبىها قرار بدهم، من فقط خوبىها و بدىها را بيان مىكنم، حالا خودت آزادى، اينخوبىها را بپذيرى يا نپذيرى. اما به تو مىگويم، اگر اين خوبىها را بپذيرى، خير دنيا و آخرت را بردهاى، و اگر بدىها را بپذيرى، خزى دنيا و عذاب آخرت را با دست خودت براى خود فراهم كردهاى.
English