نور و نار در قرآن
آنهايى كه هدايت پروردگار را قبول كردند، نفس آنها منبع خير، منبع نور، منبع طلوع روشنىهاى عملى و اخلاقى و اعتقادى شد. به محض اين كه وارد محشر مىشوند:
« يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَـتِ يَسْعَى نُورُهُم بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمَـنِهِم بُشْرَيكُمُ الْيَوْمَ جَنَّـتٌ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَـرُ خَــلِدِينَ فِيهَا ذَ لِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ »
تمام مردان و زنان مؤمن را با اين چشمت مىبينى كه از پيشاپيش آنها و از طرف راست آنها، نورى شتابان قرار دارد كه اينها با كمك اين نور، در روز قيامت جايگاه ابد خود را در بهشت پيدا مىكنند.
اما كسانى كه در دنيا، غرق در تاريكى بودند:
« أَوَ مَن كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَـهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِى بِه فِى النَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُ فِى الظُّـلُمَـتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا »
در سوره انعام مىفرمايد: نخواستند كه از اين تاريكى بيرون بيايند.
بر عهده من نبود آنها را خارج كنم. خودشان بايد با راهنمايى من بيرون مىآمدند. در چاه افتاده بودند، من طناب محكمى مثل قرآن و نبوت و امامت را از جانب خودم به سوى آنها قرار دادم، گفتم:
« وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا »
دست به اين طناب بگير و از تاريكى بيرون بيا،
« لَيْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا »
خودش نيامد. اينها در روز قيامت هم وقتى وارد مىشوند، در تاريكى وارد مىشوند. آن هم تاريكى متراكم؛
« وَ مَن كَانَ فِى هَـذِه أَعْمَى فَهُوَ فِى الْأَخِرَةِ أَعْمَى »
هر كس در اين دنيا در تاريكى است، آنجا هم در تاريكى خواهد بود. راهى به جانب سعادت، به جانب رضاى پروردگار برايشان باز نيست. اين حقيقتى است كه قرآن كريم در آيات متعددى بيان مىكند.
شما داراى حقيقتى هستى به نام «نفس» كه همه موجوديت تو تكيه به آن دارد، حيات تو، مرگ تو، خير تو، شر تو، روشنايى و تاريكى تو و پروردگار تو، آنچه در رابطه با نفس تو بر عهده گرفته است، هدايت نفس به جانب روشنايىها و بيم دادن نفس از تاريكىها است.
English