انسان دور از حق، هيزم نسوز جهنم
در سوره جن مىفرمايد: اين اسكلت استخوانى
« فَكَانُواْ لِجَهَنَّمَ حَطَبًا »
هيزم جهنم است، هيزم نسوز هم هست.
« لاَ يَمُوتُ فِيهَا وَ لاَ يَحْيَى »
اگر كسى باور نكند كه اين اسكلت تبديل به هيزم نسوز مىشود، بايد كورهها را ببيند، خاك نسوز، آجر نسوز، طناب نسوز، نخ نسوز، آتشى كه شش هزار درجه در كوره ذوب آهن و مس است، خود كوره را نمىسوزاند. با آن حرارت شديد و هجوم قوى.
استخوانهاى انسانِ پوچ و پوك شده هم هيزم جهنم است، ولى هيزم نسوز، با اين كه آتش جهنم قدرت شديدى دارد.
در دعاى كميل اميرالمؤمنين با اشك چشم گفت:
« هذا ما لا تقوم له السموات و الارض »
اين آتشى است كه آسمانها و زمين در مقابل او مقاومت ندارند، نابود مىشوند. ولى اين استخوانهاى پوچ و توخالى، هيزم نسوز جهنم است. او بايد فرمان بدهد كه بسوز و خاكستر شو، اما فرمان صادر نمىكند.
در قرآن هم نمونه مىآورد؛ ابراهيم عليهالسلام را در آتش دنيا انداختند، من به آتش گفتم:
« كُونِى بَرْدًا وَسَلَـمًا عَلَى إِبْرَ هِيمَ »
براى ابراهيم، خنك شو و امنيت ايجاد كن. نمىخواهم ابراهيم را بسوزانى.
تو كارت سوزاندن است، اما اين را نسوزان. در قيامت هم به كل استخوانهاى اهل جهنم مىگويند: بسوزيد، ولى نابود نشويد. قرآن مجيد مىگويد: كسى كه رحمت خدا را در دنيا بدرقه خود ندارند، فعاليتها و كوششها و عرق ريختنها و سر بالا و سرازير دويدنها، زحمتهايش براى خودش و زن و بچه و ديگران، باطل شدنى است. ولى اين سه حقيقت باعث مىشود كه رحمت خاص و فيوضات حق را جلب كند و به عمل ارزش فوق العاده بدهد.
English