لطفا منتظر باشید

حاكميت اخلاق بر زندگى بشرى

اگر يك كشور همه با هم با محبت باشند، همه عاشق هم باشند، همه بار همديگر را بردارند، چه مشكلى مى‏ماند؟ نماز خوب است، اما حلاّل اين مشكلات نيست. روزه خوب است، اما انسان ضعف مى‏كند، مى‏خواهد به خانه برود. حج خوب است، ولى انسان در مملكتش نيست. جهاد خوب است، اما درگيرى با دشمن است. اخلاق انسان را با همه برنامه‏هاى انسانى و خانوادگى و اجتماعى رابطه مى‏دهد. و در اين رابطه است كه صاحبان اخلاق هر بارِ افتاده‏اى را، عاشقانه از زمين برمى‏دارند.

در حاكميت اخلاق يك دختر بى‏جهيزيه نمى‏ماند. يك پسر بى زن نمى‏ماند. يك نفر بى‏كار نمى‏ماند. درب اتاق مديرها بسته نمى‏شود.

در جو اخلاق انسان دلسوز و نرم است. با مردم راحت و نسبت به مردم مهرورز است. در حاكميت اخلاق است كه با عشق بار پيرزنى را در بيابان به دوش مى‏كشد.

مشك را تا در خانه آورد. پيرزن به او گفت: بارك الله، بيا داخل، آب و شير برايت بياورم. فرمود: كارى دارم، بايد بروم.

گفت: ميل خودت است، هفت هشت قدم پيامبر نرفته، بچه‏ها رسيدند، گفت: عزيزانم! اين مردى كه لباسش از همه كهنه‏تر است، يك تشكرى از او بكنيد، تعارفش هم كردم، داخل نيامد، بچه‏ها دويدند، يكى از آنها به پيامبر عرض كرد: بايست، دو نفر ديگر نزد مادرشان رفتند و گفتند: مادر! فهميدى چه كسى بود كه بار تو را آورد؟ گفت: نه، گفتند: همانى كه چند سال است مى‏گويى مرا ببريد  مدينه او را ببينم، مادر گفت: خاك بر سر من شد، پيغمبر بار من را به دوش كشيد، مادر داشت سكته مى‏كرد.

بارى نبايد در مملكت روى زمين بماند. اگر انسان متخلق به اخلاق انسانيت باشد، خيلى مهم است.

گفتند: يا رسول الله! اگر بروى مادر ما ناراحت مى‏شود. مادر ما مى‏خواست شما را ببيند، چند دقيقه برگرد و در خيمه بنشين، بگذار مادر ما شما را ببيند. گفت: عيبى ندارد، برمى‏گردم.

 صدق و سعادت ثمر دين بود

هر كه خوش اخلاق، خوش آيين بود

درصد بالايى از كسانى كه در قيامت نجات پيدا مى‏كنند، ايمان و عمل صالحشان توان نجات دادنشان را ندارد، به جز اخلاق. انبيا و ائمه طاهرين  عليهم‏السلام چه اخلاقى داشتند.

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه