لطفا منتظر باشید

هدايت تكوينى و تشريعى - جلسه دوازدهم (1) – (متن کامل + عناوین)

ارزش عقل

 درخواست عقل كامل از خدا

يزد، مسجد حضيره محرم 1380

الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين و صلّ على محمد و آله الطاهرين.

آن قدر آراستگى به اخلاق مهم است، كه انبياى خدا و ائمه طاهرين  عليهم‏السلام با اشك چشم، با تضرع دعا مى‏كردند، كه پروردگار مهربان عالم، زمينه اخلاق كامل و جامع را براى آنها فراهم كند. دعاى همه آنها هم در اين زمينه مستجاب شد، و انبيا و ائمه طاهرين  عليهم‏السلام، متخلق به اخلاق خدا و اخلاق انسانى شدند.

از طريق اخلاقشان منافع ابدى از خود به جاى گذاشتند، ساختمان انسانيت را بر پا كردند، درهاى رحمت خدا را به روى مردم گشودند، مردم را با فيوضات پروردگار بزرگ عالم آشنا كردند.

وجود مبارك حضرت باقر العلوم  عليه‏السلام مى‏فرمايد: دستم در دست پدرم امام زين العابدين  عليه‏السلام بود ـ زمانى كه كسى از محل قبر جدم اميرالمؤمنين  عليه‏السلام خبر نداشت، و فقط ما اهل‏بيت مى‏دانستيم كه محل قبر حضرت مولى الموحدين  عليه‏السلام كجا است ـ وقتى كنار قبر جدم امير المومنين  عليه‏السلام رسيديم، ايشان زيارت خواندند. اواخر زيارت، صورت مبارك را روى خاك قبر اميرالمؤمنين نهادند، آنجايى كه محل نزول ملائكه و تجلى رحمت حضرت حق و محل فرود آمدن بركات و عنايات خاص پروردگار است؛ پدرم گريه كرد و به پروردگار عالم عرض كرد:

«اللهم ارزقنى عقلاً كاملاً»[1]

ببينيد چه كسى دعا مى‏كند و چه چيزى مى‏خواهد؟ خدا از اين نوع دعاها و خواسته‏ها خوشش مى‏آيد. در خانه كريم كه مى‏رود و از او به غير از معنويت چيزى نمى‏خواهد.

وقتى در خانه كريمى مثل پروردگار مى‏رود، به تناسب شأن كريم از او بايد درخواست كند، كه كريم از آن درخواست خوشش بيايد. ببينيد چه سرمايه سنگينى را از چه كريمى مى‏خواهد.

مغز انسان چهارده ميليارد سلول دارد، كه همه دانشمندان مغز شناس مى‏گويند: يك سوم اين چهارده ميليارد فعال است، ولى دو سوم آن فعال نيست، و با همين يك سوم است كه سقراط، بقراط، افلاطون، ارشميدس، ابن سينا و صدرالمتألهين به وجود آمده‏اند، ولى امام زين العابدين  عليه‏السلام مى‏فرمايد: خدايا همه سلولهاى مغز مرا به كار بيانداز.

وسعت عقل در رسيدن به حقايق

عقل اگر كامل شود؛ انسان، فراگيرى وسيعى نسبت به حقايق پيدا خواهد كرد! چه كسى بايد به ما عقل كامل در حد خودمان عنايت كند؟ اين سرمايه نزد كيست؟ عقلى كه امام باقر   عليه‏السلام مى‏فرمايد: پروردگار عالم به عقل گفته است: من كه خداى عالم هستى هستم، در تمام عالم وجود محبوب‏تر از تو را نيافريدم.[2] پس محبوب‏ترين عنصر پيش خدا را بايد از خود خدا خواست. او كه در پرداخت بخيل نيست. او كه در پرداخت، دست بسته و ممسك نيست. او جود محض و كمال بى‏نهايت است.

دست حاجت چو برى پيش خداوندى بر

كه كريم است و رحيم است و غفور است و ودود

كرمش نامتناهى، نعمش بى‏پايان

هيچ خواهنده از اين در نرود بى مقصود[3]

نمونه‏اى از عاقلان در عالم (ملا صدراى شيرازى)

ما در تمام كره زمين، بعد از چهارصد سال، هنوز نمونه صدرالمتألهين[4] را يا نداريم و يا كم داريم. اگر كسانى بخواهند صدرالمتألهين شيرازى را كه يك آخوند بوده و در شهركهك استان قم زندگى مى‏كرده است بشناسند، بايد اين كتاب را تهيه كرده و بخوانند؛ «دو فيلسوف شرق و غرب، صدرالمتألهين و اينشتين» مؤلف اين كتاب در نزديك سى فصل، بين يافته‏هاى صدر المتألهين از جهان، و يافته‏هاى اينشتين[5] از جهان تطبيق كرده و با كمال بى‏طرفى نشان داده، آنچه كه اينشتين در ديناميك جهان به آن رسيده است، چهارصد سال قبل، ملاصدرا به آن رسيده بود.

پدر صدر المتألهين تاجر طلا و نقره و عتيقه و درّ و گوهر بود كه در بوشهر و بصره هم برايش كار مى‏كردند و از دريا اشياى قيمتى استخراج مى‏كردند، مى‏فرستادند به شيراز. بچه‏اش را در مغازه خودش آورد، آرزو داشت كه فرزندش هم مثل خودش بشود، و يك دختر هم از يك ميلياردر شيرازى براى او پيدا كند، ولى چند روز اين پدر، اين بچه سيزده چهارده ساله را متأثر و محزون ديد، به او گفت: پسرم! مشكل شما چيست؟ گفت: من دلم به طلا و نقره و در و گوهر و عتيقه فروشى نمى‏گيرد، گفت: پس به چه چيز مى‏گيرد؟ گفت: به فهميدن. گفت: چه كارى برايت انجام بدهم؟ گفت: رهايم كن كه درس بخوانم. گفت: اشكالى ندارد، كجا درس مى‏خواهى بخوانى؟ گفت: مدرسه خان شيراز.

صبح دست او را گرفت و به مدرسه آورد. در خانه بابا، كاخ، عالى‏ترين فرش كرمان، و پرده زربافت و سفره‏هاى شاهانه داشت، ولى همه را رها كرد وبه مدرسه طلبه‏ها، كه تير چوبى، سياه، يك پنجره كوچك، يك زيلوى پاره داشت وارد شد. حجره را به او نشان داد، گفت: از آن خانه به اينجا مى‏خواهى بيايى؟ گفت: من معرفت را از اينجا به دست مى‏آورم.

اگر بخواهى، خدا عنايت مى‏كند. واقعا عقل صدرالمتألهين فعال و جوّال و در حد خودش فراگير بوده است. تا عمق عالم، تا عمق قرآن، تا عمق نهج البلاغه، تا عمق روايات مى‏دويده است و در اين دويدن عقلى، اين قدر مسائل الهى و ديناميكى و فيزيكى و طبيعى استخراج كرده كه انسات مبهوت مى‏ماند. يك بچه شيرازى تا كجاى جهان رفته است.

علاقه عاقل به ايمان، اخلاق و عمل صالح

اين كار عقل است. آن وقت كه آدم عاقل شد، عاشق اخلاق، ايمان و عمل صالح مى‏شود. عاشق مردم، خدا، قيامت، وطن، فهم بيشتر و غرق در عشقى مى‏شود كه اين عشق به همه جا مى‏تواند راه پيدا كند.

امام باقر  عليه‏السلام مى‏فرمايد: پدرم اشك مى‏ريخت و مى‏فرمود:

«اللهم ارزقنى عقلاً كاملاً و لبا راجحا»

خدايا! عقل برتر به من بده، كه در زندگى، مغزم تا روز قيامت فوق انسانها باشد. مغزى بر فراز همه مغزها.براى فهميدن گوشه‏اى از عظمت عقل امام زين العابدين  عليه‏السلام بايد يك دور اين پنجاه و چهار دعاى صحيفه سجاديه[6] را به دقت نگاه كنيد، ببينيد اين مغز فعال در اين دعاها، در حقايق و معارف و شناخت جهان و خدا و صحرا و زمين و دريا و خيرات و شرور چه كرده است.

تزكيه دل از رذايل

«و قلبا زاكيا»

خدايا! دل پاك به من بده، كه اين صفحه دل من، سياه به حسد، طمع، غرور، منيّت، ريا، بى‏مهرى، بى‏محبتى و بدون عشق بودن نباشد. اين قلب خانه تو است. اين خانه بايد از همه اين آلودگى‏ها پاك باشد. هر خانه‏اى كه سگ در آن باشد، خدا به آن خانه نظر رحمت نخواهد كرد.[7] در حالى كه پيامبر  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرموده است: سگى كه براى گله، براى حفاظت از باغ و خانه، تعليم مى‏دهند، خريد و فروشش حلال است.[8] قيمت دارد. يك سگ نجس العين، وقتى كه يك نفر اخلاقى يادش بدهد كه با اين گوسفندها مهربان باش، گرگ را بران، غريبه را راه نده، سگى كه يك ذره اخلاق ياد بگيرد، پيامبر مى‏فرمايد قيمتى است و خريد و فروشش حلال است، پيامبر مى‏فرمايد: كلب معلَّم از نظر دين من خريد و فروشش عيبى ندارد. چطور گفته‏اند: در خانه‏اى كه سگ باشد، خدا نظر رحمت بر آن خانه نمى‏كند؟ شايد منظور پيغمبر  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله حيوانات وحشى ميان سينه انسان است، كسى كه در خانه درون و قلبش اين گونه حيوانات خطرناك باشند، خدا به آن خانه نظر رحمت نمى‏كند.

«و قلبا زاكيا»

خداوند در سوره شعرا مى‏فرمايد:

« يَوْمَ لاَ يَنفَعُ مَالٌ وَ لاَ بَنُونَ * إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ »[9]

قلب سالم با خود به قيامت بياوريد، كه وقتى وارد قيامت شديد، من خودم، محبت پيامبرانم و ائمه و قرآن را در قلب شما ببينم، قلب سليم غير از اين نيست.

پی نوشت ها:


[1] ـ مستدرك الوسائل: 10/222، باب 21 استحباب زيارة أميرالمؤنين، حديث 11900؛
«الْمَزَارُ الْقَدِيمُ، رُوِيَ عَنْ مَوْلاَنَا مُحَمَّدٍ الْبَاقِرِأَنَّهُ قَالَ مَضَيْتُ مَعَ وَالِدِي عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ  عليه‏السلامإِلَى قَبْرِ جَدِّي أَمِيرِ الْمُؤمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ  عليه‏السلام بِالنَّجَفِ بِنَاحِيَةِ الْكُوفَةِ فَوَقَفَ عَلَيْهِ ثُمَّ بَكَى وَ قَالَ السَّلاَمُ عَلَى أَبِي الْأَئِمَّةِ وَ خَلِيلِ النُّبُوَّةِ وَ الْمَخْصُوصِ بِالْأُخُوَّةِ السَّلاَمُ عَلَى يَعْسُوبِ الاْءِيمَانِ وَ مِيزَانِ الْأَعْمَالِ وَ سَيْفِ ذِي الْجَلاَلِ السَّلاَمُ عَلَى صَالِحِ الْمُؤمِنِينَ وَ وَارِثِ عِلْمِ النَّبِيِّينَ الْحَاكِمِ فِي يَوْمِ الدِّينِ السَّلاَمُ عَلَى شَجَرَةِ التَّقْوَى السَّلاَمُ عَلَى حُجَّةِ اللَّهِ الْبَالِغَةِ وَ نِعْمَتِهِ السَّابِغَةِ وَ نِقْمَتِهِ الدَّامِغَةِ السَّلاَمُ عَلَى الصِّرَاطِ الْوَاضِحِ وَ النَّجْمِ اللاَّئِحِ وَ الاْءِمَامِ النَّاصِحِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ ثُمَّ قَالَ أَنْتَ وَسِيلَتِي إِلَى اللَّهِ وَ ذَرِيعَتِي وَ لِيَ حَقُّ مُوَالاَتِي وَ تَأْمِيلِي فَكُنْ لِي شَفِيعِي إِلَى اللَّهِ  عز و جل فِي الْوُقُوفِ عَلَى قَضَاءِ حَاجَتِي وَ هِيَ فَكَاكُ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ وَ اصْرِفْنِي فِي مَوْقِفِي هَذَا بِالنُّجْحِ وَ بِمَا سَأَلْتُهُ كُلَّهُ بِرَحْمَتِهِ وَ قُدْرَتِهِ اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي عَقْلاً كَامِلاً وَ لُبّاً رَاجِحاً وَ قَلْباً زَاكِياً وَ عَمَلاً كَثِيراً وَ أَدَباً بَارِعاً وَ اجْعَلْ ذَلِكَ كُلَّهُ لِي وَ لاَ تَجْعَلْهُ عَلَيَّ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.»

[2] ـ الكافى: 1/10، كتاب العقل و الجهل، حديث 1؛ «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ  عليه‏السلام قَال:َ لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ الْعَقْلَ اسْتَنْطَقَهُ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قَالَ وَ عِزَّتِي وَ جَلاَلِي مَا خَلَقْتُ خَلْقاً هُوَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْكَ وَ لاَ أَكْمَلْتُكَ إِلاَّ فِيمَنْ أُحِبُّ أَمَا إِنِّي إِيَّاكَ آمُرُ وَ إِيَّاكَ أَنْهَى وَ إِيَّاكَ أُعَاقِبُ وَ إِيَّاكَ أُثِيبُ.»

[3] ـ سعدى شيرازى.

[4] ـ شرح حال ايشان در كتاب ارزش عمر و راه هزينه آن، جلسه 15 آمده است.

[5] ـ شرح حال ايشان در كتاب مرگ و عالم آخرت، جلسه 26 آمده است.

[6] ـ تفسير و شرح صحيفه سجاديه در پانزده مجلّد از آثار استاد انصاريان با تحقيق و ويرايش جديد چاپ شده است.

[7] ـ الكافى: 3/393، باب الصلاة في الكعبة و فوقها، حديث 27؛ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ  عليه‏السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله إِنَّ جَبْرَئِيلَ  عليه‏السلام أَتَانِي فَقَالَ إِنَّا مَعْشَرَ الْمَلاَئِكَةِ لاَ نَدْخُلُ بَيْتاً فِيهِ كَلْبٌ وَ لاَ تِمْثَالُ جَسَدٍ وَ لاَ إِنَاءٌ يُبَالُ فِيهِ.»

[8] ـ مستدرك الوسائل: 8/294، باب 35، حديث 9482؛ «الشَّيْخُ أَبُو الْفُتُوحِ فِي تَفْسِيرِهِ، عَنْ أَبِي رَافِعٍ فِي حَدِيثٍ قَالَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى قَوْلَهُ وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ الآْيَةَ رَخَّصَ النَّبِيُّ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فِي اقْتِنَاءِ كَلْبِ الصَّيْدِ وَ كُلِّ كَلْبٍ فِيهِ مَنْفَعَةٌ مِثْلُ كَلْبِ الْمَاشِيَةِ وَ كَلْبِ الْحَائِطِ وَ الزَّرْعِ رَخَّصَهُمْ فِي اقْتِنَائِهِ وَ نَهَى عَنِ اقْتِنَاءِ مَا لَيْسَ فِيهِ نَفْعٌ.»

[9] ـ شعراء 26 : 88 ـ 89؛ «روزى كه هيچ مال و اولادى سود نمى‏دهد ، * مگر كسى كه دلى
سالم [ از رذايل وخبايث] به پيشگاه خدا بياورد.»

ادامه دارد . . .

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه