لطفا منتظر باشید

ادب كردن حر در برابر ابى عبدالله عليه‏السلام

بعد از اتمام نماز با هم صحبت كردند، اما درگيرى لفظى شديد شد، ابى عبدالله  عليه‏السلام با صداى بلند فرمودند: مادرت به عزايت بنشيند. حر سرش را پايين انداخت. برادران و خواهران! اين تيمسار يزيدى سه خط راجع به فاطمه زهرا  عليهاالسلام صحبت كرد، معركه كرده است. سرش را پايين انداخت، بعد از چند لحظه گفت: حسين جان! كسى كه جرأت نداشت اسم مادر من را ببرد، اگر كسى اسم مادر مرا ببرد، با اين تيزى شمشير جواب او را مى‏دهم. اما حسين جان! من جز اين كه در مقابل مقام مادر شما خاكسارى و تواضع كنم، هيچ چيز ديگر از دستم برنمى‏آيد.

اين قضيه تمام شد. هفت روز بعد، اثر اين خوبى از كوچه پس كوچه‏هاى عالم راه افتاد، و صبح عاشورا اثر اين خوبى به حر رسيد. يك نماز و يك ادب به فاطمه زهرا  عليهاالسلام. يك دستش را نماز و يك دستش را هم ادب به زهرا  عليهاالسلام گرفت.

به او گفتند: تو تيمسار يزيد باشى حيف است. بيا به خدمت ابى عبدالله  عليه‏السلام برويم، يكى از سرلشكرهاى ابى عبدالله  عليه‏السلام شو كه تا روز قيامت، بعد از ابى عبدالله  عليه‏السلام دل‏هاى پاك بيايند و در كنار قبرت اشك بريزند و بگويند:

 «السلام عليكم يا اولياء الله و احبائه»

 گفت: باشد، مرا ببريد. شما فكر مى‏كنيد حر را نفسش يا پاهايش آورد، نه والله، يك دستش را نماز گرفت و يك دستش را ادب به فاطمه زهرا  عليهاالسلام، اين آثار خوبى است.

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه