حسرت روز قيامت
اين كه قرآن مجيد يكى از اسامى برزخ را «يوم الحسرة» گذاشته است، مين را مىخواهد بگويد. اين يك جدايى.
و جدايى دوم هم از رحمت خدا، از كاروان انبيا، كاروان عاشقان، كاروان اوليا، و نهايتا قرآن مىگويد: در يك تنهايى وحشتناك، كه اين تنهايى در تاريكىهاى متراكم است فرو مىروند. يك تاريكىاى كه در اين تاريكى، در عالم بعد، جز هيولاهاى عذاب و انعكاس اعمال خود را نمىبيند، و اين چهرههاى وحشتناك از او جدا نمىشوند.
اينجا قرآن از نظر روانكاوى و بيان حقيقت اشاره دقيقى نموده و مىفرمايد: آنهايى كه ديدشان فقط با اين چشم است، فقط در و ديوار و ظاهر دنيا را مىبينند و بر اساس اين ديد، جز به خوردن و آشاميدن و به قول قرآن: تمتع و اضافه كردن به طول و عرض بدن كارى ندارند و براى تأمين اين كارها هم رشتههاى كسبى توليد مىكنند. اسم اينها را پروردگار زمين خبيث گذاشته است. سرزمين ناپاك، آن وقت قرآن مىگويد:
« وَالَّذِى خَبُثَ لاَ يَخْرُجُ إِلاَّ نَكِدًا »
اينجا خيلى مطلب دارد، منتظر باشيد كه در اين سرزمين آلوده نجس، انواع علف هرزهها دربيايد.
آن وقت اين علف هرزهها را آيات و روايات ديگر شرح مىدهند؛ علف هرزه حسد، بخل، طمع، چون در اين چارچوب است. حسد از عوارض ظاهر بينى، بخل جمع مىكند، جود و كرامت ندارد، كريم نيست، علف هرزه ريا، شرك، كفر، مكارى، دوز و كلك، پشت هم اندازى، ظلم، كينهورزى، تمام اينها علف هرزههاى زمين آلوده است.
« وَالَّذِى خَبُثَ لاَ يَخْرُجُ إِلاَّ نَكِدًا »
اما اين علف هرزهها چه مىشوند؟ قرآن مجيد مىفرمايد: مىمانند، تا روز قيامت وقتى وارد جهنم مىشوند، اينها را كنار يك مقدار علف جهنم به نام «ضريع»؛
« لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلاَّ مِن ضَرِيعٍ »
قرار مىدهند. علفى است كه در بيابان عربى به دست مىآيد و شتر با آن آرواره قوى، اين علف را نمىتواند بخورد. قرآن مىفرمايد: اين علفها كه در آتش به وجود آمده و نمىسوزد و پر از خار و تيغ است بخورند و به آنها هم مىگويند:
« هَـذَا مَا كَنَزْتُمْ لأَِنفُسِكُمْ »
اين علفهايى كه خودتان در وجودتان كاشتهايد، اينها از ما نيست، مال زمين خودتان است:
« كُلُّ نَفْسٍِ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ »
بخوريد كه مال خود شما است. اين پايان كار كسانى است كه ظاهربين هستند، و وقتى از آنها مىپرسى زندگى را تعريف كنيد، مىگويند: همين دنيا است
English