نقصان علم بشرى بدون اتصال به علم الهى
با دو فرمول فيزيك و شيمى، با دو قاعده رياضى، با چهار قطعه تاريخى، با چهار خط شعر گفتن و شعر حفظ كردن كه آدم عالِم به حقايق دنياى انسان و اهل معرفت به واقعيات عالَم نمىشود.
كتاب علمى مىنويسند، وقتى در ترازوى الهى مىسنجيم، هزار ايراد و عيب دارد. چه كسى تا حالا ادعا كرده كه من كتابى نوشتهام كه احسن كتب است.
من در نوشته بزرگترين متفكران، آنهايى كه اهل انصاف هستند، اين دو سه جمله را ديدهام كه همگى نوشتهاند: اگر به عيبهايى در كتاب ما برخورديد، تذكر بدهيد. به عيب خود اقرار دارند، چرا؟ چون مغز و قلب آنها با باطن عالم كه رابطه مستقيم ندارد، تا از بالا به عالم نگاه بكند و ببيند حقايق هستى يا حقايق وجودى خود انسان چيست.
حتى كتابهاى مهم علمى آدرس مىدهند كه عيبهاى نوشته را به اين آدرس بفرستيد. يا در جمله ديگر مىنويسند: ما در اول جاده هستيم و آنچه نوشتهايم يك نمونه است، اميداواريم آيندگان بيايند و اين نمونه را كامل كنند.
شما هيچ كتابى را پيدا نمىكنيد كه نويسنده كتاب نوشته باشد: من حرف را تمام كردم و از اول تا آخر كتاب من نقص و عيب پيدا نمىشود و بعد از من ديگر كسى به اين حقيقتى كه من دربارهاش زحمت كشيدهام يك كلمه نمىتواند اضافه كند.
English