فارسی
يكشنبه 27 خرداد 1403 - الاحد 8 ذي الحجة 1445
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
0
نفر 0

هدايت تكوينى و تشريعى - جلسه بیست و چهارم (1) – (متن کامل + عناوین)

 

اقتدا و تأسى به پيامبر  صلى الله عليه و آله

 

مهديه تهـران دهه دوم صفر 1365

الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين و صلّ على محمد و آله الطاهرين.

 

براى همه ما ثابت شد كه رشد و كمال و ظهور همه استعدادهاى ما ـ چه در امور معنوى، و چه در امور دنيايى ـ به رابطه ما با وجود مقدس حضرت او بستگى دارد.

كسى كه در حد استعداد و امكان و وسع[1] خودش با اين مرد ملكوتى در رابطه باشد، معنى رابطه هم اين است كه ايشان را به عنوان مهمترين معلم نسبت به همه امور انسانى خودش بداند.

آن وقت اگر اهل انصاف و عقل و انديشه باشد، به حالت قبول مى رسد. بعد از اين كه برايش حالت قبول آمد، برنامه هاى ايشان را بايد در حد خودش، يا با تحصيل علم، يا در كنار يك معلم دنبال كند.

برنامه هاى ايشان هم در درجه اول كتاب خدا است، و در مرحله بعد فرمايش هاى ايشان خود و اهل بيتش  عليهم السلام.

اين مجموعه شخصيت پيغمبر  صلى الله عليه و آله است كه انسان با رابطه با اين مجموعه، نوع آن شخصيت را كسب مى كند. چه در اعتقاد، چه در اخلاق و چه در عمل، آن وقت انسان محبوب خدا مى شود:

 

« قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِى يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ »[2]

 

به مردم بگو: اگر واقعاً خدا را مى خواهيد، و مى خواهيد دلتان منور به نور حق شود، يا در سوره احزاب فرمود: به مردم بگو: اگر يك قيامت آبادى مى خواهيد، اگر اميد داريد كه عنايات خدا به شما برسد و اهل ذكر كثير شويد كه امام صادق  عليه السلام مى فرمايد: بستگى عمل به واجبات الهيه و پاك نگاه داشتن خود از محرمات، ذكر الهى است.[3]

و تذكر هم داده و مى فرمايد: ما وقتى به شما مى گوييم بياييد و اهل ذكر بشويد، منظور اين نيست كه يك تسبيح در دستتان بگردانيد و يك سلسله كلمات عربى پاك را تكرار كنيد، اين كار را كه همه مى توانند بكنند. اين ذكر گفتن عمومى است و خيلى مهم نيست.

ممكن است خداى نكرده يك نفر مى خواهد برود زنا كند، اما صد دفعه هم «لا اله الا الله» مى گويد.

يا يك كسى مى خواهد برود و به ناحق كسى را بزند. پشت چراغ قرمز گير كند و بگويد: «الله اكبر»

 

الان قدمش قدم جرم و معصيت و خطا است، اما «الله اكبر» و «لا اله الا الله» مى گويد.

 

نيت كار خير

يك وقتى فقرا به خدمت پيغمبر  صلى الله عليه و آله آمدند و گفتند: اين كه در قرآن مى گويد: اگر كسى در راه خدا يك درهم بدهد

 

« فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا »[4]

 

ما هم دلمان مى خواست داشتيم تا مى داديم و ده برابر برمى گشت، اما نداريم.

پيغمبر  صلى الله عليه و آله فرمودند: شما ناراحت نباشيد، از حالا به بعد هر وقت حوصله كرديد، درست و با توجه بگوييد:

 

«لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم»

 

خدا مثل آنها ده برابر به شما ثواب مى دهد.

پول ندارى، زبان كه دارى. با قلم، با زبان، كارى از دستت برنمى آيد، به مردم محبت كن.

اين فقرا بيرون آمدند و به پولدارها گفتند: خيال نكنيد ما از شما عقب افتاديم. پيغمبر  صلى الله عليه و آله به ما فرموده است كه بگوييد:

 

«لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم»

 

از آن ثوابها كه خدا به شما داده، به ما هم مى دهد.


پولدارها گفتند: ما هم پول مى دهيم، هم «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم» مى گوييم.

اين ها دوباره به مسجد رفتند، گفتند: يا رسول الله! كار خراب شد. ما به اين ها گفتيم، اين ها گفتند: ما هم اين كار را مى كنيم.

پيغمبر  صلى الله عليه و آله فرمود: آنها وظيفه شان

 

«لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم»

 

نيست. آنها با اين ذكر چيزى نصيب شان نمى شود. بلكه با پول دادن به آن ثواب مى رسند.

پيغمبر  صلى الله عليه و آله فرمود: ماه رمضان افطارى بدهيد، ولو با يك ليوان آب.[5] حالا يك ميليونر به مسجد بيايد، كترى را از شير آب پر كند و در ليوان بريزد و به مردم بدهد، اين افطارى دادن نيست. اگر بخواهد افطارى بدهد، بايد هر چقدر مى تواند مستحق شرعى را دعوت كند، سفره افطار بياندازد، افطار مفصل هم بدهد، اين وظيفه او است، نه اين كه نيم كيلو خرما بگيرد و به مسجد بياورد و جلوى مردم بگيرد، بگويد: آقا! بفرماييد افطار كنيد! ثوابش را ما ببريم. كدام ثواب؟

 

معلوم است كه وظايف هر كس جا به جا دارد؛ وظيفه همه ما با همديگر فرق مى كند. همه مسئوليتها و برنامه ها متوجه يك نفر نيست. اسلام تقسيم بين همه ما است.

آن كسى كه قدرت دارد و مى تواند، بايد اداى تكليف كند، و آن كسى هم كه مى تواند، بايد حلال و حرام خدا را به مردم بگويد. اگر بگويد: مردم! كتاب برداريد و بخوانيد، اين اداى تكليف نكرده است. ما بايد بدانيم كه چه وظيفه اى داريم، همان تكليف را انجام بدهيم.

خيلى از تكليف ها را اگر ما انجام ندهيم، ديگر قضا ندارد، وقتى زمانش گذشت، ديگر قضا نمى توان كرد.

 

تبيين معناى ذكر كثير

ذكر كثير يعنى رابطه داشتن با حركات الهى، در اداى واجبات و ترك محرمات. خداوند خيلى با تأكيد مى گويد: شما هر چيز مثبتى را مى خواهيد، راهش فقط بستگى عملى و علمى شما به پيغمبر  صلى الله عليه و آله است.

 

كسب خير دنيا و آخرت با اتصال به پيامبر  صلى الله عليه و آله

اگر خدا را مى خواهى، از او بگير، اما اگر خودت تنهايى بخواهى دنبال خدا بروى، اصلاً آن را پيدا نمى كنى. آن كسى را هم كه پيدا مى كنى، خدا نيست. ساخته خودت است، بت خيالى.

اگر قيامت را مى خواهى؟ پيش پيغمبر  صلى الله عليه و آله است. من خودم و قيامت و صد و بيست و چهار هزار  پيغمبر  صلى الله عليه و آله و قرآن را، يك جا به خاطر رشد و كمال شما به ايشان داده ام.

 

شما اگر بناست در زندگيتان قهرمانى را براى شكل گيرى از او انتخاب كنيد، پيغمبر  صلى الله عليه و آله «اسوة» است.[6]

اگر بخواهيد خورشيدى در عالم معنويتان انتخاب كنيد كه بر شما بتابد:

 

« يَـأَيُّهَا النَّبِىُّ إِنَّـآ أَرْسَلْنَـكَ شَـهِدًا وَ مُبَشِّرًا وَ نَذِيرًا * وَ دَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِرَاجًا مُّنِيرًا »[7]

 

مبشر و منذر مى خواهيد؟ حبيب من. مى خواهيد من به شما بندگانم محبت پيدا كنم، مطيع پيغمبر  صلى الله عليه و آله باشيد.

 

ارتباط و اتصال حقيقى به پيامبر  صلى الله عليه و آله

اين موقعيت رسول خدا  صلى الله عليه و آله است. آن وقت ارتباط حقيقى با پيغمبر  صلى الله عليه و آله، نه ارتباط ناقص، ما الان خيلى مسلمان داريم كه با وجود او ارتباط دارند، ولى ارتباط ناقص، ارتباطى كه باعث رشد و كمال نيست. فقط باعث يك سلسله حركات بى معنا و بى روح است.

نماز مى خوانند، روزه مى گيرند، حج مى آيند، دولت دارند، زندگى دارند، اذان دارند، ولى آنچه كه خدا مى خواهد نيست.

ارتباطى باعث جلب محبت خدا، آبادى قيامت، و ذكر كثير است، كه يك ارتباط جامع باشد.

وقتى پيش پيغمبر  صلى الله عليه و آله مى روم، پيغمبر  صلى الله عليه و آله مى گويد: قرآن بخوانيد! بايد به راستى و به حقيقت سراغ قرآن بروم. وقتى مى گويد: به على  عليه السلام اقتدا كنيد! بايد اقتداى من حقيقى باشد.

وقتى به زنان امت مى گويد: اسوه شما حضرت زهرا  عليهاالسلام است، زنان امت بايد واقعا از هرا  عليهاالسلام شكل گيرى كنند.

وقتى مى گويد: شما در هر عصرى كه هستيد، بايد به انتظار فرج باشيد، و انتظار فرج يك عمل عبادى است، نه يك حالت قلبى، چون مى گويد:

 

«افضل اعمال امتى انتظار الفرج»[8]

 

 

يعنى اين خانه را براى عدل جهانى آماده كن. آماده كردن راه هم اين است كه اين قدر به سر كفر و شرك بزنيد كه به جان دادن برسد تا پسر من كه مى آيد، مثل آن يازده امام ديگر او را نكشند.

من پيش پيغمبر  صلى الله عليه و آله بروم، يعنى پيش خدا، انبيا و ائمه  عليهم السلام و قرآن رفته ام.

 

فهم حقيقت پيامبر  صلى الله عليه و آله با فهم قرآن

يكى به خانه پيغمبر  صلى الله عليه و آله آمد، در زد، يكى از همسرانش پشت در آمد. گفت: آقا را مى خواهم. پيغمبر  صلى الله عليه و آله از دنيا رفته بود. گفت: مگر تو نمى دانى كه رسول الله در دنيا نيست.

بارك الله به اين مرد! آفرين به بعضى فكرها و عقلها! چه آدمهاى باهوشى بودند! گفت: من با شخص ظاهرى پيغمبر  صلى الله عليه و آله كار ندارم، آمده ام كه شخصيت او را ببينم كه چگونه بود؟ حالا تو مى توانى اين سؤال من را جواب بدهى؟

گفت: بله، مى توانم جواب بدهم، مى خواهى بدانى پيغمبر  صلى الله عليه و آله چگونه بود؟ از اول تا آخر قرآن مجيد را برو بفهم، پيغمبر  صلى الله عليه و آله آن بود.[9]

 

عظمت قرآن در كنار عظمت پيامبر  صلى الله عليه و آله

قرآن مجيد يعنى يك دريايى كه ساحل ندارد، اول دارد، اولش «بسم الله الرحمن الرحيم» است، اما آخر ندارد:

 

«فَظَاهِرُهُ حُكْمٌ وَ بَاطِنُهُ عِلْمٌ ظَاهِرُهُ أَنِيقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِيقٌ لَهُ نُجُومٌ وَ عَلَى نُجُومِهِ نُجُومٌ لاَ تُحْصَى عَجَائِبُهُ وَ لاَ تُبْلَى غَرَائِبُهُ»[10]

 

اميرالمؤمنين  عليه السلام مى فرمايد:

«حمال ذو وجوه»[11]

 

قابليت حمل بر وجوه زيادى را دارد، اما براى خودشان معناى عددى نداشته است.

گفت: قرآن هر چه بود، پيغمبر  صلى الله عليه و آله همان قرآن است.

 

اهميت اتصال خالصانه با ثقلين

عرفا مى گويند: شما اگر با خدا، پيغمبر، على، امام حسين و هر كدام از ائمه  عليهم السلام آشنا بشويد ـ نه عمل شما، عمل كه در ترازوى حضرت حق، در صورتى كه خلوص همراهش باشد، خيلى فوق العاده است ـ مى گويند: اگر همان رابطه شما را در ترازو بگذارند، دنيا و آخرت را در كفه ديگر بگذارند، رابطه شما سنگين تر مى شود.

پيغمبر  صلى الله عليه و آله مى فرمود: اگر هر كدام از شما يك «لا اله الا الله» با اخلاص بگويد، در ترازوى عمل شما وزنش از آسمانها و كره زمين سنگين تر است.

كسى پرسيد: اخلاص چيست؟ فرمود: «لا اله الا الله»ى بگويى كه تو را از حرام دور كند.[12]

 

سود تجارت با پيامبر  صلى الله عليه و آله و فرهنگ او

ببينيد در رابطه با اين مرد  صلى الله عليه و آله انسان چه تجارتى مى تواند بكند. شما حساب  كنيد كه ما از پانزده سالگى به بعد، اين مقدار رابطه اى كه با پيغمبر  صلى الله عليه و آله و حرفهاى ايشان و اهل بيت  عليهم السلام و قرآن به واسطه ايشان داشتيم، در دايره تكليف، مسؤوليت، آدميت، انسانيت، اصالت، معرفت، توحيد، كه نقطه مركزى ايشان است، با اين مركز چقدر فاصله داريم؟

آن مقدارى كه ما به ايشان از نظر فكرى و عملى نزديك هستيم، از پانزده سالگى تا حالا، با همين نمازها، روزه ها، نگاه نكردن به نامحرم، دروغ نگفتن ها، غيبت نكردن ها، حرام نخوردن ها، مجالس هاى آنچنانى نرفتن ها، چقدر نصيبمان شده است؟ به خدا قسم! اگر تمام ملائكه بتوانند حساب كنند.

پيغمبر  صلى الله عليه و آله مى فرمايد: يك نماز جماعت، اگر تعداد نفرات از ده نفر گذشت، كل ملائكه خلق شده را خدا بفرستد، درياها را مركب كند، درختان دنيا را قلم كنند، بخواهند بنويسند كه چه مقدار ثواب نصيب شما شده است، نمى توانند بنويسند.[13]

 

 

پی نوشت ها:

 

 *******

 

[1] ـ فيض كاشانى مى گويد: وسع از قدرت و طاقت پايين تر است.

 

[2] ـ آل عمران 3 : 31؛ «بگو : اگر خدا را دوست داريد ، پس مرا پيروى كنيد تا خدا هم شما را
دوست بدارد.»

 

[3] ـ الكافى: 2/80، حديث 4؛ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ  عليه السلام قَالَ مِنْ أَشَدِّ مَا فَرَضَ اللَّهُ عَلَى خَلْقِهِ ذِكْرُ
اللَّهِ كَثِيراً ثُمَّ قَالَ لاَ أَعْنِي سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ إِنْ كَانَ مِنْهُ وَ لَكِنْ ذِكْرَ اللَّهِ عِنْدَ مَا أَحَلَّ وَ حَرَّمَ فَإِنْ كَانَ طَاعَةً عَمِلَ بِهَا وَ إِنْ كَانَ مَعْصِيَةً تَرَكَهَا.»

 

[4] ـ انعام 6 : 160؛ «پاداشش ده برابر آن است.»

 

[5] ـ من لايحضره الفقيه: 2/94، حديث 1831؛ « عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ  عليه السلام قَالَ خَطَبَ رَسُولُ اللَّهِ  صلى الله عليه و آلهالنَّاسَ فِي آخِرِ جُمُعَةٍ مِنْ شَعْبَان ... مَنْ فَطَّرَ فِيهِ مُؤمِناً صَائِماً كَانَ لَهُ بِذَلِكَ عِنْدَ اللَّهِ عِتْقُ رَقَبَةٍ وَ مَغْفِرَةٌ لِذُنُوبِهِ فِيمَا مَضَى فَقِيلَ لَهُ يَا رَسُولَ اللَّهِ لَيْسَ كُلُّنَا نَقْدِرُ عَلَى أَنْ نُفَطِّرَ صَائِماً فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى كَرِيمٌ يُعْطِي هَذَا الثَّوَابَ مِنْكُمْ لِمَنْ لَمْ يَقْدِرْ إِلاَّ عَلَى مَذْقَةٍ مِنْ لَبَنٍ يُفَطِّرُ بِهَا صَائِماً أَوْ شَرْبَةٍ مِنْ مَاءِ عَذْبٍ أَوْ تُمَيْرَاتٍ لاَ يَقْدِرُ عَلَى أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ وَ مَنْ خَفَّفَ فِيهِ عَنْ مَمْلُوكِهِ خَفَّفَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِ حِسَابَه... .»

 

[6] ـ الكافى: 1/210، حديث 7؛ «عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ  عليه السلام وَ إِنَّ الرَّوْحَ وَ الرَّاحَةَ
وَ الْفَلْجَ وَ الْعَوْنَ وَ النَّجَاحَ وَ الْبَرَكَةَ وَ الْكَرَامَةَ وَ الْمَغْفِرَةَ وَ الْمُعَافَاةَ وَ الْيُسْرَ وَ الْبُشْرَى وَ الرِّضْوَانَ وَ الْقُرْبَ وَ النَّصْرَ وَ التَّمَكُّنَ وَ الرَّجَاءَ وَ الْمَحَبَّةَ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لِمَنْ تَوَلَّى عَلِيّاً وَ ائْتَمَّ بِهِ وَ بَرِئَ مِنْ عَدُوِّهِ وَ سَلَّمَ لِفَضْلِهِ وَ لِلْأَوْصِيَاءِ مِنْ بَعْدِهِ حَقّاً عَلَيَّ أَنْ أُدْخِلَهُمْ فِي شَفَاعَتِي وَ حَقٌّ عَلَى رَبِّي تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَنْ يَسْتَجِيبَ لِي فِيهِمْ فَإِنَّهُمْ أَتْبَاعِي وَ مَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي.»

الكافى: 1/210، حديث 3؛ « عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ  عليه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ  صلى الله عليه و آله مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَحْيَا حَيَاةً تُشْبِهُ حَيَاةَ الْأَنْبِيَاءِ وَ يَمُوتَ مِيتَةً تُشْبِهُ مِيتَةَ الشُّهَدَاءِ وَ يَسْكُنَ الْجِنَانَ الَّتِي غَرَسَهَا الرَّحْمَنُ فَلْيَتَوَلَّ عَلِيّاً وَ لْيُوَالِ وَلِيَّهُ وَ لْيَقْتَدِ بِالْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ فَإِنَّهُمْ عِتْرَتِي خُلِقُوا مِنْ طِينَتِي اللَّهُمَّ ارْزُقْهُمْ فَهْمِي وَ عِلْمِي وَ وَيْلٌ لِلْمُخَالِفِينَ لَهُمْ مِنْ أُمَّتِي اللَّهُمَّ لاَ تُنِلْهُمْ شَفَاعَتِي.»

 

[7] ـ احزاب 33 : 45 ـ 46؛ «اى پيامبر ! به راستى ما تو را شاهد [ بر امت ] و مژده رسان
و بيم دهنده فرستاديم . * و تو را دعوت كننده به سوى خدا به فرمان او و چراغى فروزان [ براى هدايت جهانيان ] قرار داديم.»

 

[8] ـ المناقب، ابن شهر آشوب: 4/425؛ بحار الأنوار: 50/317، باب 4؛ «مِمَّا كَتَبَ  عليه السلام إِلَى عَلِيِّ
بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَابَوَيْهِ الْقُمِّيِّ ... عَلَيْكَ بِالصَّبْرِ وَ انْتِظَارِ الْفَرَجِ فَإِنَّ النَّبِيَّ  صلى الله عليه و آله قَالَ أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِي انْتِظَارُ الْفَرَجِ وَ لاَ تَزَالُ شِيعَتُنَا فِي حُزْنٍ حَتَّى يَظْهَرَ وَلَدِيَ الَّذِي بَشَّرَ بِهِ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آلهيَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً فَاصْبِرْ يَا شَيْخِي يَا أَبَا الْحَسَنِ عَلَى أَمْرِ جَمِيعِ شِيعَتِي بِالصَّبْرِ فَ إِنَّ الْأَرْضَ لِلّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ وَ السَّلاَمُ عَلَيْكَ وَ عَلَى جَمِيعِ شِيعَتِنَا وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ.»

 

[9] ـ الدّر المنثور: 6/250؛ «كانَ خُلْقُ رَسُولِ اللّه  صلى الله عليه و آله الْقُرْآنَ؛ اخلاق پيامبر خدا قرآن بود.»

 

[10] ـ الكافى: 2/598، حديث 2؛ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ  عليه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ  صلى الله عليه و آله أَيُّهَا
النَّاسُ إِنَّكُمْ فِي دَارِ هُدْنَةٍ ... فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَيْكُمُ الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ وَ مَاحِلٌ مُصَدَّقٌ وَ مَنْ جَعَلَهُ أَمَامَهُ قَادَهُ إِلَى الْجَنَّةِ وَ مَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ سَاقَهُ إِلَى النَّارِ وَ هُوَ الدَّلِيلُ يَدُلُّ عَلَى خَيْرِ سَبِيلٍ وَ هُوَ كِتَابٌ فِيهِ تَفْصِيلٌ وَ بَيَانٌ وَ تَحْصِيلٌ وَ هُوَ الْفَصْلُ لَيْسَ بِالْهَزْلِ وَ لَهُ ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ فَظَاهِرُهُ حُكْمٌ وَ بَاطِنُهُ عِلْمٌ ظَاهِرُهُ أَنِيقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِيقٌ لَهُ نُجُومٌ وَ عَلَى نُجُومِهِ نُجُومٌ لاَ تُحْصَى عَجَائِبُهُ وَ لاَ تُبْلَى غَرَائِبُهُ فِيهِ مَصَابِيحُ الْهُدَى وَ مَنَارُ الْحِكْمَةِ وَ دَلِيلٌ عَلَى الْمَعْرِفَةِ لِمَنْ عَرَفَ الصِّفَةَ فَلْيَجْلُ جَالٍ بَصَرَهُ وَ لْيُبْلِغِ الصِّفَةَ نَظَرَهُ يَنْجُ مِنْ عَطَبٍ وَ يَتَخَلَّصْ مِنْ نَشَب... .»

 

[11] ـ نهج البلاغه: نامه 77، و من وصية له  عليه السلام لعبد الله بن العباس لما بعثه للاحتجاج على
الخوارج؛ «لاَ تُخَاصِمْهُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّ الْقُرْآنَ حَمَّالٌ ذُو وُجُوهٍ تَقُولُ وَ يَقُولُونَ... وَ لَكِنْ حَاجِجْهُمْ بِالسُّنَّةِ فَإِنَّهُمْ لَنْ يَجِدُوا عَنْهَا مَحِيصا.»

 

[12] ـ اصل روايت پيدا نشد: روايت اين طور آمده: التوحيد: 27، باب 1، حديث 26؛ بحار الأنوار:
90/197، باب 5، حديث 22؛ «عن النَّبِيِّ  
صلى الله عليه و آله قَالَ مَنْ قَالَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ مُخْلِصاً دَخَلَ الْجَنَّةَ وَ إِخْلاَصُهُ بِهَا أَنْ يَحْجُزَهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ عَمَّا حَرَّمَ اللَّهُ  عز و جل.»

قريب به اين مضمون از اميرالمؤمنين  عليه السلام آمده: الاحتجاج: 1/259، بحار الأنوار: 90/198، باب 5، حديث 25؛ «عن الأصبغ ابْنُ نُبَاتَةَ قَالَ سَأَلَ ابْنُ الْكَوَّاءِ أَمِيرَ الْمؤمِنِينَ  عليه السلام فَقَالَ كَمْ بَيْنَ مَوْضِعِ قَدَمِكَ إِلَى عَرْشِ رَبِّكَ قَالَ ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ يَا ابْنَ الْكَوَّاءِ سَلْ مُتَعَلِّماً وَ لاَ تَسْأَلْ مُتَعَنِّتاً مِنْ مَوْضِعِ قَدَمِي إِلَى عَرْشِ رَبِّي أَنْ يَقُولَ قَائِلٌ مُخْلِصاً لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ قَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤمِنِينَ فَمَا ثَوَابُ مَنْ قَالَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ قَالَ مَنْ قَالَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ مُخْلِصاً طُمِسَتْ ذُنُوبُهُ كَمَا يُطْمَسُ الْحَرْفُ الْأَسْوَدُ مِنَ الرَّقِّ الْأَبْيَضِ فَإِذَا قَالَ ثَانِيَةً لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ مُخْلِصاً خَرَقَتْ أَبْوَابَ السَّمَاءِ وَ صُفُوفَ الْمَلاَئِكَةِ حَتَّى تَقُولَ الْمَلاَئِكَةُ بَعْضُهَا لِبَعْضٍ اخْشَعُوا لِعَظَمَةِ اللَّهِ فَإِذَا قَالَ ثَالِثَةً مُخْلِصاً لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ لَمْ تُنَهْنَهْ دُونَ الْعَرْشِ فَيَقُولُ الْجَلِيلُ اسْكُنِي فَوَ عِزَّتِي وَ جَلاَلِي لَأَغْفِرَنَّ لِقَائِلِكِ بِمَا كَانَ فِيهِ ثُمَّ تَلاَ هَذِهِ الآْيَةَ إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ يَعْنِي إِذَا كَانَ عَمَلُهُ خَالِصاً ارْتَفَعَ قَوْلُهُ وَ كَلاَمُهُ.»

 

 

[13] ـ بحار الأنوار: 85/14، باب 1، حديث 26؛ «أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ  صلى الله عليه و آله أَتَانِي
جَبْرَئِيلُ مَعَ سَبْعِينَ أَلْفَ مَلَكٍ بَعْدَ صَلاَةِ الظُّهْرِ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ رَبَّكَ يُقْرِئُكَ السَّلاَمَ وَ أَهْدَى إِلَيْكَ هَدِيَّتَيْنِ لَمْ يُهْدِهِمَا إِلَى نَبِيٍّ قَبْلَكَ قُلْتُ وَ مَا تِلْكَ الْهَدِيَّتَانِ قَالَ الْوَتْرُ ثَلاَثُ رَكَعَاتٍ وَ الصَّلاَةُ الْخَمْسُ فِي جَمَاعَةٍ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ وَ مَا لِأُمَّتِي فِي الْجَمَاعَةِ قَالَ يَا مُحَمَّدُ إِذَا كَانَا اثْنَيْنِ كَتَبَ اللَّهُ لِكُلِّ وَاحِدٍ بِكُلِّ رَكْعَةٍ مِائَةً وَ خَمْسِينَ صَلاَةً وَ إِذَا كَانُوا ثَلاَثَةً كَتَبَ لِكُلِّ وَاحِدٍ بِكُلِّ رَكْعَةٍ سِتَّ مِائَةِ صَلاَةٍ وَ إِذَا كَانُوا أَرْبَعَةً كَتَبَ اللَّهُ لِكُلِّ وَاحِدٍ بِكُلِّ رَكْعَةٍ أَلْفاً وَ مِائَتَيْ صَلاَةٍ وَ إِذَا كَانُوا خَمْسَةً كَتَبَ اللَّهُ لِكُلِّ وَاحِدٍ بِكُلِّ رَكْعَةٍ أَلْفَيْنِ وَ أَرْبَعَمِائَةٍ وَ إِذَا كَانُوا سِتَّةً كَتَبَ اللَّهُ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ بِكُلِّ رَكْعَةٍ أَرْبَعَةَ آلاَفٍ وَ ثَمَانَمِائَةِ صَلاَةٍ وَ إِذَا كَانُوا سَبْعَةً كَتَبَ اللَّهُ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ بِكُلِّ رَكْعَةٍ تِسْعَةَ آلاَفٍ وَ سِتَّ مِائَةِ صَلاَةٍ وَ إِذَا كَانُوا ثَمَانِيَةً كَتَبَ اللَّهُ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ بِكُلِّ رَكْعَةٍ تِسْعَةَ عَشَرَ أَلْفاً وَ مِائَتَيْ صَلاَةٍ وَ إِذَا كَانُوا تِسْعَةً كَتَبَ اللَّهُ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ بِكُلِّ رَكْعَةٍ سِتَّةً وَ ثَلاَثِينَ أَلْفاً وَ أَرْبَعَمِائَةِ صَلاَةٍ وَ إِذَا كَانُوا عَشَرَةً كَتَبَ اللَّهُ لِكُلِّ وَاحِدٍ بِكُلِّ رَكْعَةٍ سَبْعِينَ أَلْفاً وَ أَلْفَيْنِ وَ ثَمَانَمِائَةِ صَلاَةٍ فَإِنْ زَادُوا عَلَى الْعَشَرَةِ فَلَوْ صَارَتِ السَّمَاوَاتُ كُلُّهَا مِدَاداً وَ الْأَشْجَارُ أَقْلاَماً وَ الثَّقَلاَنِ مَعَ الْمَلاَئِكَةِ كُتَّاباً لَمْ يَقْدِرُوا أَنْ يَكْتُبُوا ثَوَابَ رَكْعَةٍ وَاحِدَةٍ يَا مُحَمَّدُ تَكْبِيرَةٌ يُدْرِكُهَا الْمُؤمِنُ مَعَ الاْءِمَامِ خَيْرٌ مِنْ سِتِّينَ أَلْفَ حَجَّةٍ وَ عُمْرَةٍ وَ خَيْرٌ مِنَ الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا سَبْعِينَ أَلْفَ مَرَّةٍ وَ رَكْعَةٌ يُصَلِّيهَا الْمُؤمِنُ مَعَ الاْءِمَامِ خَيْرٌ مِنْ مِائَةِ أَلْفِ دِينَارٍ يَتَصَدَّقُ بِهَا عَلَى الْمَسَاكِينِ وَ سَجْدَةٌ يَسْجُدُهُمَا الْمُؤمِنُ مَعَ الاْءِمَامِ فِي جَمَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ عِتْقِ مِائَةِ رَقَبَةٍ.»


منبع : پایگاه عرفان
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

شخصيت زن در قرآن‏
روايات بسيار مهم باب دختر دارى‏
6- تحمل رنج عبادت‏
نگاه انسان متواضع به مردم‏
بازخورد پروردگار به بندۀ عاشق
غناى نفس
چگونگى توسل به اذكار
اخلاص اميرالمؤمنين عليه السلام در مبارزه با عمرو ...
بهره خدايى جوان متدين‏
شناخت خدا به وجود علي (علیه السلام)

بیشترین بازدید این مجموعه

در مجلس ابن زیاد(لعنة الله علیه) چه گذشت؟ - جلسه ...
عزیمت حضرت مسلم ابن عقیل به شهر کوفه و شهادت ایشان
نگاه انسان متواضع به مردم‏
6- تحمل رنج عبادت‏
پنجمين عامل براى توبه‏
در پى كار خير گشتن
در مسئله ازدواج والاترين هدف را منظور داشته‏ ...
ارزش كتاب جامع السعادات
اختلاف ظرفيت‏هاى انسان
دیدار پروردگار درقیامت با چشم دل

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^