لطفا منتظر باشید

عبرت‏گيرى از بيماران براى شكرگزارى

شما به بعضى از بيمارستانها برويد. من بالاى سر يك مريض رفتم كه او را با شكم روى تخت خوابانده بودند. داشت زنبيل مى‏بافت. از او احوالپرسى كردم، گفتم: چند وقت است كه اينجا هستى؟ گفت: دوازده سال است كه من از اين تخت پايين نيامده‏ام، اصلاً مزه روى زمين راه رفتن يادم رفته است.

به ملاقات شخصى رفتم كه تمام اعضا و جوارح او به شدت مى‏لرزيد؛ پلكها، ابروها، گوشها، سر و گردن، دست، پا. يك استكان چايى نمى‏توانست بلند كند.

شما ماشاءالله سر سفره راحت مى‏نشينيد، راحت مى‏خوابيد. آدم بفهمد كه در نعمت‏ها غرق است. خيلى ارزش دارد.

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه